تبلیغات
9 دی، حماسه ملت ایران

امروز:

دهه فجر بر همه ایرانیان مبارک

 

حضوری پر شور

در

فجر محمدی

 

دهه فجر بر همه ایرانیان مبارک

ای شهیدان راهتان ادامه دارد

 

 


شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی و ستاد مركزی دهه فجرانقلاب اسلامی؛ در طلیعۀ سی و پنجمین بهار پیروزی انقلاب اسلامی اطلاعیه ای را صادر کرد.

98f05778c5494fcce1d3b262f2030f4c.jpg - 39.08 Kbمرصاد به نقل از باشگاه خبرنگاران، شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی و ستاد مركزی دهة فجرانقلاب اسلامی؛ در طلیعۀ سی و پنجمین بهار پیروزی انقلاب اسلامی با صدور اطلاعیه‌ای اعلام كرد:
 
نوای روحانی، دل‌انگیز و روح‌بخش‌ گلبـانگ تـكبیـر؛ ملـت بزرگ و استـوار ایـران اسلامی در شب پیروزی انقلاب اسلامی در كران تا كران آسمان گلگون میهن عزیزمان طنین‌انداز می‌شود و با مدد؛ دم قدسیایی شهدا و امام شهیدان، همراه با فریادهای "الله اكبر" ملت شـجـاع و قهرمان ایران اسلامی در حمایت از ملت‌های مسلمان وستم‌دیدۀ جهان، بر اندام نحیف استكبار جهانی و تمامی كاخ‌های ظلم و طاغوت لرزه انداخته و تمامی نقشه‌های شوم دشمنان انقلاب اسلامی را منهدم نموده و تحریم‌های یك‌جانبه استكبار را ناكام می‌گذارد‌.  
 
در شامگاه 21 بهمن‌ماه (شب 22 بهمن) سراسر كشور همزمان با تهران رأس ساعت «21:00» در 331 شهر و شهرستان و همزمان در 17  منطقه از میادین اصلی و مكان‌های عمومی شهر تهران نورباران می شود.  
 
ایران اسلامی در شب پیروزی انقلاب اسلامی (شب 22 بهمن) به یكباره می‌خروشد و از اقیانوس بیكران ملت به پا خواسته و مصمم ایران غریو فریادهای توفنده‌ "استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی" را كه تجلی‌بخش كلمه وحدت‌ و‌ وحدت كلمه‌ امت سربلند ایران اسلامی را سر می‌دهند.
 
"الله اكبری"؛ كه از اعماق وجود یكایك ملت مسلمان و سلحشور ایران اسلامی به پا خواست و تمامی كاخ‌های ظلم ستمشاهی را ویران نمود.
 
"الله اكبری"‌؛ كه تمامی مرزهای جغرافیای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی را در نوردیده ‌و به وسعت پهنه‌ پهناور زمین و تمامی قلوب عاشق حق و حقیقت گسترش یافت و به‌عنوان الگویی برتر در صدر نظام‌های سیاسی جهان قرار گرفت‌.
 
"الله اكبری"‌؛ كه به‌عنوان پیام صلح‌ و ‌آزادی‌ وعدالت‌ و استكبارستیزی در بین كشورهای مسلمان وآزادی‌خواه جهان مورد پذیرش قرار گرفت‌.
 
"الله اكبری"‌؛ كه امیدبخش دوستان و بیم‌دهنده دشمنان و نویدبخش طلوع ستاره‌‌ فجر انقلاب در پگاه صبح امید در آسمان پرفروغ ایران اسلامی است.
 
"الله اكبری"‌؛ كه تجلی‌بخش همبستگی عمومی اراده‌ و اتحاد ملی و انسجام اسلامی در سایه‌سار كلمه وحدت و وحدت كلمه است.
 
اینك ملت آگاه و بیدار ایران اسلامی به شكـرانـه سـی و چـهـار سال افـتـخـار و اقـتـدارآفـریـنـی و با پشتوانه اراده‌های راسخ ملت شجاع و قهرمان ایران در آغاز ورود به سی وپنجمین سال از حیات طیبه و پربركت نظام مقدس جمهوری اسلامی و درشامگاه بیست و یكم بهمن‌ماه می‌خروشند و فریاد رسای تكبیر خود را از مأذنه‌ها و گل‌دسته‌های مساجد، پشت بام منازل و اماكن و هیئات مذهبی، و در خیابان‌ها و كوچه‌ پس‌كوچه‌های شهرها و روستاهای سراسر كشور به گوش جهانیان می‌رساند‌.
 
"الله اكبر"‌؛ ‌به سی و چهار سال وحدت و اتحاد حول محور مقام ولایت فقیه
"الله اكبر"‌؛ ‌به سی و چهار سال ایستادگی و پایداری جانانه ملت قهرمان ایران اسلامی در مقابل نظام سلطه"الله اكبر"‌؛ ‌به سی و چهار سال حیات طیبه و پربركت در پرتو نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران "الله اكبر"‌؛ ‌به سی و چهار سال عزت و سربلندی در سایه‌سار اندیشه‌های ناب قرآن كریم و ائمه معصومین«علیهم‌السلام»"الله اكبر"‌؛ ‌به سی و چهار سال نقش‌آفرینی در جهت پویایی و استحكام نظام اسلامی"الله اكبر"‌؛‌ به سی و چهار سال جهاد پرتلاش و خستگی‌ناپذیر برای برافراشتن پرچم "لا اله الا الله" "الله اكبر"‌؛ ‌به سی و چهار سال صیانت و حفاظت و حراست از ‌شعار انقلاب "‌استقلال‌، آزادی‌، جمهوری اسلامی""الله اكبر"‌؛‌ به سی و چهار سال حماسه‌آفرینی و حضور آگاهانه در صحنه‌های مختلف برای تعیین سرنوشت كشور"الله اكبر"‌؛ ‌‌به این همه شور و شوق كه در اعماق قلوب ملت رشید ایران موج‌زنان تمامی نقشه‌های شوم استكبار ‌جهانی به سركردگی آمریكای جنایتكار و اسرائیل غاصب را نقش بر ‌آب می‌كند‌.
 
در پایان این اطلاعیه آمده است‌:
 
شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی و ستاد مركزی دهه فجرانقلاب اسلامی؛ از ملت استوار و سربلند ایران اسلامی می‌خواهد تا بار دیگر در شامگاه 21 بهمن و آغاز سی و پنجمین سالگرد پیروزی افتخارآفرین و شكوهمند انقلاب اسلامی  همزمان با نورافشانی، با بانگ رسای تكبیر، پیام انقلاب اسلامی را كه همانا ( استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی)است، سر داده و ضمن فریاد بانگ تكبیر پاسخ كوبنده به یاوه‌گویان جهانی به سركردگی آمریكای ام‌‌الفـسـاد و اذناب داخلی‌اش، وحدت و انسجام خود را با زنده نگاه‌داشتن یاد و خاطره‌‌ شهدای گرانقدر انقلاب اسلامی و تجدید میثاق با آرمان‌های والای امام راحل عظیم‌الشأن به اثبات برسانند و با تجدید میثاقی حماسی از اصل مترقی ولایت فقیه حمایت نموده و در راستای اطاعت از فرامین رهبری و حفاظت از دستاوردهای سترگ انقلاب اسلامی لحظه‌ای از پای ننشینند.

 


مردانی که با دستان خالی و خشمِ مردمان جان به لب آمده، با سر به زباله دان تاریخ سرنگون شدند اما برای واژگونی تندیس هایشان ، باید از کامیون و سیم بکسل و جرثقیل کمک گرفت.
به گزارش جهان نیوز، سرنوشت دیکتاتورها، شباهت های حیرت آور و در عین حال عبرت آموزی با یکدیگر دارد. مردانی بی اصل و نسب و بی ریشه، با کم ترین پایگاه اجتماعی در میان مردمانشان، که کشور را پر کرده اند از مجسمه ها و تندیس های پرهیبت از خودشان.مردانی که با دستان خالی و خشمِ مردمان جان به لب آمده، با سر به زباله دان تاریخ سرنگون شدند اما برای واژگونی تندیس هایشان ، باید از کامیون و سیم بکسل و جرثقیل کمک گرفت.همان گونه که برای از بین بردن آثار سال ها ویرانگریِ بوالهوسی هایشان، چندین نسل باید عمر و توان خود را سرمایه کنند.
در سی سال گذشته، دنیا بارها شاهد چنین صحنه هایی بود.شاه، دیکتاتورهای شوروی،صدام، قذافی، چائوشسکو و...شاید اگر این زمامداران بی تدبیر، کمی بیشتر از همان دقتی را که در استحکام بخشیدن به مجسمه های خود به خرج می دادند، صرفِ سرزمین و مردم خود می کردند، سرنوشتشان به گونه ای دیگر رقم می خورد.
تصویر زیر در زمستان 1357 گرفته شده است و یکی از ده ها تندیس پهلوی ها، توسط مردم به خاک مذلت کشیده می شود و جوانان انقلاب، لذت شاهسواری را تجربه می کنند.
 

حضوری پر شور

در

فجر محمدی

 

 

ای شهیدان راهتان ادامه دارد


نوشته شده در : شنبه 21 بهمن 1391  توسط : mah .    نظرات() .

.

انتخابات آزاد2+فیلم

 

تصریحات صریح مقام معظم رهبری درباره انتخابات

 

هر 34 انتخابات آزاد بوده است
تصریحات صریح مقام معظم رهبری درباره انتخابات
رهبر انقلاب در دیدار جمعی از مردم قم با اشاره به در پیش بودن انتخابات ریاست جمهوری تصریح کردند: آن کسانی که راجع به انتخابات توصیه هایی میکنند،
حواسشان باشد به دشمن کمک نکنند، دائما نگویند انتخابات باید آزاد باشد، از اول انقلاب 34 انتخابات داشتیم، کدامش آزاد نبوده است؟
آن کسانی که راجع به انتخابات توصیه هایی میکنند،حواسشان باشد به دشمن کمک نکنند،دائما نگویند انتخابات باید آزاد باشد، از اول انقلاب 34 انتخابات داشتیم، کدامش آزاد نبوده است . . .
فرازهایی از توصیه های ایشان در خصوص توطئه ها و دسیسه های دشمن :

 

*  مطبوعات و پایگاههای اینترنتی را برای پرهیز از سرگرم کردن مردم به مسائل فرعی و نادرست، یادآوری کردند و افزودند: همه این توصیه ها، بخاطر این است که باید حواسمان به دشمن جمع باشد تا بفهمیم که دنبال چه طرح و هدفی است.

* یکی از نقشه های دشمن برای جلوگیری از انتخابات پرشور این است که در ایام انتخابات سر مردم را به ماجرای سیاسی،اقتصادی یا امنیتی گرم کنند،اما ملت ایران هوشمندتر از این است که از دشمن فریب بخورد.

 

* کسانی که وارد عرصه انتخابات می‌شوند، باید بتوانند بار مسئولیت را بکشند، صلاحیتهای مورد نظر شورای نگهبان را در خود ملاحظه کنند و باید بخواهند که قانون اساسی را اجرا کنند.

 

ایشان پیروزیها و موفقیتهای سه دهه اخیر را جلوه هایی از تحقق وعده های نصرت الهی دانستند و با استناد به آیات متعدد قرآن افزودند: ملتهای مؤمن، هوشیار و با استقامت در زمان متناسب، قطعاً و یقیناً از یاری پروردگار برخوردار می شوند و این حقیقت، سنت تغییر ناپذیر الهی است و بر اساس همین سنت الهی ملت ایران در این مرحله وهمه مراحل دیگر بر دشمنان خود پیروز خواهد شد.

 

* آنها در درجه اول اگر بتوانند مانع برگزاری انتخابات می شوند اما می دانند که نمی توانند بنابراین از این مسئله مأیوسند.

* یک بار برخی تلاش کردند که انتخابات را حتی اگر شده دو هفته به عقب بیاندازند اما ما تأکید کردیم که انتخابات حتی یک روز هم نباید عقب بیافتد به همین علت راه تعویق یا برگزار نشدن انتخابات کاملاً مسدود است.

حضرت آیت الله خامنه ای مانع تراشی در راه حضور پرشور و همگانی مردم در انتخابات را هدف ملموس دشمنان برشمردند و افزودند: همه، حتی کسانی که ممکن است از سردلسوزی درباره انتخابات توصیه های عمومی کنند حواسشان باشد که به این مقصود دشمن کمک نکنند.

ایشان با انتقاد از برخی که بطور مکرر می گویند انتخابات باید آزاد برگزار شود افزودند: معلوم است که انتخابات باید آزاد باشد، مگر بیش از سی انتخابات سه دهه اخیر آزاد نبوده است؟ در کدام کشور انتخابات از ایران آزادتر است؟ مراقب باشید این حرفهای شما مردم را از انتخابات مأیوس نکند.

* در کدام کشور درباره صلاحیتها، ملاحظات لازم اعمال نمی شود؟ چرا اینقدر بر این مسئله تکیه و تلاش می کنید در ذهن مردم این تصور بوجود بیاید که شرکت در انتخابات فایده ندارد؟

* رهبر انقلاب به اشخاصی که خواسته یا ناخواسته در این چارچوب حرکت می کنند تأکید کردند: مبادا دچار غفلت شوید و جدول مورد نظر دشمن را پر کنید.

ایشان با انتقاد از کسانی که سعی می کنند به مردم تلقین کنند که انتخابات سلامت لازم را ندارد اینگونه رفتارها و سخنان را از دیگر روشهایی برشمردند که به تحقق اهداف دولتهای مستکبر کمک می کند.

رهبر انقلاب تأکید کردند: البته بنده نیز اصرار و تأکید دارم که انتخابات باید با سلامت و امانتداری کامل انجام شود و مسئولان دولتی و غیردولتی با رعایت کامل قوانین و تقوا و پاک دستی، ‌انتخابات سالمی را برگزار کنند که مطمئناً همینجور خواهد شد.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به راهها و روشهای بسیار خوبی که در قوانین برای سالم برگزار شدن انتخابات پیش بینی شده است افزودند: پایبندی همه به این راهها و قوانین، سلامت انتخابات را تضمین می کند مگر اینکه کسانی بخواهند از راههای غیرقانونی عمل کنند همچنانکه برخی در سال 88 اینطور عمل کردند و برای مردم و کشور مزاحمت و ضرر بوجود آوردند و برای خودشان نیز در زمین و در ملاءاعلی، اسباب سرشکستگی و بدبختی فراهم کردند.

 

رهبر انقلاب در ادامه سخنانشان نکاتی را درباره نامزدهای احتمالی انتخابات ریاست جمهوری آینده بیان کردند.

ایشان شرکت در انتخابات را یک حق و یک وظیفه دانستند و افزودند: فردفرد ملت که به نظام جمهوری اسلامی معتقدند و قانون اساسی را قبول دارند می خواهند از حق خود استفاده کنند و یا وظیفه شان را انجام دهند و در این میان عده ای هم می خواهند صلاحیتهای خود را در معرض انتخاب مردم قرار دهند.

* اداره مملکت، کار اجرایی کوچکی نیست بلکه کار سنگینی است که بر دوش مجریان سطح بالا قرار می گیرد بنابراین کسانی به میدان نامزدی بیایند که این توانایی را در خود احساس می کنند و کار اجرایی را بلدند.

* ممکن است کسانی که در سطوح دیگری کار می کنند بعضاً تشخیص ندهند که اداره کشور چقدر بار سنگینی است بنابراین اشخاصی نامزد شوند که توان انجام دادن این وظیفه را در خود می بینند.

* افرادی که می خواهند نامزد شوند علاوه بر درک سنگینی کار، صلاحیتهای لازم در قانون اساسی را که شورای نگهبان نیز بر آنها تکیه خواهد کرد، در خود ملاحظه کنند.

*  نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری باید واقعاً وابسته و دلبسته نظام و قانون اساسی باشند و بخواهند حقیقتاً قانون اساسی را اجرا کنند چرا که رئیس جمهور در این زمینه قسم می خورد و طبعاً نمی تواند قسم دروغ بخورد.

حضرت آیت الله خامنه ای در پایان سخنانشان درباره انتخابات آینده تأکید کردند: انشاءالله به اذن الهی و فضل پروردگار، در خرداد 92 انتخاباتی خوب و پرشور برگزار خواهد شد.

 

 

فیلم رسانه های بیگانه در خصوص آنتخابات آزاد و تلاش برای القای رمز  جدید

 

لینک دانلود

http://kalame.co/faqs/10-1389-08-21-19-45-25/27664-entekhabat-azad.html


نوشته شده در : جمعه 20 بهمن 1391  توسط : mah .    نظرات() .

/

 

 

وحدت

دوباره دهه فجر آمد و دوباره بوی انقلاب و تظاهرات و شعارهای خاطره‌انگیز...
 و بوی خون...
بوی خون شهدا...
 22 بهمن نزدیک و است و وظیفه ما مثل هر سال حضوری پر شور و گسترده در راهپیمایی 22 بهمن در سراسر کشور است...
حضوری حتی پر شور‌تر از سال‌های قبل....
|و|-|ح|-|د|-|ت|
برای مشاهده عکس در ابعاد اصلی روی آن کلیک کنید

گروه فرهنگی ریحان
 
 
 



رسانه های ضد انقلاب از اتفاق روز یكشنبه و مخاصمه دولت و مجلس به بهانه استیضاح وزیر كار ابراز ذوق زدگی و شادمانی می كنند.
مرصاد به نقل از کیهان: سایت های زنجیره ای نظیر گویانیوز، جرس و كلمه و... در كنار انتشار پرآب و تاب حواشی پررنگ تر از متن ماجرای استیضاح، با عباراتی نظیر این عبارات به ارزیابی ماجرای یكشنبه پرداختند؛ «در میان تمامی اخباری كه در طول عمرم شنیدم، از كمتر خبری به این حد خوشحال شدم. چند سال پیش باور كردن چنین خبری امكانپذیر نبود»، «ماجرای پرشعفی بود»، «باید از این نزاع ها استفاده كرد» و...
در عین حال ارگان حلقه لندن كه در وضعیت نیمه تعطیلی به سر می برد، در تحلیلی خاطرنشان كرد: نزاع جریان های حاكم ثمرات و بركاتی برای ما دارد و مهم است. تغییر خواهان ]اسم مستعار جریان برانداز[ از رخدادهای مجلس بس مشعوف شدند اما اینكه دلخوش باشیم به درگیری آنها به معنای الزام گذار نیست. شكاف در حاكمیت و نزاع های این چنینی در فقدان نیروی اجتماعی به خواسته های مطلوب ما نظیر آزادی بازداشت شدگان و «انتخابات آزاد» منتهی نخواهد شد.


جرس از «تحرك گریز از مركز» برخی جریان های سیاسی استقبال كرده اما با این وجود نوشت: بی گمان در شرایط كنونی، رهبری و جریان حاكم دست بالا را دارند و احمدی نژاد تا جایی تحمل خواهد شد. سركشی های او و پروژه های سیاسی- ایدئولوژیك باند وی و مشایی، با ابزارهای متعددی قابل كنترل است. البته بدیهی است كه آیت الله خامنه ای خواهد كوشید تا جای ممكن و با حداكثر تدبیر، هواپیمای دولت بدون آسیب عمده و با كمترین هزینه برای نظام، در سال 92 فرود آید.

 


جشن تولد چهارسالگی رضا ربع پهلوی در استادیوم امجدیه(شهید شیرودی فعلی)


نوشته شده در : پنجشنبه 19 بهمن 1391  توسط : mah .    نظرات() .

کارشناس رادیو فردا پرده از راز مهم ایدئولوگهای نظام برداشت!

 

دهه فجر بر فجرآفرینان گرامی باد
 
98f05778c5494fcce1d3b262f2030f4c.jpg - 39.08 Kb
 
 
 
 


دبیرکل بنیاد هابیلیان گفت: چندی پیش برخی منابع خبری درباره انتقال عناصر گروهک تروریستی منافقین به کشور آذربایجان خبرهایی را منتشر کردند اما مدتی بعد ردپای رژیم جعلی صهیونیستی و سرکردگان این گروهک تروریستی در انتشار این خبر مشخص شد.

masoud-2.jpg - 23.89 Kbمرصاد به نقل از باشگاه خبرنگاران:محمدجواد هاشمی‌نژاد خبری مبنی بر پذیرش اعضای گروهک تروریستی منافقین از سوی بحرین، گفت: موضوع پذیرش اعضای گروهک تروریستی منافقین در کشور بحرین، مسئله بعیدی به نظر می‌رسید چرا که انتشار چنین خبرهایی پیش از این هم سابقه داشته است.

وی ادامه داد: چندی پیش برخی منابع خبری درباره انتقال عناصر گروهک تروریستی منافقین به کشور آذربایجان خبرهایی را منتشر کردند اما مدتی بعد ردپای رژیم جعلی صهیونیستی و سرکردگان این گروهک تروریستی در انتشار این خبر مشخص شد و هدف شوم آنها از این اقدامات، متشنج کردن روابط میان ایران و کشورهای دیگر است.

هاشمی‌نژاد افزود: البته گاهی رگه‌هایی از شرارت در اظهارنظرهای مقامات این کشور دیده شده اما باید توجه داشت که کشور بحرین به لحاظ سیاسی بسیار متزلزل بوده و مشکلات متعددی داشته بنابراین انجام چنین ریسکی به منزله نشستن بر شاخه و بن را اره کردن است.

دبیرکل بنیاد هابیلیان با اشاره به سرسپردگی برخی مقامات بحرین به آمریکا و غرب تصریح کرد: برخی مقامات این کشور با سرسپردگی به استکبار جهانی تا مرز سقوط پیش رفته‌اند که این امر اعتراض ملت بحرین را به دنبال داشته است.

هاشمی‌نژاد ادامه داد: در مجموع عقلانی به نظر نمی‌رسد که مقامات بحرین بخواهند چنین ریسک بزرگی را انجام و به عده‌ای تروریست پناهندگی دهند.

وی افزود: به نظر می‌رسد بخش زیادی از این موضوع جنگ روانی بوده و منشا آن نیز سرکردگان گروهک تروریستی منافقین هستند چراکه منبع اصلی این خبر مشخص نیست و در انتشار آن ابهام وجود دارد.

دبیرکل بنیاد هابیلیان در پایان خاطر نشان کرد: باید این نکته را نیز در نظر داشت که سابقه شیعه کشی منافقین در پرونده آنها نمایان بوده و قطعا اگر چنین پیشنهادی در منطقه وجود داشته باشد این گروهک تروریستی برای انجام هر جنایتی در آنجا حاضر شده اما بحرین با توجه به وضعیت موجود سعی دارد تا به دور از هرگونه حواشی و رایزنی‌ با کشورهای منطقه به‌خصوص جمهوری اسلامی ایران ثبات را در این کشور برقرار کند.

 

کارشناس رادیو فردا پرده از راز مهم ایدئولوگهای نظام برداشت!

 

 رادیو فردا در مقاله ای از محمدی نامی که خود را جامعه شناس و صاحب قلم می داند (البته همیشه در انتهای مقالاتِ وی می نویسند نظرات مطرح شده الزاماً دیدگاه رادیو فردا نیست)، در ادامه ی سه چهار نفرِ رادیو فردا در مقابل سیصد، چهارصد نفر!شیرین عقلی هایش، مثلاً پرده از راز مهم ایدئولوگهای نظام برداشته و لقمه ای بزرگ تر از دهانش گرفته، که خود نیز در هضم آن دچار مشکل شده است. وی در نوشته ای سفسطه آمیز و پر از عبارات مبهم (که باید خودش را نیز به متن سنجاق کرد تا نوشته اش را بخواند)، ۳۰۰- ۴۰۰ نفر را به عنوان نظریه پردازِ نظام معرفی کرده و از گفته هایش چنین بر می آید که به خیال خودش می خواسته متخلفین اصلی را به دنیا معرفی کند.

مرصاد به نقل از رادیو دیروز،در همین راستا، حمله اولش به چهره شاخصِ انقلابی، ولایتمدارِ فقیه، علامه مصباح یزدی است، که فقط نامش کافی است تا ارکان نظام ظلم و استکبار بر خود بلرزد، چه برسد به ایدئولوژی ها و رهنمود هایش. آنچنان که در برخی جلسات سخنرانی ایشان می بینیم( عکسی که رادیو فردا هم از روی ناچاری برای همین خبر انتخاب کرده) تا روی صحنه و پای صندلی، عاشقان و مشتاقان زیر سایه درک عمیقش از انقلاب و اسلام نشسته اند. دشمنان به خوبی به تاثیر گذاری او، بخصوص روی نسل جوان پی برده اند و از اینکه بعد از رونق بخشیدن به صحنه های علمی و فقهی، به جای نشستن در مکتبخانه و پوشیدن جامه عزلت، پا به عرصه عمل و اجتماع نهاده است، عصبانی اند. می خواهند با زدن انگ " استبداد و تئوریزه کردن ترور" به این شخصیت مجاهدِ مذهبیِ عالم، آتش گُرگرفته ی درونشان را اندکی خنک کنند. دردشان وقتی بیشتر می شود که می بینند از پای درس این علامه ولایتمدار، شاگردانی بر می خیزند که تا سالها بعد نیز، امیدی به کم رنگ شدن عقایدش و اثر گذاریِ آنها نیست. این اسلام شناس بزرگ که چراغ هدایت را بصیرانه از لابلای آیات قرآن کریم و احادیث نبوی و امامان (علیهم السلام) جُسته، راه نجات را در پیروی از ولایت مطلقه فقیه می بیند و با چشم دلش دریافته که انقلاب سید علی زمینه ساز انقلاب مهدوی است و از اینروست که می گوید: "باید متوجه اشارت ایشان باشیم".
به عنوان ارکان بعدی نظریه پردازی، از شهریار زرشناس و یوسفعلی میرشکاک نامبرده و در تحلیلی ضد و نقیض و پر از مغالطه، سعی کرده القا کند، خیلی می داند و می تواند چیزی بگوید که هیچکس نفهمد.
سپس مانند چند نوشته قبلش، به مداحان و شاعران ولایی حمله کرده و نشان داده که این قشر فهیم، نقش خود را در نشر فرهنگ اسلامی، در متن جامعه، خوب ایفا کرده که اینگونه مورد بغض دشمنان اسلام قرارمی گیرد. او حتی پا را فراتر گذاشته و بدون ارائه هیچ مدرک یا نام و نشانی، از سرکوب شاعران معترض توسط نظام سخن می گوید!
در ادامه نوک پیکان حمله اش را به طرف رحیم پور ازغدی گرفته و او را مبلغ فاشیسم مذهبی !!! در ایران معرفی کرده، سعی می کند با تعاریف دهان پر کن که دیگر خودش هم نمی فهمد چه می گوید، استاد ازغدی را مجرم قلمداد کند. به این جملات توجه کنید: 

" وی یکی از ایدئولوگ‌های جریان فاشیستی مذهبی در ایران است. اگر احمد فردید و رضا داروی از نظریه‌ فاشیسم با مبانی فلسفی دفاع می‌کردند (با تمسک به هایدگر و ایده‌های ضد لیبرالی و ضد دموکراسی رایج در آلمان هیتلری)، فاشیست‌های مذهبی همان مبانی را دینی می‌کنند و به جامعه می‌فروشند. فاشیسم غیر مذهبی در ایران قدرت محور است و ولایت فقیه را به جای پیشوا قرار می دهد اما فاشیسم مذهبی، بسیجیان و لباس شخصی‌ها را به عنوان منادیان عدالت علوی و جامعه‌ی آرمانی آخرالزمانی معرفی می کند."!

نکته جالب حمله به بسیجیان است و اینکه این نویسنده متوجه نشده که آنها را مقابلِ ولایتِ فقیه قرارداده است! و جالبتر لباس شخصی هایی که زاییده تخیل متوهم دشمن است و اصلاً وجود خارجی ندارد.
در پایان آخرین تیر خود را به سمت رئیس بسیجیان می اندازد، تا عصبانیت و ناراحتی اش را از این قشر مخلص انقلابی ابراز کند، و در واقع به قاطبه ملت ایران اهانت کرده. چرا که بعد از فرموده امام (ره) برای تشکیل ارتش ۲۰ میلیونی، ملت ایران همه خود را بسیجی می دانند و منتظر یک اشارت مقتدایشان، تا آتش به هیمنه وحشت زده استکبار بزنند. جالب است این شخص که خود را جامعه شناس می داند، این حق را به خود می دهد که در همه زمینه های سیاسی، مذهبی، اعتقادی و فلسفی اظهار نظر کند ولی به سردار نقدی اشکال می کند، که چرا در همه مسائل ابراز عقیده می کند و چرا بیشتر از همه سفر کرده! و به ارشاد بسیجیان می پردازد!؟
هر چند امیدی به روشن شدن ذهن رادیو فردا و کارشناس نماهایش نیست اما، رادیو دیروز ذکرچند نکته را لازم دید:
۱. نظام اسلامی افتخارمی کند که سیصد، چهارصد ایدئولوگش (البته به ادعای رادیو فردا)، مفسران قرآن و حدیثی چون علامه مصباح ها و شاگردانشان هستند -که به حق حضرت آقا در باره اشان فرمودند: علامه مصباح، خلاءِ علامه طباطبائی و شهید مطهری را باهم پر کرده اند- و نه سه چهار نفرِ اکبر گنجی و محمدی و علیزاده (دیپلمات فراری و جیره خورِ فعلیِ معاندین). جالب است رادیو فردا پس از درج مقالات همین سه چهار نفر که تنها نویسندگانش می باشند، همیشه اعلام می کند این نظرات الزاماً نظراتِ رادیو فردا نیست! یعنی همین سه، چهار ایدئولوگ هم به طورِ همزمان، در اجاره چندین بنگاهِ دیگرند!
۲. اسلام یک دین همه جانبه و چند بعدی است و مخالف نظریه پردازی صرف. نباید انتظار داشت که علمایش به شغل آموزش و پژوهش بنشینند و در عرصه اجتماع فعالیت نداشته باشند.
۳. آنهایی کشتن مخالفان و منتقدان و متفکران را تئوریزه کردند که علی محمدی و احمدی روشن را در روز روشن و در ملاء عام ترور کردند. رضایی نژاد و شهریاری را جلو چشم زن و کودکش کشتند و صحنه جان دادن پدر را، کابوسِ یک عمرِ آرمیتای معصوم کردند و حال، با بودجه دریافتی از همین تروریست ها، مدعی مدامِ حقوق بشر می شوند، برعلیه نظام اسلامی قطعنامه می دهند و امثال شیرین عبادی ها و مجید محمدی ها از این راه نان می خورند!
رادیو فردا و همه کارشناس نماهایش بدانند با این مغالطه ها و لفاظیها و استناد به روزنامه های معلوم الحال، ایرانی نسبت به ایده های انقلابش تشکیک نمی کند. گوش به سخنانی می کند و چشم به لبهای پاکی می دوزد که "مصباحِ" راه هدایتش شود و در این راه جانش را فدا می کند. حتی اگر رادیو فردا عصبانی شود و از این عصبانیت بمیرد. چون ایمان دارد که:
" از فراست مومن پروا کنید، چرا که او با نور خدا به عالم و آدم نظرمی کند". (پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله وسلم نهج الفصاحه)

 

t1504683.jpg - 16.37 Kb بازبینی مواضع و عملکرد سیاسی- اجتماعی جریان اصلاحات موید این حقیقت تلخ است که این جریان به دلیل وابستگی‌های ایدئولوژیکی به مبانی نظری غرب هیچ پایبندی به قانون اساسی کشور نمی‌تواند داشته باشد.

مرصاد به نقل از سیرنیوز ؛ ‌اخیرا برخی بر اساس تحلیل‌های ناصواب به‌طور جسته و گریخته مطرح کرده‌اند که باید زمینه را برای جلب مشارکت جریان اصلاحات در انتخابات پیش‌روی ریاست‌جمهوری فراهم کرد. از نظر این جمع محدود، ضرورت حضور اصلاحات در انتخابات آتی به قدری راهبردی است که در این مسیر حتی دادن امتیازات استراتژیک که دال بر دست کشیدن ملت ایران از اصول و مبانی حقه انقلاب اسلامی باشد نیز قابل فهم و توجیه عقلانی می‌نماید.
 
1- این سخن از زبان هر فرد و جریان ولو موجهی هم جاری شود عینا همان نتیجه نهایی است که دشمن در بطن استمرار‌بخشی به حواشی فتنه 88 دستیابی به آن را دنبال می‌کند. اصالتا بازگشت جریان اصلاحات به عرصه سیاسی کشور پیروزی بزرگ و قابل تاملی برای دشمنان نظام محسوب می‌شود که با صرف هزینه‌های سنگینی فتنه 88 را پس از 10 سال کار مداوم سیاسی- امنیتی کلید زده و در سطوح مختلف آن را مدیریت کردند. در شرایط فعلی، جریان اصلاحات همه مولفه‌های اساسی را برای مبدل شدن به اسب تروای غرب برای تسخیر دژ انقلاب اسلامی داراست.
 
2- از جمله پرسش‌های اساسی که با دیدن اینگونه مطالبات نسنجیده مبتنی بر تحلیل‌های نادرست از خواست ملت ایران، بر ذهن هر انسان انقلابی تبادر می‌کند این است که آیا اساسا جریان اصلاحات با توجه به مجموع اتفاقات 2 دهه گذشته و بویژه وقایع عبرت‌آموز سال 88 ظرفیت وجودی، لیاقت اجتماعی و حقانیت سیاسی برای مشارکت در امر سرنوشت‌ساز انتخابات حساس 24خرداد 1392 را دارد یا نه؟ در پاسخ به‌طور مختصر می‌توان گفت شکی وجود ندارد که رفتارهای سیاسی- اجتماعی احزاب و جریانات سیاسی برگرفته از مبانی فکری آنان بوده و عینا به‌واسطه مجموع وابستگی‌ها و دلبستگی‌های سیاسی آنان بروز و ثبوت پیدا می‌کند.
 
حقیقتا مجموع جریانات انحرافی اصلاح‌طلب که از گذشته‌ای دور منافع حزبی‌شان را بر ارکان منافع دشمنان ملت ایران استوار کرده و مصالح‌گذرای سیاسی‌شان را بر طناب پوسیده مصالح نامشروع دشمن گره معنایی زدند و اتفاقا در هر 2 غائله تیر 1378 و خرداد 1388 میداندار فتنه مشهود براندازی نظام بودند حکما نمی‌توانند در انتخابات پیش‌رو مشارکت حزبی داشته باشند.
 
3- طبعا پیش‌شرط مشارکت سازنده حزبی- تشکیلاتی در امور سیاسی در هر کشوری پایبندی و التزام به قانون اساسی، قوانین مصوب و رعایت همه‌جانبه منافع ملی آن کشور است.
 
بازبینی مواضع و عملکرد سیاسی- اجتماعی جریان اصلاحات موید این حقیقت تلخ است که این جریان بر‌خلاف ادعاهای ظاهرا مصلحانه به دلیل داشتن وابستگی‌های عمقی ایدئولوژیکی به مبانی نظری غرب هیچ پایبندی نظری به قانون اساسی کشور نمی‌تواند داشته باشد. آشکار است که در ادامه مسیر نیز جریان اصلاحات ناگزیر بوده است به‌واسطه عبور از حریم قانون اساسی عملا چوب حراج بر منافع ملی بزند. از منظری دیگر کاملا طبیعی است که تنها هدف غایی این جریان وابسته به غرب از تلاش برای دسترسی به منابع قدرت سیاسی- به هر نحو ممکن- شکل‌دهی و هدایت تلاش‌های هدفمند گسترده برای ایجاد تغییرات بنیادین در متن قانون اساسی کشور و خارج کردن قطار انقلاب اسلامی از ریل اصلی‌اش بوده است.
 
برای نمونه مطابق با اصول متعددی از جمله اصل 113 قانون اساسی، اجرا و پاسداری از قانون اساسی مهم‌ترین وظیفه و رسالت رئیس‌جمهور است که وی در محضر نمایندگان ملت به قرآن مجید سوگند یاد می‌کند که به وظایف مصرح خویش عمل کند. اما برای نمونه فرد اصلاح‌طلبی مانند محمد خاتمی به محض رسیدن به پست حساس ریاست‌جمهوری و بر‌خلاف سوگند جلاله‌اش، ایجاد تغییرات بنیادین در متن قانون اساسی را در دستور‌کار قرار می‌دهد و این رفتار ضد قانون اساسی در حالی صورت می‌گیرد که او باید به‌طور ذاتی مجری و پاسدار حریم و حدود همین قانون اساسی باشد نه مسؤول ایجاد تغییرات بنیادین در آن.
 
4- داشتن صداقت سیاسی با ملت خویش یکی از ابتدایی‌ترین الزامات فعالیت سازمان‌یافته سیاسی از سوی احزاب و اشخاص در هر کشوری است. در عین حال نمی‌توان فراموش کرد که یکی از خصلت‌های ذاتی جریان اصلاحات فعال در کشور داشتن نفاق گسترده پیدا و پنهان در گفتار و عمل است که البته وجود این نفاق در نزد آنان بنا به دلایل مختلفی کاملا قابل هضم می‌نماید. در واقع هسته مرکزی و بدنه تشکیلاتی جریان اصلاحات که مبتنی بر جهان‌بینی اومانیستی حاکم بر دیدگاه‌هایشان شکل گرفته است در هدف‌گذاری‌های استراتژیک خویش تقابل و خصومت‌ورزی عینی با مطالبات استقلال‌طلبانه ملت ایران را در دستور‌کار قرار داده است اما به ناچار و با توسل به انواع دروغ صرفا در کلام، خویش را سرباز انقلاب و حافظ منافع مردم ایران معرفی می‌کند.
 
5- به هر صورت اعتقاد به سکولار و پلورالیسم دینی، فرهنگی و ستیز با اصول اسلام ناب محمدی‌(ص) و هجمه بر اعتقادات ارزش‌مدار ملت ایران بنیان اصلی تفکرات اصلاح‌طلبان را تشکیل می‌دهد. نگاهی گذرا بر مبنای فکری و سابقه عملی اصلاح‌طلبان گواه می‌دهد که مبنای فکری جریان اصلاحات در عرصه حکومت و حکومتداری آموزه‌ها و دیدگاه‌های خاص وارداتی از غرب است. دیدگاه‌های انحرافی وارداتی که جریان اصلاحات به دلیل ترس از واکنش ملت ایران همواره ناگزیر به پنهان‌سازی این اعتقادات بی‌اساس سیاسی- دینی است. به هر حال مجموع این اعتقادات باطل باطنی از جمله علل جدی دیگری است که مانع از فراهم شدن حق مشارکت حزبی در انتخابات پیش رو برای جریان اصلاحات می‌شود.
 
طبیعی است صاحبان چنین تفکرات مادی‌محور مجاز به مشارکت در انتخابات نیستند. باید پذیرفت ‌ریز و درشت انحرافات فکری جریان اصلاحات معلول سکولاراندیشی و دین‌گریزی آنان است و این نوع اندیشه تعرضات اساسی با خواست‌های حقیقی ملت ایران دارد. در حقیقت راه دادن عناصر وابسته به دشمن در متن بازی‌های سیاسی و انتخاباتی کشور امری خلاف مصلحت و قاعده عقلانیت‌گرایی است. به‌طور حتم نمی‌توان منافع کلی کشور را مطابق با سلایق و منافع فردی اشخاص سنجید.
 
6- نگاهی به بدنه اصلی جریان اپوزیسیون مستقر در خارج از کشور نشان می‌دهد که قاطبه رهبران کنونی آن افراد اصلاح‌طلب منافقی بودند که سال‌های متمادی در پوسته‌ای از نفاق و دو‌رویی بر مسند امور اجرایی و حتی مناصب تصمیم‌ساز کشور تکیه زده و تدریجا با افشای چهره مزورانه‌شان ناچار به فرار مخفیانه از کشور شدند و در چند سال گذشته در دشمنی با ملت و خیانت به کشور سنگ تمام گذاشتند.
 
7- از سوی دیگر انواع دشمنی‌های بی‌شماری که در طول 20 سال گذشته این طیف آلوده به انحرافات فکری- سیاسی در حق ملت بزرگ ایران انجام داده است از دیگر حقایق تلخ وجودی جریان اصلاحات است. مثلا همین امروز تحریم ملت ایران از سوی غربی‌ها محصول راهنمایی‌ها و گرا دادن‌های اصلاح‌طلبان است. عملکرد جریان اصلاحات در دوران حاکمیت 8 ساله آنان بر سرنوشت کشور مستندا گویای آن است که آنها در عین حال که از بیت‌المال و اموال عمومی ارتزاق می‌کردند اما در خیانتی آشکار از همه ابزارهای ممکنه فرهنگی، سیاسی، هنری، رسانه‌ای و... در اختیار دولت برای هجمه به مبانی دینی و تقویت جریان نواندیش دین‌گریز و حاکمیت‌بخشی به مبانی فلسفی این نوع تفکرات در جای جای جامعه نهایت بهره را بردند.
 
به هر صورت به نظر می‌رسد هر یک از عناصر فعال جریان اصلاحات بر حسب ماموریت محوله از سوی غربی‌ها موظف هستند تا حد توان و متناسب با میزان صبوری ملت و دستگاه‌های امنیتی- قضایی کشور به خوش‌خدمتی به غربی‌ها مبادرت کرده و تدریجا با روشن شدن جایگاه عوامل یادشده در اردوگاه اپوزیسیون و در نهایت محدود شدن عرصه دشمنی با ملت ایران در داخل کشور بار سفر و اقامت در خارج از کشور را ببندند. لذا در خوش‌بینانه‌ترین حالت نیز نمی‌توان حق مشارکت در انتخابات برای چنین جریان نالایق خائن به منافع ملی قائل شد.
 
8- در خاتمه لازم به اشاره است که بر اساس تجارب تاریخی گذشته قابل درک است ملت ایران که سالیان متمادی زخم‌خورده جریان اصلاحات بوده است و طعم تلخ خیانت اصلاح‌طلبان را با گوشت و پوست خویش لمس کرده نمی‌تواند بر سر اصول با اصلاح‌طلبان سازش کند. حقیقتا دشمنان سر‌سخت نظام و دوستان منفعل به‌طور دقیق باید بدانند که امت حزب‌الله و ملت ایران که برای پیروزی و پیشبرد انقلاب اسلامی و همچنین تثبیت نظام جمهوری اسلامی هزینه‌های سنگینی را متحمل شدند تحت هیچ شرایطی اجازه حضور به جریان اصلاحات که آلوده به انواع خیانت‌های سیاسی، ملی است در عرصه انتخابات آتی را نخواهند داد.


نوشته شده در : دوشنبه 16 بهمن 1391  توسط : mah .    نظرات() .

.

 

 

 آیا ایرانیان می‌دانند که در اواسط شهریور ۱۳۶۵، سیا فرکانس اختصاصی تلویزیون ایران در شبکه جهانی را برای پخش پیام ۱۱ دقیقه‌ ای رضا پهلوی هک کرد و یک سال بعد ویلیام کیسی (رئیس اسبق سیا) در گفت‌وگویی با "باب وودوارد" (Bob Woodward) که در کتاب "جنگ‌ های سری سیا" (The Secret Wars of the CIA) منتشر شد از "تهیه طرح سرنگونی خمینی و جایگزین کردن او با رضا پهلوی" 26740_348.jpg - 13.74 Kbبه‌دستور ریگان پرده برداشت؟
مرصاد به نقل از بولتن نیوز :هرچند رضا پهلوی در مصاحبه ی جنجالی اش با هفته نامه ی "فوکوس آنلاین" به صراحت گفته بود که با سازمان جاسوسی امریکا "سیا" (CIA) مرتبط است و از این سازمان با او تماس گرفته می شود اما به تازگی سایت "خبرنامه گویا" اقدام به انتشار اسنادی کرده که از پر رنگ بودن این روابط حکایت دارد.

"کیانوش ایرانی" در مطلبی با عنوان «آن‌چه که ایرانیان از "روابط محرمانه رضا پهلوی با سیا" نمی‌دانند!» در سایت "گویا" می نویسد: آیا ایرانیان می‌دانند که در اواسط شهریور ۱۳۶۵، سیا فرکانس اختصاصی تلویزیون ایران در شبکه جهانی را برای پخش پیام ۱۱ دقیقه‌ ای رضا پهلوی هک کرد و یک سال بعد ویلیام کیسی (رئیس اسبق سیا) در گفت‌وگویی با "باب وودوارد" (Bob Woodward) که در کتاب "جنگ‌ های سری سیا" (The Secret Wars of the CIA) منتشر شد از "تهیه طرح سرنگونی خمینی و جایگزین کردن او با رضا پهلوی" به‌دستور ریگان پرده برداشت؟

در ادامه در این مطلب آمده است:

کم و بیش می دانیم که افشاگری گسترده درباره افتضاح ایران-کنترا (ایرانگیت) در نوامبر ۱۹۸۶ (آبان ۱۳۶۵) و فشار افکار عمومی در امریکا، باعث تشکیل دو کمیسیون تحقیق پیرامون "معامله محرمانه و غیرقانونی با رژیم ایران و ارسال بخشی از پول آن برای کنتراهای نیکاراگوئه" از سوی رونالد ریگان (رئیس جمهور) و کنگره امریکا شده بود ولی گزارش های رسمی این دو کمیسیون کمتر مورد توجه ایرانیان واقع شده است.

این نوشته به بررسی یکی از اطلاعات مهم و ناشنیده مندرج در گزارش "کمیسیون تاور" (The Tower Commission Report) اختصاص دارد.

کمیسیون ۳ نفره تاور، در ۲۶ نوامبر ۱۹۸۶ (۵ آذر ۱۳۶۵) به دستور رونالد ریگان تشکیل شد که جان تاور (سناتور جمهوریخواه سابق ایالت تگزاس) سرپرست و برنت اسکوکرافت (مشاور امنیت ملی امریکا در دولت جرالد فورد) و ادموند ماسکی (وزیر امور خارجه اسبق امریکا در دولت اول ریگان) دیگر اعضایش بودند.

این کمیسیون نتایج بررسی های خود را در ۲۶ فوریه ۱۹۸۷ (۷ اسفند ۱۳۶۵) در گزارشی ۲۰۰ صفحه‌ای به رونالد ریگان عرضه کرد و سپس آن را به صورت کتاب منتشر نمود. این کتاب میلیون ها نسخه فروش داشت و در کمتر از دو هفته به چاپ سوم۱ رسید.

از جمله اطلاعاتی که در کتاب "گزارش کمیته تاور" آمده است، جزئیاتی از حمایت مالی و ... از بخشی از اپوزیسیون رژیم ایران است که دولت امریکا برای به محاق بردن رابطه محرمانه با رژیم ایران ناچار شد فاش کند.

یکی از مهمترین اطلاعات فاش شده، «هک شدن فرکانس اختصاصی تلویزیون ایران در شبکه جهانی توسط سیا برای پخش پیام ۱۱ دقیقه ای رضا پهلوی» می باشد که در پاراگراف دوم از صفحه ۳۹۸ این کتاب۲ آمده است:

«در تعطیلات آخر این هفته۳، پیام ۱۱ دقیقه‏ اى فرزند شاه با هک کردن فرکانس اختصاصی تلویزیون ایران در شبکه جهانی، بر روى موج تلویزیون ایران انداخته شد و پخش گردید. به گزارش طرفداران خانواده شاه، پخش این برنامه، موج اعتراض در تهران و بقیه نقاط را برانگیخت. "مقام ایرانى" از سام۴ پرسید چگونه است كه از سویى به ما مى‏ گویید انقلاب ایران را به مثابه یك امر واقع قبول دارید و از سوى دیگر دست به این گونه كارها مى ‏زنید؟» [گزارش سرهنگ الیور نورث (عضو شورای امنیت ملی امریکا) به آدمیرال جان پویندکستر (مشاور امنیت ملی امریکا) در دوشنبه ۸ سپتامبر ۱۹۸۶ (۱۷ شهریور ۱۳۶۵)]


در کتاب «گزارش کمیته تاور»، جزئیات بیشتری درباره پشت پرده ارسال این پیام ویدیویی توسط سیا بیان نشد و این مساله مسکوت ماند تا اینکه باب وودوارد روزنامه نگار شهیر امریکا و افشاگر افتضاح واترگیت، در اکتبر ۱۹۸۷ در کتاب «جنگ های سری سیا» پرده از این عمل بی سابقه در «تاریخ تلویزیون» در ایران برداشت.

در صفحه ۸۵ این کتاب۵، وودوارد گفتگویی از ویلیام کیسی (رئیس وقت سیا) آورده است که وی در آن از «تهیه طرح سرنگونی خمینی و جایگزین کردن او با رضا پهلوی» به دستور ریگان سخن می گوید:

«خمینى اغلب موضوع گفتگوها در گردهمایی هاى كاخ سفید بود. این تمایل اظهار مى‏شد كه در صورت امكان دفع شرش بشود. با رئیس جمهور مباحثاتى انجام گرفته بود و به نظر مى‏رسید كه نظر او بیش از حد معمولش، به این موضوع معطوف شده است و بعد از كیسى خواسته شد عملیات مخفى براى سرنگونی خمینى و جایگزین کردن او با رضا پهلوى پسر شاه فقید را موضوع مطالعه قرار دهد و طرحى تهیه كند. وقتى كیسى این موضوع را در لنگلی۶ مطرح کرد، رنگ از صورت ها پرید. ایران مشکلی لاینحل بود، خانواده پهلوی از آن هم بدتر بود. در اداره عملیات سری سیا هم هیچكس حاضر نبود وارد چنین ماجرایی بشود. وزارت خارجه نیز در مقابل این تصمیم مقاومت کرد. ولی کیسی همسو با رئیس جمهور احساس کرد که حکومت باید کاری انجام دهد. بهترین فکری که به نظرش رسید، این بود که به سیا اجازه دهد که طی یک عملیات مخفی، گفتگوهایی با تبعیدیان ضد خمینی انجام داده و با برآورد و بررسی آنها دریابد که کدام یک از آنها ممکن است بتواند نیروی مخالفی بر علیه خمینی برپا کنند. کیسی این طرح را به مثابه اولین قدم مورد نیاز به کاخ سفید ارائه کرد و رئیس جمهور آن را امضا نمود.»

 


کیسی در صفحه ۴۸۸ این کتاب۷، ضمن بیان جزئیات دیگری از پخش برنامه رضا پهلوی در ایران از وعده بازگشت وی در آن برنامه سخن می گوید:

«یك ماه پیش، در سپتامبر۸، سیا مخفیانه، فرستنده تلویزیونى کوچکی را برای پخش برنامه ۱۱ دقیقه‌ای رضا پهلوی در ایران فراهم کرد که وی در آن برنامه اعلام کرد: "من بازخواهم گشت."»

بیش از ۲۶ سال از این ماجرا می گذرد و با اینکه دولت امریکا و رئیس وقت سیا به این ماجرا اذعان نموده اند، تا این لحظه هیچ توضیحی از سوی آقای رضا پهلوی ارائه نشده است و ایشان کماکان از بیان حقایق گریزان اند. نگارنده امیدوار است که ایشان روزی به بیان حقایق بپردازند و تلاش برای شاه شدن! با توسل به قدرت های خارجی را ترک گویند.


پاورقی ها:۱- http://articles.latimes.com/۱۹۸۷-۰۳-۰۶/news/vw-۴۸۹۷_۱_tower-commission-report
۲- The Tower Commission Report: The Full Text of the President's Special Review Board (New York: Bantam Books, ۱۹۸۷), p. ۳۹۸
۳- منظور از تعطیلات آخر هفته، شنبه (۶ سپتامبر ۱۹۸۶) یا یکشنبه (۷ سپتامبر ۱۹۸۶) می باشد.
۴- ﺟﺮج ﮐﺎو، ﻣﺘﺨﺼﺺ ﺳﯿﺎ در ﻣﺴﺎﺋﻞ اﯾﺮان
http://www.nytimes.com/۱۹۹۲/۰۸/۱۱/us/ex-cia-expert-on-iran-ties-agent-to-arms-sale.html
۵- Bob Woodward, _Veil: The Secret Wars of the CIA, ۱۹۸۱-۱۹۸۷_, New York: Simon & Schuster, ۱۹۸۷, p. ۸۵
۶- مرکز اصلی سیا در ایالت ویرجینیا
۷- Bob Woodward, _Veil: The Secret Wars of the CIA, ۱۹۸۱-۱۹۸۷_, New York: Simon & Schuster, ۱۹۸۷, p. ۴۸۸
۸- اشاره دارد به سپتامبر ۱۹۸۶

سید محمد خاتمی اخیراً در دیدار با تعدادی از دانشجویان و جوانان از حسن روحانی و محمدرضا عارف انتقاد کرده است.
به گزارش صراط، رییس جمهور سابق با اشاره به وضعیت اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم گفته: (حسن) روحانی فقط خودش را قبول دارد و اقبالی به او نیست.

index3.jpg - 3.58 Kbرییس بنیاد باران همچنین در مورد محمدرضا عارف معاون اول دولت اصلاحات اظهار داشته که عارف هم مدیریتش ضعیف است و مواضعش.

وی تاکید کرده که عارف نمی تواند اصلاح طلبان را از بن بست خارج کند.

خاتمی در عین حال به حالت شوخی از مصطفی کواکبیان دبیرکل حزب مردم سالاری به عنوان کاندیدای مطلوب نام برده و گفته: همین کواکبیان به درد ما می خورد.

این مواضع سید محمد خاتمی در حالی است که تازه ترین خبرها حاکی از این است که کاندیدای جدید و مورد نظر خاتمی "محقق داماد" است شوهرخواهر خود اوست.

گفته می شود، از محقق داماد به عنوان خاتمی شماره 2 و فردی که بیشترین شباهت ظاهری و رفتاری را به خاتمی دارد یاد می شود.
 
 
 

بولتن نیوز : محمد نوری زاد کارگردان، فیلمنامه ‌نویس و روزنامه ‌نگار ایرانی در تازه ترین مطلبی که در وبلاگ خود منتشر کرده است، به وضعیت اکنون ایران و پیش از انقلاب اشاره کرده و نوشته است: «کاش انقلاب نمی کردیم».


untitled.bmp - 147.71 Kbدر بخشی از نامه نوری زاد در خصوص انقلاب مردمی ایران آمده است: دگرگونی های ناگهانی – بی آنکه از رشد و پختگیِ جمعی بهره مند باشند – هدر دهنده ی سرمایه های ملی اند. این دگرگونی های ناگهانی، هم جمعیت نخبگان و شایستگان را از پا در می آورند و به حاشیه می برند، و هم اندوخته های ملی و مالی کشور را ضایع می کنند.


او با مطرح کردن این سوال که براستی اگر در سال پنجاه و هفت انقلاب نمی کردیم، اکنون – در سال نود و یک شمسی – در کدام نقطه و در کجا ایستاده بودیم؟ چنین پاسخ داده است: اگر انقلاب نکرده بودیم، امروز حداقل پنج نیروگاه هسته ایِ پیشرفته در پنج نقطه از کشورمان دایر بود. این نیروگاهها با آنکه پیمانکارانشان آلمانی ها و ژاپنی ها بودند، علاوه بر تامین برق، سطح علمی ما را خواه ناخواه ارتقا می بخشیدند.
 
 
سطح علمی ایران
نوری زاد در ادامه پاسخ به این سوال افزوده است: ''اگر انقلاب نشده بود، امروز وزنِ علمیِ دانشگاههای ما در مقایسه با دانشگاههای مطرح خاورمیانه و حتی شرق آسیا، از رتبه و اعتبار قابل اعتنایی برخوردار بود. همچنانکه میانگین سطح علمی دانشگاههای تهران و شریف (آریامهر) و شیراز و اصفهان و مشهد و تبریزدر سال پنجاه و شش بسیار فراتر از سطح علمی دانشگاههای مطرح منطقه بود.''


سطح صنعت
نوری زاد معتقد است که اگر انقلاب ایران صورت نگرفته بود، هم اکنون سطح صنعت در این کشور بالاتر بود. او در این باره نوشته است: اگر انقلاب سال پنجاه و هفت صورت نمی پذیرفت، سطح صنعت ما با عنایت به شتابی که تا سال پنجاه و هفت گرفته بود، ایران را در تراز کشورهایی چون کره ی جنوبی، و حتماً برتر از ترکیه ی فعلی قرار می داد.
 
 
صنایع نظامی
نوری زاد معتقد است که اگر در ایران انقلاب نمی شد، سطح صنایع نظامی این کشور هم اکنون بالاتر بود: اگر انقلاب نمی شد صنایع نظامی ما با همه ی وابستگی اش به آمریکا، کیفیت مطلوب تری می داشت. حداقل این که از صنایع کم کیفیت چینی و کره ای (شمالی) برتر بود. با کارشناسانی که همان صنایع را پشتیبانی می کردند. و با این ترجیح که "مشکل قطعات یدکی نیز نمی داشتیم. هم درصنایع نظامی و هم در سایر صنایع" .
 
امریکا از این وابستگی در زمینه های مختلف سیاسی، اقتصادی، نظامی و استراتژیک بهره می برد. بر اساس دکترین نیکسون، ایران به ژاندارم امریکا در منطقه تبدیل شد.هدف این دکترین بهره گیری از قدرت های منطقه ای برای حمایت از منافع بین المللی امریکا و سایر کشورهای غربی در مقابل شوروی ها بود. در نتیجه، نیکسون با فروش هر نوع تسلیحات مرسوم به ایران موافقت کرد و در اواسط دهه 1350 ایران به بزرگ ترین خریدار تسلیحات امریکایی تبدیل شد.از سال 1950 تا زمان سقوط شاه، ارزش قراردادهای خرید تجهیزات و خدمات نظامی ایران از امریکا حدود 20 میلیارد دلار رسید.
 
از سوی دیگر، امریکا 40%سهام کنسرسیوم نفتی را به دست آورد و به سرمایه گذاری های گسترده در ایران پرداخت. البته روابط اقتصادی ایران و امریکا در ماهیت امپریالیستی بود، برای مثال ایران در برابر هر دلاری که از تجارت با امریکا به دست می آورد، دو دلار برای کالاهای امریکایی می پرداخت.علاوه بر این ها، امریکا و دیگر کشورهای غربی، دست شاه را در سرکوبی مخالفان باز گذارده، در این زمینه نیز رژیم را یاری می دادند.
 
تصویب و اجرای طرح مصونیت قضایی اتباع امریکایی در ایران، ورود هزاران متخصص نظامی امریکایی و سلطه آن ها بر ارتش، مداخله شاه در عمان - ظفار - ، ارسال تجهیزات نظامی از سوی ایران به مراکش، اردن و زئیر، درگیری نظامی ایران در سومالی، عملیات نظامی ایران علیه ناراضیان بلوچ در پاکستان و ارسال جت های فانتوم از سوی ایران برای حفظ رئیس جمهور وان تیو (Thieu) در ویتنام جنوبی بخشی از برنامه هایی بود که به دستور آمریکا و در راستای منافع بین المللی این کشور تحقق یافت و ایرانیان را بیش از پیش، به وابستگی شاه به امریکا معتقد ساخت.
 
از سوی دیگر روابط شاه و اسرائیل یکی از علل مخالفت عمومی با رژیم شاه بود.رژیم شاه، بر خلاف نظر مردم ایران و افکار عمومی مسلمانان، جهان روابطی گسترده با اسرائیل داشت.
 
شاه 65%نفت مورد نیاز اسرائیل را تامین می کرد.کالاهای اسرائیلی به سوی ایران سرازیر بود، ساواک و موساد همکاری گسترده ای داشتند و آژانس یهود که فعالیت عمده اش مهاجرت دادن یهودیان به فلسطین اشغالی است، در تهران دفتر نمایندگی باز کرده بود... [برای مطالعه بیشتر اینجا کلیک کنید]
 
اینکه اساسا چرا نوری زاد در سالهای پیش [تا سال 2009] مخالف سرسخت اصلاح طلبان بوده و به ناگاه در صف موافق با اصلاح طلبان ایستاد مشخص نیست، اما نوع نگرش او که در این نامه آورده شده حکایت عدم استقلال فکری و سیاسی و .... وی دارد؛ نوع نگرش محمد نوری زاد نه تنها تکیه و اعتماد به دانشمندان جوان و توان بالقوه داخلی نمی باشد بلکه تماما امید واهی به کمک های کشورهای غربی است که اگر آن کشورها مایل باشند علم و فناوری خود را به ما عرضه کنند! این در حالی است که امروزه کشورهای بسیاری تلاش دارند تا استقلال سیاسی کسب نموده و در سایه باور به توان داخلی و عزم ملی به پیشرفت و ترقی دست یابند.
 
آیا امثالی چون نوری زاد تاریخ را مطالعه نکرده و درس نگرفته اند!!؟ در دوران منحوس سلطنت پهلوی در ایران اگرچه گفته می شود در صنایع نظامی جزو قدرت های منطقه بودیم اما قدرت نظامی ایران تنها به دست نیروهای غربی امکان پذیر بود و اساسا در صنایع مهم نظامی نیروهای ایرانی نقش تماشاچی را ایفا می نمودند تا ... !
 
اینکه محمد نوری زاد بر پایه کدام شواهد و دلایل حتی تعداد نیروگاه های هسته ای کشور را در سال 1391 تخمین زده خود جای سوال دارد؛ در مورد رتبه علمی کشور و پیشرفت تکنولوژی آمار و ارقام خود گویای همه چیز است و نیازی به توضیح اضافی نیست.
 
خدا را سپاس که امثالی چون محمد نوری زاد در چشم ملت خوار و خفیف اند و مسئولیت اجرایی در این آب و خاک بر عهده ندارند؛ اگر همچنان در برخی موارد شاهد عدم پیشرفت هستیم به ناگاه باید این موضوع در ذهن خطور کند که شاید امثالی چون نوری زاد بر صندلی ریاست تکیه زده اند و تفکرشان استقلال طلبی و پیشرفت با تکیه بر نیرو و توان داخلی نیست.
 
بی شک تصویر ایران در ذهن محمد نوری زاد، دست های دراز شده و وابستگی مطلق به کشورهای غربی است تا اگر آنها بخواهند به ما علم و تکنولوژی عطا کنند، این همه تحقیر در شرایطی است که ما تمام ثروت داخلی مان را (به مانند نفت، معادن و ...) در اختیار آنها قرار داده ایم!/ تمام
 
 
 
منبع:ماهستیم


نوشته شده در : جمعه 13 بهمن 1391  توسط : mah .    نظرات() .

.

علی اکبر جوانفکر مدیر عامل اسبق ایرنا از پایگاه خبری " سیرنیوز " به دلیل آنچه که از آن به " نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی " نام برده شده به دادسرای ویژه رسانه در تهران شکایت کرد.

به گزارش ریفنا:امیرحسین کریمی مدیر روابط عمومی"سیرنیوز" روز دوشنبه در گفتگو با خبرنگار پارسی پرس در این ارتباط اعلام کرد : این پایگاه اطلاع رسانی از سال 91 با آغاز فعالیت های آزمایشی ، برای ثبت و پیگیری مجوز از سوی ستاد ساماندهی سایت های خبری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اقدام کرد و پرونده در مراحل اداری و تحویل مجوز قرار گرفت تا این که در آذر امسال مجوز آن صادر شد..

وی افزود : زمانیکه شکایت جوانفکر مطرح شد و این شکوائیه به جریان افتاد به دلیل آنکه تا آن زمان هنوز مجوز فعالیت پایگاه از سوی وزارت ارشاد صادر نشده بود قاضی پرونده دستور فیلتر شدن سایت را صادر کرد .

مدیر روابط عمومی سیرنیوز افزود: باحضور مدیر مسوول در دادگاه رسانه و ارایه مجوز ، قاضی پرونده نیز دستور رفع فیلتر سایت مذکور را صادر و مدیر مسوول سایت به رغم جاری بودن شکایت مدیر عامل ایرنا با سپردن قرار وثیقه آزاد شد.

کریمی پخش خبرهای واقعی و انتقادی از مسوولین را جزو رسالت های خبری هر رسانه از جمله سیر نیوز عنوان کرد و گفت : ممکن است انتشار برخی اتفاقاتی که در محیط های خبری رخ می دهد برای تعدادی از مسوولان ناخوشایند باشد که البته این مساله ، موضوع دیگری است
 
 
پشت پرده عملکرد بهائیت در ایران

خبرگزاری فارس: کتاب «بهائیت در ایران» به قلم سیدسعید زاهدزاهدانی خواستگاه‏ها و روند شکل‏گیری این فرقه در ایران را معرفی می‌کند و از نیت واقعی مؤسسین آن پرده برمی‏دارد.

خبرگزاری فارس: پشت پرده عملکرد بهائیت در ایران

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، استعمارگران بر مبنای تجربه‏ای که از تلاش‏های استعمارگرانه‏ خود در ایران به دست آورده‏اند، دریافته‏اند که بهترین روش مقابله با ملتی که همواره اتکا به مذهب و علمای دین داشته‏اند، حمله و مورد تردید و تزلزل قرار دادن باورها و مبانی دینی و اعتقادی آن‏ها است تا از این طریق راه را بر نفوذ برای خود بگشایند.

پیدایش و رشد فرقه‏ بهائیت در قرن سیزده هجری (نوزده میلادی) به عنوان یک جنبش اجتماعی در ایران یکی از همین تدابیری بود که از طرف جبهه‏ استکبار و استعمار در این مسیر شوم اندیشیده شد. کتاب «بهائیت در ایران» به معرفی خواستگاه‏ها و روند شکل‏گیری این فرقه در ایران می‏پردازد و بار روشن کردن ضد سنت‏ها دینی بودن این فرقه و پشتیبانی شدنش توسط حکومت‏های استعمارگر، به بررسی مبانی ایدئواوژیک و سیر تحول و تغییر این فرقه پرداخته و از نیت واقعی مؤسسین آن پرده برمی‏دارد که چگونه برای سست کردن اعتقاد مردم به اصول مذهبیشان تلاش شده است و در حقیقت از همین مطلب خدمت این فرقه به اهداف استعمارگران برای مخاطب روشن خواهد شد.

«سوال اصلی ما این است که فرقه‏های شیخیه، بابیه، ازلیه و بهائیه (که همه را تحت عنوان بهائی‏گری در ایران خلاصه نموده‏ایم) کی، چرا، چگونه و توسط چه کسانی به وجود آمده‏اند؟ دیدگاه‏ها و اعتقاداتشان چیست و در مقابل حوادث مختلف در ایران، از آغاز پیدایش تا کنون، چگونه موضع‏گیری نموده‏اند؟» (صفحه‏ 23 از همین کتاب)

این کتاب در سه بخش اصلی طبقه‏بندی شده است که در آن‏ها درباره‏ کلیات و مبانی بحث، زمینه‏ها و چگونگی پیدایش بهائیت و ایدئولوژی آن و در نهایت درباره‏ی سیر تاریخی تغییر و تحولات بهائیت سخن به میان آورده شده است.

کتاب «بهائیت در ایران» که برای چهار بار تجدید چاپ شده است در صدد تبیین چگونگی پیدایش بهائی‌گری در ایران است که در این راستا پس از ارائه نظراتی درباب جنبش های اجتماعی، بهائیت را به عنوان یک جنبش اجتماعی تلقی می کند که دارای زمینه اجتماعی، ایدئولوژی و کنشگران مختلف بوده است.

نویسنده پس از بیان زمینه اجتماعی، ایدئولوژی و کنشگران بهائیت، بهائی‌گری را در سه دوره قاجار، انقلاب مشروطه و عصر پهلوی بررسی می‌کند و در پایان اشاره‌ای به وضعیت بهائی‌گری پس از پیروزی انقلاب اسلامی دارد. فرضیه اصلی کتاب این است که بهائی گری به عنوان جنبشی سیاسی - اجتماعی به دنبال شکستن اقتدار مذهبی و قدرت روحانیت در ایران بوده است تا به این وسیله کانون‌های مقاومت بر ضد سیاستهای استعماری در داخل کشور را - که اصولا منشعب از مذهب شیعه بوده است - از هم متلاشی کند.

این کتاب به همت سیدسعید زاهد زاهدانی و با همکاری محمد علی سلامی توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی چاپ شده است. 

 

ترور 15 ایرانی بی‌گناه در 19 دی ماه

گروهک تروریستی منافقین، طی اعمال جنایتکارانه خود هیچ برگی از تقویم انقلاب اسلامی را از کشتار و خونریزی خالی نگذاشته است.

  maryam-holokast.jpg - 12.99 Kb باشگاه خبرنگاران، 15 نفر از مردم بی‌گناه ایران در روز 19 دی ماه طی سال‌های 1359 تا 1371 توسط گروهک تروریستی منافقین در ایران ترور شدند.

اسامی شهدا به شرح زیر است:

علی مراد ورمزیاری،‌ تاریخ تولد: 1317/07/14، تاریخ شهادت: 1359/10/19، محل ترور: قم، گروه تروركننده: گروهک تروریستی منافقین

بیژن قزوینه‌ای، تاریخ تولد: 1336/04/21، تاریخ شهادت: 1361/10/19، محل ترور: كرمانشاه، گروه تروركننده: گروهک تروریستی منافقین

صدیق رسولی، تاریخ شهادت: 1363/10/19، محل ترور: سقز، گروه تروركننده: كوموله

خالد حسین‌زاده، تاریخ تولد: 1370/01/19، تاریخ شهادت: 1370/10/19، محل ترور: بانه، گروه تروركننده: كوموله

اسعد مرادی، تاریخ تولد: 1348/06/02، تاریخ شهادت: 1363/10/19، محل ترور : دیواندره، گروه تروركننده: دموكرات

صدیق مرادی، تاریخ تولد: 1319/06/20، تاریخ شهادت: 1363/10/19، محل ترور : دیواندره، گروه تروركننده: دموكرات

نادر حسوزاده، تاریخ تولد: 1350/05/06، تاریخ شهادت: 1371/10/19، وی سرباز بود، گروه ترورکننده: عناصر تروریست

احمد پیران، تاریخ تولد: 1342/10/20، تاریخ شهادت: 1361/10/19، گروه ترورکننده: گروهک تروریستی منافقین

غلامرضا پیرهادی، تاریخ تولد: 1345/05/20، تاریخ شهادت: 1363/10/19، وی دانش آموز بود، گروه ترورکننده: گروهک تروریستی منافقین

داوود ترابی، تاریخ تولد: 1343/08/19، تاریخ شهادت: 1362/10/19، گروه ترورکننده: گروهک تروریستی منافقین

طاهر اودك، تاریخ تولد: 1339/05/19، تاریخ شهادت: 1361/10/19، وی سرباز بود، تاریخ شهادت:  عناصر تروریست

علی اعتمادی عیدگاهی، تاریخ تولد: 1342/02/21، تاریخ شهادت: 1360/10/19، وی دانش آموز بود، گروه ترورکننده: گروهک تروریستی منافقین

محسن بختیاری، تاریخ تولد: 1345/06/20، تاریخ شهادت: 1363/10/19، گروه ترورکننده: گروهک تروریستی منافقین

فرج الله اسماعیل‌زاده، تاریخ تولد: 1339/07/02، تاریخ شهادت: 1362/10/19، گروه ترورکننده: گروهک تروریستی منافقین

علی پناه ارشادی، تاریخ تولد: 1339/09/06، تاریخ شهادت: 1361/10/19، وی سرباز بود، گروه ترورکننده: عناصر تروریست


نوشته شده در : سه شنبه 19 دی 1391  توسط : mah .    نظرات() .

.

 

جبهه دموکراتیک مردمی ملت عرب اهواز

یکی از گروه‌های تروریستی و جدایی‌طلب عرب «جبهه دموکراتیک مردمی ملت عرب اهواز»، الجبهه الدیمقراطیه الشعبیه للشعب العربی الاحوازی، است که بیشتر به نام قدیم خود «جبهه دموکراتیکِ خلق عرب» معروف است.

dimoghratiye1.jpg - 18.59 Kbاین گروه معروف‌ترین گروه جدایی‌خواه عرب است که دبیرکُل آن «علی مزرعه» معروف به «صالح ابوشریف» همراه با دیگر اعضای شورای مرکزی شاکر خانجی، جمال عبیداوی، موسی سواری و عیسی آل‌یاسین در کانادا مستقر می‌باشند.

«جبهه دموکراتیکِ مردمی ملت عرب اهواز» در نام خود واژه دموکراتیک و مردمی را یدک می‌کشد اما هیچ‌گونه پایبندی به قواعد دموکراتیک و مردمی در حرکت‌های خود ندارد و عملاً در اساسنامه خود شیوه‌های مسلحانه را پیشنهاد کرده و علی‌رغم اینکه در یک خط از این اساسنامه، خود را از انجام شیوه‌های تروریستی مبرا دانسته اما از عملیات‌های مسلحانه پشتیبانی می‌کند و به انتشار خبرهای عملیات‌ها به صورت فوری پرداخته و در این زمینه اطلاعیه هم صادر می‌کند. برای نمونه:

۱. جبهه دموکراتیک خلق عرب ۱۹آذر۱۳۸۷ با افتخار اخبار درگیری‌های مسلحانه تروریست‌های خود را در تارنمای خود منتشر می‌کند.

۲. در گزارشی خاص به مرکز خبررسانی جبهه از شهادت شش مأمور نیروی انتظامی در یک حمله مسلحانه به پاسگاهی در تاریخ ۲۶فروردین۱۳۸۹ خبر می‌دهد. این حرکت مسالمت‌آمیز! در روز ۲۶فروردین۱۳۸۹ یا سالگرد «انتفاضه نیسانیه» انجام پذیرفت.

۳. در اطلاعیه دیگر سازمان در تاریخ ۱۹اردیبهشت۱۳۸۹ از درگیری مسلحانه با مأموران امنیتی که برای بازداشت یک متهم به درب منزلش در زرگان رفته بودند و از منهدم شدن یک خودروی نیروی امنیتی در همین زمینه خبر دادند.

۴. نمونه دیگر به نقل از تارنمای این گروه گزارش فوری در تاریخ ۵فروردین۱۳۸۹ از به شهادت رساندن یک سرگرد و زخمی شدن یک سرباز در شهر شادگان است.

۵. در آخرین نمونه، این گروه بر پایه اخباری که در تارنمای خود منتشر کرده است ادعا دارد انفجار پالایشگاه آبادان بمب‌گذاری بوده که از سوی عناصرشان انجام گرفته است!

 

پیش از این شش صفحه با عناوینی چون قالیباف مرد عمل، قالیباف امید یازدهم ریاست جمهوری و هواداران، حامیان و مخالفان قالیباف در حمایت از فعال سیاسی راه اندازی شده بود.

"صراط"- همزمان با افزایش احتمال کاندیداتوری محمد باقر قالی باف در انتخابات آتی ریاست جمهوری صفحه شخصی شهردار فعلی تهران در شبکه های اجتماعی فعال شد. پیش از این شش صفحه با عناوین دیگر برای حمایت از قالی باف راه اندازی شده بود.

به گزارش پایگاه خبری صراط، پیج قالی باف در شبکه اجتماعی فیس بوک، دارای عکس هایی از دوران فرماندهی در دفاع مقدس و نیز اعلام نظرات و مواضع شهردار تهران است که از چندی قبل فعالیت های سیاسی خود را در قالب موسوم به 1+2 آغاز کرده است.

محمدباقر قالی باف که در میان سیاسیون کشور همواره در بهره گیری از اشکال مختلف رسانه پیشقدم بوده این صفحه را هفته گذشته راه اندازی کرده است. اما این صفحه بیشتر از آن که شباهتی به یک پیج شبکه های اجتماعی داشته باشد بیشتر به سایت خبری و یا وبلاگ سیاسی نزدیک است که این نقیصه در مطالب بلند و سنگین آن به راحتی دیده می شود.

این صفحه، در یکی از پست های خود درباره نهم دی متن بلند یکی از سخنرانی های او را با کمی تغییر ادبیاتی قرار داده و اینپونه نوشته است: «به‌‌ همان اندازه که باید پیگیر برخورد شدید قانونی با براندازان فتنه‌گر بود، به‌‌ همان اندازه هم باید حساب این اقلیت معدود را از جریان‌ها و چهره‌های سیاسی درون نظام جدا کرد. ما پیرو آن دینی هستیم که از ما می‌خواهد... «اشداء علی‌الکفار رحماء بینهم» باشیم. متأسفانه عده‌ای که در میان راه سوار قطار انقلاب شده‌اند هر از چند گاهی تلاش دارند تا با فهم ناقص خود، از یاران و همراهان انقلاب بکاهند.»

با نزدیک شدن به زمان انتخابات یازدهم ریاست جمهوری که در خرداد ماه سال 92 برگزار می شود شخصیت های فعال سیاسی اندک اندک دست به دامن شبکه های اجتماعی می شوند. چندی پیش نیز محسن رضایی صفحه دهم خود را در فیس بوک فعال کرد.

به گزارش صراط، صفحات قالی باف نیز با عناوینی چون «قالیباف مرد عمل»، «قالیباف امید یازدهم ریاست جمهوری»، «هواداران دکتر قالیباف»، «حامیان قالیباف» و «مخالفان قالیباف» از چندی قبل در فیس بوک به فعالیت مشغول هستند.

هنوز مشخص نیست هزینه های مالی گردانندگان این صفحات خودجوش! در شبکه های اجتماعی از چه منبعی تامین می شود؟


 


 

دو راهبرد اصلی جریان فتنه تا انتخابات 92

دیده‌بان: جریان فتنه تا انتخابات دو راهبرد اصلی را پیش می‌برد یکی احیای نوستالژی خاتمی و دیگری سیاه نمایی و القای بحران در کشور.

 

t1504683.jpg - 16.37 Kbدیده‌بان، جریان فتنه که پس از ادعای تقلب در انتخابات ریاست جمهوری 88 و اقدامات ضد امنیتی آنان در ایجاد اغتشاش و آشوب در کشور دیگر جایی برای بازگشت خود به عرصه رقابت در انتخابات برای خود باز نگذاشتند. درهمین راستا هرچه به انتخابات ریاست جمهوری سال 92 نزدیک می‌شویم سران و اصحاب فتنه بازگشت به نظام و معرفی کاندیدا در انتخابات را با پا پیش می‌کشند و با دست پس می‌زنند. زیرا در صورت حضور در انتخابات تمامی ادعاهای واهی و متوهمانه خود در سال 88 مبنی بر تقلب در انتخابات را زیر سئوال می‌برند. سران فتنه از طرفی با انکار این مطلب که ما در سال 88 نگفتیم که تقلب شده درخواست حضور در انتخابات را با پیش می‌کشند و از طرف دیگر با طرح رمز آشوب سال آینده یعنی انتخابات آزاد عذر خواهی از مردم و نظام را با دست پس می‌زنند.

هر چه به انتخابات نزدیک‌تر می‌شویم جریان فتنه با دو راهبرد به دنبال معرفی کاندیدا و هیجانی کردن فضا است. راهبرد اول جریان فتنه که با نامه تعدادی از گروهک ملی مذهبی به رهبر معظم انقلاب اسلامی کلید خورد نوستالژی خاتمی و بازگشت دوم خرداد است. جریان فتنه با پیش برد این راهبرد این هدف را دنبال می‌کند تا ضمن آماده سازی افکار مردم برای حضور خاتمی در انتخابات هزینه رد صلاحیت وی توسط شورای محترم نگهبان را بالا ببرد. خاتمی پس از حضور در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی در حوزه انتخابیه دماوند در جواب هم‌قطارانش که به وی به جهت حضور در انتخابات اعتراض کرده بودند، خطاب به آن‌ها گفته بود:« نتیجه کار من را 6 ماه بعد می‌بینید.»


اما راهبر دوم جریان فتنه همانی است که در سال 88 نیز آن را دنبال کردند و آن سیاه نمایی و القای بحران در کشور است. جریان فتنه با حمایت و پشتیبانی توپخانه جنگ روانی دشمن که همان شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی زبان و سایت‌های آنان در فضای مجازی است، جریان فتنه را در این رسیدن به این هدف کمک می‌کنند.

گفتنی است که بنا بر اخبار منتشر شده در رسانه‌ها فتنه‌گران تلاش می‌کنند تا در آستانه 25 بهمن با واردکردن فشار به نظام از موسوی و کروبی رفع حصر شود.

 

 

سایت های ضد انقلابی همچنان با روش گدایی به فعالیت های خود مشغولند.
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران، سایت دیگربان از سایت های ضد انقلابی که در خارج از کشور به فعالیت مشغول است با ادعای عدم تامین منابع مالی برای سایت خود خواستار کمک های به اصطلاح مردمی برای ادامه فعالیت خود شده است. 

در همین راستا بر اساس لیستی که گردانندگان این سایت منتشر کرده اند، مبالغی از سوی افراد مختلف به این سایت منتشر شده که مصداق دریافت اعانه می باشد. 

به گزارش«حدید نیوز»، شایان ذکر است بر اساس لیست منتشر شده تمامی مبالغ دریافتی توسط این سایت تماما از کشورهای خارجی بوده و هیچ گونه کمکی از داخل به این سایت ضد انقلابی صورت نگرفته است.


نوشته شده در : دوشنبه 18 دی 1391  توسط : mah .    نظرات() .

آیت الله مصباح: فتنه 88 از 20 سال پیش طراحی شده بود

 

نقش زنان در شکست جریان فتنه

 

نماینده مردم سراب در مجلس شورای اسلامی گفت: نقش زنان در شکست جریان فتنه و خلق حماسه ۹ دی بی‌بدیل است و اهمیت حماسه ۹ دی و نقش فعال زنان در آن روز برای خنثی کردن فتنه‌های دشمن کمتر از حماسه ۲۲ بهمن نیست.

46567.jpg - 18.47 Kbبه گزارش 598، مهناز بهمنی نماینده مردم سراب در مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی فارس در آستانه یوم الله 9 دی و هفته بصیرت اظهارداشت: حضور زنان در حماسه 9 دی واقعه‌ای ماندگار در تاریخ انقلاب اسلامی است.

وی افزود: پایداری و استقامت زنان مسلمان ایران در راه حفظ ارزشها،باورها و حراست از اعتقادات ستودنی‌است چراکه زنان در طول تاریخ اثبات کرده‌اند که در تمام میدان‌ها اعم از نظامی و فرهنگی کمتر از مردان نبوده‌اند و دلیل بارز بر این ادعا نقش زنان و حضور گسترده آنها در طول 8 سال دفاع مقدس و پشتیبانی آنها از نظام و ولایت فقیه در تمام عرصه‌هاست .

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: 9 دی روزی بزرگ در تاریخ انقلاب اسلامی است،روزی که ملت سرافراز ایران در تجمع بزرگ و میلیونی خود، استکبار جهانی را به زانو درآوردند و با حرکت خودجوش در دفاع از آرمانها و ارزشهای الهی به خیابانها آمدند و بار دیگر به ولایت، لبیک گفتند.

بهمنی تصریح کرد: نهم دی سال 88 روزی است که از حافظه تاریخی کشورمان پاک نخواهد شد و آن‌روز نمونه حضور بی‌بدیل دیگری از زنان و مردانی بود که برای صیانت از اعتقادات، نظام و ولایت فقیه خود راسخ و با صلابت پا به میدان گذاشتند.

نماینده مردم سراب در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: زنان همواره در بزنگاه‌های سخت انقلاب و بعد از آن در صحنه حضور داشتند و همراه مردان بودند، در حماسه 9 دی نیز شاهد حجم زیادی از زنان بودیم ، آنها در همه اتفاقات سیاسی و اجتماعی به دلیل بصیرتی که داشتند در ترغیب مردان برای حضور در این جریانات نیز اثرگذاشتند.

وی اضافه کرد: اگر حضور بصیرت‌مندانه زنان در حماسه 9 دی نبود چنین حماسه با شکوهی با این عظمت و زیبایی خلق نمی‌شد.

بهمنی گفت: اینکه بانوان در تمام عرصه های مدیریتی کشور حضور دارند حائز اهمیت بوده و سبب نگاه ویژه‌ای به ایران اسلامی شده است.

نماینده مردم سراب درپایان یادآور شد: حماسه 9 دی واقعه‌ای ماندگار در تاریخ انقلاب اسلامی که رسانه‌های جمعی باید با تشریح ابعاد آن از زوایای مختلف بویژه نقش زنان، عظمت آن را به تصویر بکشند و اهمیت بصیرت و هوشیاری دربرابر نیرنگهای دشمن را بیان کنند.

 



t1505168.jpg - 27.94 Kb
 
 


235990_943.jpg - 25.03 Kbآنچه امروز دولت و بعضی از نیروهای امنیتی می‌كنند و بعضی از مبلغین خام حرف‌های نابجایی می‌زنند، همه را به حساب رهبری می‌گذارند. الان كار به جایی رسیده كه رئیس دولت آن هم در خارج از كشور و به خبرنگاران خارجی می‌گوید: «هیچ كس در ایران به خاطر من زندانی نیست!»


 حدید نیوز ، آقای هاشمی رفسنجانی كه در انتخابات نهم ریاست جمهوری رقیب دكتر احمدی‌نژاد بود، از نگاه بسیاری نقش تعیین‌كننده‌ای در حوادث سال ۸۸ نیز داشت، به طوری كه اولین جلسه مشترك با حضور ایشان و آقایان سید‌حسن خمینی و موسوی و كروبی نیز ظهر روز شنبه ۲۳ خرداد سال ۸۸ در دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام برگزار شد. آنچه در مناظره‌های انتخابات ریاست‌جمهوری دهم اتفاق افتاد نیز سبب شد هاشمی رفسنجانی بیشتر روی صحنه بیاید و او در تاریخ ۱۹ خرداد ۸۸ نامه‌ای به رهبر معظم انقلاب نوشت تا مسیر انتخابات را عوض كند اما مردم تصمیم‌شان را گرفته بودند. هاشمی‌رفسنجانی در حوادث بعد از انتخابات و فتنه ۸۸ گاهی سكوت كرد و گاهی سخن گفت. آنچه در ادامه می‌خوانید، مروری بر سخنان آقای هاشمی در موضوعات مختلف فتنه ۸۸ است.

پیش‌بینی اغتشاشات
در فرصت باقی‌مانده ضروری به نظر می‌رسد خواسته حق حضرت‌عالی و مردم در خصوص انجام انتخاباتی سالم و پرابهت و حداكثری تحقق یابد؛ كاری كه می‌تواند عامل نجات كشور از خطر و باعث تحكیم وحدت ملی و اعتماد عمومی باشد و فتنه‌گران نتوانند با حدس و گمان نص پیامتان در مشهد و در مرقد امام راحل را با هوس خود تحریف كنند و با نادیده گرفتن قانون، بنزین بر آتش‌افروخته بریزند.
سرچشمه شاید گرفتن به بیل / چو پر شد نشاید گرفتن به پیل.
۱۹ خرداد ۱۳۸۸‌، نامه به رهبری

اولین واكنش پس از مناظره
در مراسم بزرگداشت سالگرد امام(ره) به آقای احمدی‌نژاد گفتم كه در اظهارات او خلاف‌گویی‌‌های فراوانی وجود داشته و ادعای كذب تماس تلفنی من با یكی از سران عرب و ادعای كارگردانی مبارزات انتخاباتی رقبا و اتهامات ناروا به جمعی از بزرگان نظام، از جمله جناب آقای ناطق نوری و فرزندان من و بدتر از همه زیرسؤال بردن اقدامات امام راحل را یادآوری و پیشنهاد كردم با صراحت اتهام‌های نادرست را پس بگیرد .
۱۹ خرداد ۱۳۸۸، نامه به رهبری‌

چه كسی زندانی می‌كند
آنچه امروز دولت و بعضی از نیروهای امنیتی می‌كنند و بعضی از مبلغین خام حرف‌های نابجایی می‌زنند، همه را به حساب رهبری می‌گذارند. الان كار به جایی رسیده كه رئیس دولت آن هم در خارج از كشور و به خبرنگاران خارجی می‌گوید: «هیچ كس در ایران به خاطر من زندانی نیست!» سپاه می‌گوید: «ما كه از خود ایده‌ای نداریم، فقط فرمان می‌بریم!» پس این وسط چه كسی است؟ زندانی برای چه كسی در زندان است؟ دولت كه می‌گوید من نیستم. حتی می‌گوید: من نامه می‌نویسم كه زندانیان را آزاد كنید. سپاه كه می‌گوید: ما فقط فرمان می‌بریم. راست هم می‌گوید، چون نظامی‌های ما فرمانبرند، منتها فرمان را به گونه‌ای كه خودشان می‌خواهند، می‌برند و نه آن گونه كه رهبری و فرمانده می‌خواهند.
۲۴/۰۹/۸۸، سخنرانی در مشهد‌

دلیل نوشتن نامه سرگشاده
دیدم كار بسیار زشتی انجام شد. در مناظره، آقای احمدی‌نژاد حرف‌هایی را زده بود كه غیرواقعی بود. تأسف بیشتر از این بود كه همان حرف‌های دروغ را پایه تبلیغات خویش قرار داد و در اجتماعات از آنها سوءاستفاده می‌‌كرد. انتظار من و همه دلسوزان واقعی نظام این بود كه رهبری عكس‌العمل نشان دهند، چون من تنها نبودم. در آن مناظره شما نوعی ستیز با روحانیت را مشاهده كردید كه به بهانه مخالفت با من و دیگر مدیران ارشد تاریخ انقلاب، همه دستاوردهای گذشته را به حراج گذاشت و اینگونه القا كرد كه روحانیت در اداره جامعه كارایی ندارد. در سالگرد رحلت امام در مرقد به ایشان گفتم حرف‌های ناقص گفته‌اند. ترجیح می‌دهم خودشان اصلاح كنند، وگرنه ناچارم توضیح بدهم. چند روز هم صبر كردم و جوابی ندیدم. پس از آن نامه‌ای تهیه كردم چون باید جواب آن حرف‌ها داده می‌‌شد. می‌‌گویند چرا قبل از انتخابات نامه را دادم. این سؤال دیگر سفسطه است، چون مگر ایشان هدفی غیر از انتخابات در طرح آن مباحث خلاف واقع داشت؟ نامه را تهیه كردم و در آخرین فرصت قبل از انتخابات كه عصر سه‌شنبه بود، برای رهبری فرستادم، چون اگر سه‌شنبه می‌‌دادم، روزنامه‌ها چهارشنبه می‌‌نوشتند و اگر چهارشنبه می‌‌دادم، پنج‌شنبه كسی حق نداشت بنویسد، چون فرصت تبلیغات تمام می‌شد. می‌‌خواستم جواب آن حرف‌ها را بدهم. در كنار آن كارها، در رفت و آمد و اخبار موثق شور و اشتیاق مردم را می‌‌دیدم. از برنامه‌های محافل مجریان انتخابات هم خبر داشتم. به هر حال در همان فرصت باقی‌مانده برای رهبری معظم فرستادم و متأسفانه در آن فاصله دو ساعته باقی مانده، نامه را به ایشان نداده بودند، چون جوابی به من نرسیده بود. در آخرین لحظاتی كه می‌‌خواستم خدمت ایشان بروم، منتشر كردم. وقتی رفتم، ایشان گفتند: داشتم نامه شما را از روی كامپیوتر می‌‌خواندم، یعنی پس از اینكه پخش شده بود هم، هنوز متن اصلی را به ایشان نداده بودند. پرسیدم از نظر شما چگونه بود؟ گفتند: از لحاظ محتوا هیچ ملاحظه‌ای ندارم و فقط یك نكته دارم كه آقای احمدی‌نژاد شخص شما را به فساد متهم نكرد و درباره بچه‌های شما گفت. گفتم: فضا به‌گونه‌ای بود كه اگرچه از من اسم نبرد، اما همه چیز متوجه من شد. ایشان گفتند: واقعاً هیچ ملاحظه‌ای روی نامه ندارم، ولی اگر جای شما بودم، بعد از انتخابات منتشر می‌‌كردم. گفتم: خواست خدا بود كه شما تا قبل از انتشار نبینید، چون اگر می‌‌خواندید و به من می‌‌گفتید، منتشر نمی‌كردم و این مناسب نبود، چون اگر بعد از انتخابات منتشر می‌‌كردم دو حالت داشت: اگر آقای احمدی‌نژاد شكست بخورد كه درست نیست با ایشان درگیر شوم، چون اخلاقاً كار درستی نیست. اگر هم پیروز شود كه اصلاً درست نیست با منتخب مردم درگیر شوم و جشن انتخابات را در كام مردم تلخ كنم.
خرداد ۸۹، گفت‌وگو با نشریه مدیریت ارتباطات

دلیل سكوت در حوادث بعد از انتخابات
باید بگویم كه موضع من از اول انقلاب و حتی پیش از انقلاب و در مبارزه روشن بود. همیشه با افراط و تفریط مخالف بودم. راه عقلانی، معتدل و عرفی مقبول را راه درست تشخیص می‌دادم كه مستند به آیات قرآن و ادله بود. در تمام این دوران هم در هر شرایطی نوعی افراط در مقابل من بود، البته انسان نمی‌تواند توقع داشته باشد كه همه سلیقه‌ها در همه جا او را می‌پذیرند. باید بگویم به آن معنا ساكت نیستم. شرایط كشور به گونه‌ای نیست كه من در سخنرانی‌های عمومی مسائل را به صورت صریح مطرح كنم. می‌دانید كه همیشه با صراحت حرف می‌زدم، اما الان شرایطی است كه هر حرفی را كه در جهت خودشان نباشد، تحمل نمی‌كنند. عكس‌العمل‌ها هم به گونه‌ای است كه مفسده دارد. گاهی خود انسان دچار زحمت می‌شود كه اهمیتی ندارد ولی گاهی از حرف‌ها مفسده‌ای برای جامعه بیرون می‌آید.
۲۴/۰۹/۸۸، سخنرانی در مشهد‌

نظر نهایی درباره انتخابات و شبهه تقلب
به هر دلیل در آن خطبه هیچ نظری درباره انتخابات ریاست جمهوری ندادم و همین الان در بین شما هم قضاوت نمی‌كنم، چون تحمل نمی‌كنند. در آن خطبه نگفتم كه انتخابات درست بود یا باطل بود، گفتم: به هر دلیل برای بخش مهمی از جامعه تردید پیدا شد. این حالت كه منكر ندارد. بعضی‌ها گفتند: چرا در خطبه سخن از بذر تردید كردید؟! مطمئناً چند میلیون جمعیت كه به خیابان‌ها می‌آمدند و تظاهرات می‌كردند، یقین داشتند و من سخن از تردید كرده بودم. گفتم: گروهی از مردم با تردیدی كه پیدا كردند، معترض شدند. راه درست این بود كه تردید مردم را برطرف كنیم و جواب قانع‌كننده بدهیم. راه آن هم روشن است كه چگونه می‌توان عمل كرد، بنابراین راه‌حل دادم. از آن تاریخ كه درگیری‌ها شدید و خونین و بازداشت‌ها زیاد شده بود، باتجربه ۵۰ ساله‌ام در مبارزه و اداره كشور گفتم: اولاً زندانی‌ها را آزاد كنید، ثانیاً از كسانی كه آسیب دیدند، دلجویی كنیم، ثالثاً همه تعهد كنند تابع قانون باشند.
۲۴/۰۹/۸۸، سخنرانی در مشهد‌

‌طرفین دعوا پس از انتخابات
حكومت همه چیز را در دست دارد، پول، نیرو و رسانه دارد و بالاخره كسانی را دارد كه در مواقع لزوم در خیابان‌ها جمع شوند. بسیج و سپاه را هم دارد، در آن طرف هم عده زیادی از مردم هستند. دانشجو، دانش‌آموز، استاد، معلم، مدیر، كارگر، كاسب، زن و مرد و... كه بعضی‌ها ساكت و بعضی‌ها فعال هستند. این گونه كه به جایی نمی‌رسیم.
۲۴/۰۹/۸۸، سخنرانی در مشهد‌

حضور خانم‌ها در اغتشاشات
خانم‌ها كه تا به حال در منازل بودند و میدان مبارزه نداشتند، امروز دارند اكثریت دانشگاه‌ها را می‌گیرند. اینها كه به دانشگاه آمدند، خیلی راحت‌تر و آزادتر مبارزه می‌كنند، چون مسئولیت‌هایی را كه آقایان دارند، در زندگی خود كمتر دارند. مراعات آنها هم از طرف نیروهای امنیتی بیشتر است، چون هیچ كس - جز عده‌ای خیلی افراطی - در جامعه ما حاضر نیست با خانم‌ها با خشونت رفتار كند.
۲۴/۰۹/۸۸، سخنرانی در مشهد‌

چرا مهدی هاشمی به ایران باز نمیگردد
یكی از آقایان درباره سفر خارج مهدی پرسید كه چرا نمیآید؟ خیال مهدی از پروندههایش راحت راحت است. بارها در این مسائل به مراكز مسئول جواب داد. در جریان استات اویل مجلس وارد شد و پس از تحقیق و تفحص اعلام كرد كه ایشان مبراست. وزارت اطلاعات دو سال كاركرد و گزارش داد كه مبراست. وزارت نفت یك تیم را مشخص كرد و من از رهبری خواهش كردم برادر ایشان هم عضو آن تیم باشد تا همه شرایط را به ایشان بگوید كه آن تیم گزارش داد ما دلیلی برای این اتهام ندیدیم. در داخل شركت نروژی استات اویل خلافی اتفاق افتاد و پولی بین چند نفر رد و بدل شد و آنها با سیاسیكاری مسائل خودشان را حل كردند و مسئله را داخل ایران انداختند كه اسرائیل پشت قضیه بود، حتی بسیج دانشجویی - به اعتراف روزنامه جوان كه با ضدیت هم عمل میكند - در این مورد به دادستان كل كشور شكایت كرد و دادستان به محكمه كاركنان دولت ارجاع داد كه پس از بررسی اسناد گفتند: «هیچ دلیلی نمیبینیم و حكم تبرئه دادند» ولی گروهی رها نمیكنند و همیشه این مسئله را مطرح میكنند. من مطمئنم مهدی در این انتخابات در هیچ بخشی دخالت نداشت، جز در مسئله كمیته صیانت از آرا، آنها نگران بودند و او در مجلس خبرگان در این زمینه كار كرده بود، تجربه خود را در اختیار آنان گذاشت. نه پولی دارد و نه به كسی پول داد. گفتند: او پول داده تا افرادی در اغتشاشات شركت كنند، در حالی كه از این كارها بیزار است.
۲۴/۰۹/۸۸، سخنرانی در مشهد

تردید در انتخابات
چرا اینطور شد آنچه من میفهمم و راهحل از توی آن میخواهم درآورم، این است كه اواخر دوران تبلیغات ما دچار تردید شدیم، یعنی یك عده افرادی پیدا شدند تردید كردند و بذر تردید حالا به هر دلیل یا تبلیغات نادرست یا عمل نادرست صدا و سیما یا چیزهای دیگر باعث شد در ذهن مردم پیش بیاید. ما تردید را بدترین مصیبت میدانیم. این تردید مثل خوره افتاد به جان ملت ما، البته دو جریان هستند؛ یك جریان كه تردید ندارند و قاطع هم ایستادهاند و دارند كار خودشان را میكنند و یك عده هستند كه آنها هم كم نیستند و بخش زیادی از مردم فهیم كشور ما عالم كشور ما هستند و میگویند كه ما تردید داریم و برای رفع تردید اینها باید كار كنیم. امروز الان تلخ است، یعنی شرایطی كه بعد از اعلام نتایج انتخابات (ریاست جمهوری) پیش آمد، دوران تلخی است و من فكر نمیكنم هیچكس از همه جریانات همه دلشان نمیخواست اینطوری شود و الان همه ضرر كردیم كه چرا اینطور باید بشود؟
۲۶ تیر ۱۳۸۸، خطبه نماز جمعه

سفرهای خارجی مهدی هاشمی
ما در دانشگاه آزاد اسلامی شش واحد در خارج از كشور داریم كه همه آنها مشكل دارند. باید كسی می‌رفت و رسیدگی می‌كرد. از لندن شروع كردیم و به لبنان رفتیم كه باید توسعه پیدا كند. واحد دوبی مشكلات خاصی دارد. در زنگبار زمین دادند كه هنوز نتوانستیم شروع كنیم. در ارمنستان و تاجیكستان هم واحد داریم. باید رسیدگی می‌كرد كه رفت. دلش می‌خواهد بیاید و من می‌گویم اول كارهایت را تمام كن و انجام بده و بعد بیا. از این طرف هم مرتب تهمت می‌زنند كه او هم همیشه جواب می‌دهد. جالب این است كه هیچ كسی از هیچ دادگاهی او را احضار نكرده است. او به دادستان نوشت كه نه احضاریه دادید و نه از من خواستید كه به دادگاه بیایم. تا به حال هیچ مقام امنیتی یا قضایی احضار نكرده است. از روزی كه رفت، این حرف‌ها را می‌زنند و هر وقت لازم باشد، كارش را ناتمام می‌گذارد و می‌آید، البته در شرایطی كه در آنجا بود، گفتم: الان كه كار اجرایی آنچنانی نداری و وقت تو ضایع می‌شود، چون در حال تحصیل در مقطع دكتراست، بناست رساله‌اش را در یكی از دانشگاه‌های خارج بگذراند، البته لازم نیست دائم بماند و می‌تواند رفت و آمد كند.
۲۴/۰۹/۸۸، سخنرانی در مشهد‌

دستگیری فائزه هاشمی در روز ۳۰ خرداد
او برای خوردن ساندویچ به خیابان آزادی رفته بود

هتك حرمت به عكس امام در روز ۱۶ آذر ۸۸ در دانشگاه تهران
اهانت به تصویر مبارك امام راحل بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و رهبر معظم انقلاب از سوی هر كس و با هر هدفی كه انجام یافته عملی ناروا و زیان‌بخش و سزاوار تقبیح است.

مواردی كه آقای هاشمی موضع‌گیری علنی نداشت
واكنش به اظهارات عفت مرعشی درباره تقلب
اغتشاشات پس از انتخابات از ۲۳ خرداد تا ۳۰ خرداد
واكنش به خطبه‌های نماز جمعه رهبر انقلاب در ۲۹ خرداد ۱۳۸۸
شعار نه غزه نه لبنان در راهپیمایی روز قدس
هتك حرمت عاشورا
حضور فائزه هاشمی در میان حرمت‌شكنان روز عاشورا
واكنش به صدور حكم بازداشت مهدی هاشمی
نامه‌های مهدی كروبی درباره دروغ تجاوز در زندان‌ها
نامه محسن كدیور درباره صلاحیت مجلس خبرگان رهبری

پاسخ به آیت‌الله یزدی
درمورد سخنان اخیر آقای یزدی همانگونه كه قبلاً هم گفتم جوابم تاكنون به سخنان توأم با عصبانیت و غرض‌آلود ایشان سلام بوده است، ولی با صحبت‌های دیروز ایشان و اطلاعات رسیده، این بار بوی توطئه به مشام می‌رسد و درباره مسائل ایشان در زمان امام راحل و درجلسه انتخاب رهبری بعد از ارتحال امام و درقوه قضائیه به صورت كتبی مطالبی را گوشزد خواهم كرد.
ششم بهمن ۱۳۸۸ دیدار با جمعی از استادان علوم سیاسی دانشگاه‌های قم

واكنش به ابطال وقف دانشگاه آزاد‌
چهار مجتهد عضو هیئت مؤسس (دانشگاه آزاد) یعنی حضرات آیات و حجج‌اسلام والمسلمین موسوی اردبیلی، هاشمی رفسنجانی، سید‌حسن خمینی، قمی و همچنین آیت‌الله بجنوردی به‌عنوان ناظر، بر شرعی بودن وقف صحه گذاشتند. فكر نمی‌كنم خداوند اجازه بدهد هیچكس بتواند این وقف را به هم بزند و اگر كسی بتواند به هم بزند، خدا از او قوی‌تر است و پس می‌گیرد یك روزی، ما خیلی موقوفات داریم كه (زمانی) گرفتند، ولی دوباره امروز برگشته است.
ششم مهر ۱۳۸۹ سخنرانی در دانشگاه آزاد بابل

 

 

رئیس موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) گفت: آمریکا و ایادی این کشور از 20 سال پیش فتنه 88 را در چند مرحله طراحی کرده بودند.

y56y8pc05dwhdbs99k8.jpg - 28.93 Kbبه گزارش مشرق، آیت‌الله محمد تقی مصباح یزدی امروز در تجمع بزرگ مردم قم که به مناسبت 9 دی در مدرسه فیضیه قم برگزار شد با اشاره به عوامل به وجود آورنده فتنه 88 ابراز کرد: دشمنان طراحی برای این فتنه را از 20 سال پیش آغاز کرده بودند.

وی افزود: در اوایل انقلاب برخی تمایل داشتند با آمریکا رابطه برقرار کنند و زمانی هم که دولتمردان غربی این وضعیت را مشاهده کردند به فکر افتادند تا اشخاصی را برای اجرای نقشه‌های خود در داخل کشور تربیت کنند.

رئیس موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) با بیان اینکه در اوایل کار مردم از ماهیت اصلی فتنه آگاه نبودند گفت: پس از هتاکی براندازان و فتنه‌انگیزان به مقدسات دینی، ملت ایران متوجه قصد و نیت اصلی آن‌ها که مقابله با اسلام بود شده و وارد عمل شدند.

وی ادامه داد: در صدر اسلام هم چند دسته از مردم بودند که شامل کافران، منافقان و افراد بی‌بصیرت می‌شدند؛ برخی افراد که در ظاهر به احکام مقید بودند در دل‌هایشان اعتقادی به این دین الهی احساس نمی‌کردند و منافقان را تشکیل می‌دادند و برخی نیز به دلیل نداشتن بصیرت و دارا بودن از معرفت سطحی از انجام همه دستورات خداوند سرباز می‌زدند که شیطان هم تمام نقشه‌های خود را به وسیله همین افراد اجرا می‌کند و آن‌ها را به راه کفار و منافقان می‌کشاند.

آیت‌الله مصباح یزدی با بیان اینکه پس از انقلاب اسلامی ایران هم این‌گونه افراد وجود داشتند افزود: بعضی اشخاص حتی با امام خمینی(ره) از پاریس به ایران آمدند اما بعدها که دیدند انقلاب بر اساس هوای نفس آن‌ها پیش نمی‌رود با خارج از کشور ارتباط برقرار کرده و حتی قصد منفجر کردن بیت امام را نیز داشتند اما تنها بسیجیان و ولایت‌مداران واقعی بودند که در صحنه حاضر شده و حماسه‌هایی چون 23 تیر 78 را به وجود آوردند.

استاد برجسته حوزه علمیه عنوان داشت: پس از وقایع مختلف در ایران دشمنان به فکر افتادند با استفاده از همه تجربیات گذشته و آنچه در کشورهای دیگر پیاده کرده بودند توطئه خود را در ایران نیز پیاده سازند هرچند با وجود مردمی شیعه و ولایت‌مدار این کار برای آن‌ها بسیار مشکل بود بنابراین بودجه سنگینی را برای این منظور در نظر گرفته و با هر گروهی وارد مذاکره شدند.

 برخی هنوز نمی‌خواهند توطئه غرب را در فتنه 88 باور کنند

وی اضافه کرد: برخی افراد هنوز هم اتفاقات سال 88 را یک حادثه می‌دانند و نمی‌خواهند دست‌های پنهان آمریکا را در این امر ببینند در حالی که از 20 سال پیش غرب به فکر ایجاد چنین فتنه‌ای بود اما گمان نمی‌کرد مردم ایران چنین عکس‌العملی نشان دهند.

گردهمایی عظیم مردم در 9 دی در تاریخ بی‌نظیر بود

آیت‌الله مصباح یزدی حرکت خودجوش مردم در 9 دی ماه 88 را قابل قیاس با تجمع عمومی ملت در روز ورود امام خمینی(ره) به ایران و نیز تشییع پیکر ایشان دانست و افزود: این سه گردهمایی عظیم در تاریخ جهان کم نظیر و حتی بی‌نظیر است.

رئیس موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی تصریح کرد: پیام ملت ایران در 9 دی ماه این بود که تا آخر بر سر عهد و پیمان خود با امام و رهبری ایستاده‌اند و هرگونه مشکل مانند جنگ، تحریم و گرانی را تحمل خواهند کرد اما دست از آرمان‌های ارزشمندشان برنخواهند داشت.

وی بیان داشت: خروش ملت ایران در 9 دی ماه 88 چشم دشمنان را کور کرد و برای همیشه آنان را از خیال‌های شیطانی و براندازانه ناامید ساخت.


نوشته شده در : یکشنبه 10 دی 1391  توسط : mah .    نظرات() .

.

پارلمان سوئد نسل‌کشی کردها را به رسمیت شناخت

با به رسمیت شناختن نسل‌کشی ‌کرد‌ها در پارلمان سوئد، یکی از بزرگترین جنایت‌های منافقین به طور رسمی ثبت شد.

در حالی که کشور کانادا در اقدام اخیر خود نام سازمان منافقین را از فهرست سازمان‌های تروریستی خود خارج کرده، پارلمان سوئد با 277 رای موافق در برابر 22رای مخالف قتل‌عام کرد‌ها را به دستور رژیم بعث را که بدست عوامل سازمان منافقین در سال 1991 میلادی صورت گرفته را به رسمیت شناخت.
بر پایه این خبر سوئد که اولین کشوری در اروپاست که قتل‌عام کرد‌ها را به رسمیت شناخته است، در سال جاری میلادی هیئتی از نمایندگان پارلمانی خود را برای بازدید از آثار بر جای مانده از این جنایت هولناک به حلبچه اعزام کرده است.
در همین رابطه جبار امین نماینده پارلمان سوئد نسبت به تکریم خانواده کشته شدگان این نسل‌کشی تاکید کرد و اظهار امیدواری کرد که این موضوع از سوی دیگر کشورهای اروپایی نیز پذیرفته شود.
«آزاد جندیانی» سخنگوی اتحادیه میهنی کردستان با بیان این مطلب که احزاب و سران سیاسی اقلیم کردستان از این اقدام پارلمان سوئد استقبال می‌کنند در پیامی از دیگر کشورهای اروپایی خواست که همانند سوئد نسل کشی کردها در سال 1991 را به رسمیت بشناسند.
این خبر حاکیست که در همین رابطه برخی از جداشدگان
منافقین با ارسال پیامی تشکر آمیز به پارلمان سوئد از اقدام این کشور تقدیر کرده و آن را در راستای احترام و حمایت واقعی از حقوق انسانها دانستند.
جداشدگان فرقه تروریستی رجوی در این نامه ادامه دادند: در سال ۱۹۹۱ بزرگترین اتحاد عمل مجاهدین خلق با دیکتاتور وقت یعنی صدام حسین شکل گرفت، عملیات کردکشی که سازمان مجاهدین آن را مروارید نامید، یکی از ننگین ترین و شرم آورترین و تکان دهنده ترین قسمت از تاریخ حیات این سازمان است .
دیکتاتور وقت عراق که در داخل کشورش به سرکوب قوم‌ها و اقلیت‌های عراقی به طور خاص کردها پرداخته بود، در همین حال به کویت هم حمله کرد که با مقابله آمریکا مواجه شد، در این هنگام کردهای عراقی در شمال عراق که سالیان سال برای آزادی و دمکراسی جنگیده بودند فرصت را مغتنم شمردند که به دیکتاتوری یکی از دیکتاتورهای زمان پایان دهند و دیکتاتور وقت که به شدت نگران از دست دادن کنترلش بود مجبور به فرستادن نیروهای زیادی برای پاکسازی کردها به شمال عراق شد و مجاهدین همانطوری که همیشه رهبریشان به وضوح می گفت که ادامه حیات خودشان را در ادامه حیات دیکتاتور عراق می دیدند به دست و پا افتاده و به صدام وعده دادند که کردها را به مجاهدین بسپارد و او به جنگ کویت بپردازد و خودش را درگیر پاکسازی کردها نکند.
در این نامه اضافه شده: بلافاصله مسعود رجوی و مریم قجرعضدانلو فرمان حمله به کردها را صادر کردند و حتی در فیلم‌هایی که هنوز در داخل خود سازمان موجود است، مریم قجرعضدانلو فرمان داد تا کردها را با تانک‌ها زیرگرفته و از هدردادن گلوله جلوگیری شود .
درفیلم‌هایی که بعد خود سازمان آنها را از بین برد، کردهایی را نشان می داد که با لباسهای کردی در زیر تانکهای مجاهدین له شده بودند , دختران جوان و کودکانی که بر اثراصابت گلوله نقش زمین شده بودند.

کردکشی منافقین


امروز همان خانمی که فرمان داد تا کردهای بیگناه را زیر تانکها له کنند با کمال تاسف در کشورهای اروپایی به راحتی در حال مسافرت در پارلمان‌های مختلف اروپایی است، همان کسی که هزاران کرد بیگناه با فرمانش له شدند و زیر خاک رفتند! همان خانم امروز قیافه‌ای مدرن به خود گرفته و دم از دمکراسی و آزادی و حقوق بشر و تمدن و… در پارلمان‌های مختلف می زند و ایشان انگار نه انگار که فرمان قتل و عامی را صادر کرده اند و جنایاتی مرتکب شده اند.

گفتنی است سالها بعد منافقین سعی کردند تا این جنایت را به فراموشی بسپارند اما اسناد باقی مانده و حتی کشته‌های منافقین در این عملیات که به مروارید معروف شد و هم اکنون در پادگان اشرف دفن شده‌اند شاهدی بر نقش منافقین در این نسل کشی است.

 
یک روحانی اصلاح‌طلب افشا کرد/برنامه‌ریزی «حلقه خارج‌نشین»برای رفع حصرسران فتنه درآستانه ۲۵بهمن

یکی از روحانیون وابسته به اردوگاه اصلاح‌طلبان با افشای برنامه‌های جدید ضدانقلاب خارج‌نشین گفت که مهم‌ترین برنامه آنها، فشار بر جمهوری اسلامی برای رفع حصر از سران فتنه در آستانه ۲۵ بهمن است.

خبرگزاری فارس: برنامه‌ریزی «حلقه خارج‌نشین»برای رفع حصرسران فتنه درآستانه ۲۵بهمن

به گزارش خبرگزاری فارس، یک روحانی اصلاح‌طلب با ابراز نگرانی از اهداف و برنامه‌های جدید فتنه‌گران خارج‌نشین اظهار داشت: «آن چند نفر که به آمریکا رفته‌اند، کاملاً رنگ و بوی اپوزیسیون مقیم آمریکا را گرفته‌اند و تکلیف‌شان را هم با ما و هم با حکومت (جمهوری اسلامی) مشخص کرده‌اند».

وی افزود: «اقدامات چند نفری که به اسم اصلاح‌طلب در پاریس و لندن اقامت کرده‌اند و از طرف اصلاح‌طلبان تصمیم می‌گیرند، به ضرر اصلاح‌طلبان تمام می‌شود و بهانه به دست حکومت می‌دهد تا برای کل جبهه اصلاحات، موانع و محدودیت‌های جدید ایجاد کند و کار خودش را پیش ببرد».

این روحانی اصلاح‌طلب تصریح کرد: «برایم خیلی عجیب است که بعضی دوستانِ داخلی آن افراد هم به آنها مشکوک شده‌اند و در خفا می‌گویند که آنها یا آدم حکومت هستند یا برای خارجی‌ها کار می‌کنند اما با این حال طرح‌های آنها را دنبال می‌کنند».

وی ادامه داد: «آنها حتی پیش ما (روحانیون اصلاح‌طلب) می‌آیند و می‌خواهند که طرح‌های اجق وجق آن افراد مشکوک (اپوزیسیون برانداز خارج‌نشین) را پیاده کنیم!».

روحانی وابسته به اردوگاه اصلاح‌طلبان در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به نمونه‌ای از خواسته‌های تیم مذکور گفته است: «چند روز پیش یکی از همین مشارکتی‌ها پیش من آمد و گفت بیائید هر چه زودتر به حصر موسوی و کروبی اعتراض کنید و رفع حصر را از حکومت و رهبری بخواهید».

وی افزود: «گفتم حالا چه اتفاقی افتاده و چه چیزی عوض شده که با این عجله بیایم این موضوع را مطرح کنیم؟ او اول جواب‌های بی‌سروته داد و وقتی دید من قانع نشدم، گفت که این موضوع بخشی از یک برنامه جامع است که دوستان ما در پاریس برنامه‌ریزی کرده‌اند و وقتی زمانش برسد، چند دولت اروپایی و چند سازمان‌ بین‌المللی و رسانه‌های مختلف خارجی هم به کمک خواهند آمد».

این روحانی اصلاح‌طلب گفت که پیک حزب منحلٌه مشارکت به او گفته است «اوج کار ما در 25 بهمن خواهد بود که تا آن مقطع، این دو نفر را به قطع و یقین از حصر خارج می‌کنیم و با فضایی که در داخل و خارج ایجاد می‌شود و حمایتی که خارجی‌ها قولش را داده‌اند، وارد مقطع انتخابات می‌شویم و حکومت را مجبور می‌کنیم کاندیداتوری خاتمی یا برادرش را بپذیرد و بالاخره انتخابات را می‌بریم!».

وی اضافه کرد: «از این شخص (پیک مشارکتی‌ها) پرسیدم دوستان خارج شما یعنی چه کسانی؟ یعنی شیرین عبادی و حقیقت‌جو و شوهرش می‌خواهند این همه کار را انجام دهند؟ ‌آن فرد پاسخ داد: نه؛ شیرین عبادی فقط بخش حقوق بشری را دنبال خواهد کرد و مسئولیت کمپین آزادی موسوی و کروبی را به عهده می‌گیرد».

«او گفت که اصل طرح توسط اردشیر امیرارجمند و اعضای شورای هماهنگی راه سبز امید طراحی شده و با خانواده‌های آن دو نفر هم هماهنگ شده که اول آنها اعتراضات و نامه‌نگاری‌ها را شروع کنند و بلافاصله شخصیت‌های روحانی و سیاسی اصلاح‌طلب مثل من و خاتمی و هاشمی و موسوی لاری و مجید انصاری و عبدالله نوری و بعضی علمای هماهنگ با اصلاح‌طلبان مثل آقایان صانعی و بیات و بعضی شخصیت‌های بریده از اصولگرایان، همین درخواست را بیان کنند و در مرحله بعدی قرار است گروه‌های اصلاح‌طلب مثل حزب مشارکت، مجاهدین انقلاب، نهضت آزادی و ملی - مذهبی‌ها و روحانیون مبارز و مجمع مدرسین و محققین و ... خواهان رفع حصر موسوی و کروبی شوند».

این روحانی وابسته به اردوگاه اصلاح‌طلبان گفت: «پرسیدم مگر احزابی به نام مشارکت، مجاهدین انقلاب و نهضت آزادی هم وجود دارد که موضع بگیرند؟ خانواده‌های کروبی و موسوی و بعضی از افرادی که اسم بردید هم که همیشه دارند همین حرف‌ها را می‌زنند و حکومت هم هیچ اعتنایی نمی‌کند».

وی ادامه داد: «از آن شخص پرسیدم چرا ما را وارد معرکه‌ای می‌کنید که سرتاپایش مشکوک و دردسر درست‌کن است؟ ‌چرا کاری می‌کنید که این یک ذرٌه احترامی هم که حکومت برای امثال ما قائل است، از بین برود؟».

این روحانی اصلاح‌طلب تصریح کرد که پیک حزب منحلٌه مشارکت به وی پاسخ داد است «امیرارجمند گفته باور کنید که برنامه ما خیلی گسترده است» و به نقل از این ضدانقلاب فراری ادامه داده «برای داخل در تلاش هستیم شخص خاتمی وارد این صحنه شود و دیگران هم با او همکاری خواهند کرد و حتی قرار است با بعضی دولت‌ها مذاکره کنند تا آنها هم این مطالبه را مطرح کنند».

آنگونه که پیک مشارکتی‌ها از قول امیرارجمند به این روحانی وابسته به اردگاه اصلاح‌طلبان گفته، در خارج نیز از سوی آنها اقدامات متعددی همچون راه‌انداختن تظاهرات وسیع در کشورهای خارجی و تجمع مقابل مراکز سازمان ملل و سفارتخانه‌های ایران در پایتخت‌های مهم اروپایی و آمریکایی طراحی شده و قرار است با تعدادی از نمایندگان کنگره آمریکا و پارلمان اروپا و سیاست‌مداران مطرح آمریکایی و اروپایی و احمد شهید (گزارشگر ویژه سازمان ملل) و رهبران چند کشور همسایه و دوست ایران مذاکره ‌شود تا آنها هم آزادی موسوی و کروبی را از حکومت ایران درخواست کنند.

وی تصریح کرد: «آنها حتی در تلاش هستند تا ادامه مذاکرات هسته‌ای به همین موضوع منوط شود! و اگر با همه این کارها حکومت (جمهوری اسلامی) زیربار نرود، از آمریکا و اروپا خواسته‌اند تحریم‌ها علیه ایران را تشدید کنند!».

این روحانی اصلاح‌طلب در پایان با ابراز نگرانی شدید از برخی اقدامات مشکوک حلقه تندروهای اصلاح‌طلب گفت: «من که قانع نشدم که چنین کاری را انجام دهم و به دوستان خودمان هم می ‌گویم خیلی مواظب باشند که به دام خارجی‌ها یا به دام اطلاعاتی‌های حکومت (جمهوری اسلامی) نیفتید!».

 
 

در وقایع 16آذر و عاشورای 88 دانشگاه سخت‌ترین سیلی را به فتنه‌گران زد

 
دبیر سابق انجمن اسلامی مستقل گفت: دانشگاه اولین سد را در مسیر پیشروی جریان فتنه ایجاد کرده و در برابر اتفاقاتی که در روز عاشورای 88 و 16 آذر 88 رخ داد سخت‌ترین سیلی را به فتنه‌گران زد.

4564.jpg - 37.01 Kbباشگاه خبرنگاران، مهدی رجب بلوکات در مراسم گرامیداشت حماسه مردمی 9 دی که به همت انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه تهران برگزار شد، اظهار داشت: علی‌رغم خاص و اراده ملت که در 9 دی 88 با وفاق و همدلی در دفاع از آرمان‌های انقلاب و مکتب حسینی به پا خواستند، برخی جریانات سیاسی همچنان اصرار بر فراموشی این روز بزرگ دارند.

وی ادامه داد: پروژه 9 دی با رویکردهایی مختلف از سوی گروه‌های مختلف پیگیری می‌شود و آن‌چه که نام این روز را زنده نگه داشته، جریان عمومی ملت و نخبگانی است که در دانشگاه‌ها حضور دارند و این جریان دانشجویی است که از فراموشی این حماسه بزرگ جلوگیری خواهد کرد.

بلوکات ادامه داد: جریان دانشجویی و دانشجویان در 16 آذر 88 و 9 دی 88 نقش مهمی ایفا کردند، لذا باید قدردان آن‌ها بود که در راه دفاع از آرمان‌های انقلاب فعالیت کرده‌اند.

دبیر سابق انجمن اسلامی تصریح کرد: رهبر انقلاب اسلامی در اولین سخنرانی بعد از 9 دی فرمودند که حماسه 9 دی، یک مورد عادی نبوده، بلکه حرکت جدی مردمی و از جنس انقلاب اسلامی سال 57 است.

وی با اشاره به اهمیت نقش مردم در این حماسه افزود: مرکز ثقل این حماسه، جریان مردمی کشور است، هر چند عده‌ای از نخبگان با سکوت خود به غبارآلود کردن فضای آن روز کمک کرده‌اند، اما نقش مردم در این امر بی‌نظیر است.

بلوکات اضافه کرد: در وقایع سال 88 عده‌ای از خواص و نخبگان سیاسی مطرح با اشتباه گرفتن موضوعات، دچار خطاهای تاریخی شده و هنوز نیز به اشتباهات خود اذعان ندارند، همچنان که در آن روزها نامه‌های گوناگون و بدون سلامی که رد و بدل می‌کردند درگیری و آشوب را بیشتر می‌کرد.

بلوکات به نقش جریان دانشگاهی اشاره کرد و گفت: همان‌طور که همه دانشگاهیان در مراسم مختلفی مثل لیالی قدر و مراسم عزاداری امام حسین(ع) حضور دارند، نقش آن‌ها در حماسه 9 دی مؤید این امر بود و دانشگاه یک‌تنه در برابر فتنه‌گران ایستاد.

وی گفت: چیزی که آن روز باعث حرکت خودجوش مردم شده بود تبلیغات و رسانه‌ها نبود، بلکه تنها از وجود مقدس حضرت امام حسین(ع) بر می‌آمد که چنین حادثه‌ای را در کشور رقم بزند.

دبیر سابق انجمن اسلامی در پایان خاطرنشان کرد: دانشگاه اولین سد را در مسیر پیشروی جریان فتنه ایجاد کرده و در برابر اتفاقاتی که در روز عاشورای 88 و 16 آذر 88 رخ داد سخت‌ترین سیلی را به فتنه‌گران زد.

 

پناهیان: حماسه 9 دی از برکات فتنه 88 بود

نماینده ولی فقیه در دانشگاه‌ها گفت: حماسه 9 دی ماه تجلی وقایع سال 88 بود که حرکت‌های ریز و کوچک را به نفع یک حرکت کوبنده در وقوع 9 دی ماه مصادره به مطلوب کرد.

t1505168.jpg - 27.94 Kbباشگاه خبرنگاران، حجت‌الاسلام پناهیان در گرامیداشت حماسه 9 دی ماه تحت عنوان "دانشگاه سدی در برابر فتنه" که به همت دانشجویان انجمن اسلامی مستقل دانشگاه تهران برگزار شد، با بیان این که جامعه ایران در حال گذار است، اظهار داشت: پویایی و ناآرامی جامعه ما به عنوان یک اصل ذاتی برای این جامعه به حساب می‌آید.

وی افزود: ناآرامی ذاتی جامعه باعث شده که در این جامعه موج مخالف شکل بگیرد و باید اذعان داشت این ناآرامی‌ها حسن فضای درونی کشور به حساب می‌آید.

پناهیان ادامه داد: در زمانی عده‌ای می‌خواستند که این ناآرامی‌ها را مهار کنند، در نتیجه به سراغ دانشجویان آمدند و شاهد بودیم که مقام معظم رهبری نفرین کردند کسانی که دانشجویان را غیرسیاسی می‌خوانند و بارها قشر جوان و عدالت‌خواه را به سیاسی بودن دعوت می‌کردند.

وی گفت: در حالی که شاهد نشاط و خروش از سوی دانشجویان و اقشار مختلف جامعه در کشور بودیم، همین قشر فرهیخته پاسخ دشمنان جمهوری اسلامی ایران را در فتنه 88 را دادند و در واقع پدیده فتنه 88 ناشی از حرکت و ناآرامی ذاتی جامعه ما بود.

پناهیان تصریح کرد: حماسه 9 دی ماه تجلی وقایع سال 88 بود که حرکت‌های ریز و کوچک را به نفع یک حرکت کوبنده در وقوع 9 دی ماه مصادره به مطلوب کرد و باید به این مسئله اذعان داشت که حماسه 9 دی ماه تجلی‌گاه و از برکات فتنه 88 بود که این‌ها از خصوصیات جامعه در حال گذر است.

وی ابراز داشت: گذر از یک جامعه دیکتاتوری به یک جامعه ولایی که به عنوان هدف اصلی ما بود و هم اکنون در حال تبلیغ مسیر طی شده خود در طول این سی و چند سال انقلاب برای جهانیان هستیم. ما هم اکنون در حال انقلابیم و انقلاب ما تمام نشده است و باید گفت فرصت ناامید شدن برای ما فرا نرسیده و کماکان به حرکت خود ادامه می‌دهیم چرا که در حال گذر به جامعه اسلامی ناب هستیم.


نوشته شده در : سه شنبه 5 دی 1391  توسط : mah .    نظرات() .

.

 

 

حکم محکومیت "ابتکار " به دلیل جعل مقاله علمی  توسط  دانشگاه تربیت مدرس

دردر

 

کپی برداری یا به اصطلاح دستبرد علمی اتفاقی است که در موارد متعددی مشاهده شده به طوری که هزاران شباهت بین مقالات چاپ شده در نشریات باعث تعجب وتاسف صاحبان اصلی مقالات گردیده است.جالب توجه آنکه طبق اعلام پایگاهDeja vu یکی از موارد جعل علمی سال 2006 توسط معصومه ابتکارصورت گرفته است.

براساس افشاگری پایگاه اطلاعاتی Deja vu مقاله منتشر شده توسط "مارک ریدل" (Marc Riedl) و دیوید دیازسانچز (David Diaz-Sanchez) تحت عنوان "بیولوژی تاثیرات اگزوز دیزل بر عملکرد تنفسی" که در فوریه 2005 در مجله "Allergy Clin Immunol" آمریکا به چاپ رسیده بود عینا در تاریخ ژوئن 2006 با نام خانم معصومه ابتکار، معاون رییس جمهور در دولت خاتمی، تحت عنوان تنگی نفس ناشی از آلودگی هوا و تغییرات در الگوهای سیتوکین در مجله ایرانی Allergy Asthmu Immunol به چاپ رسیده است!

در ضمیمه این گزارش شباهت موجود در دو متن را در بخش خلاصه مقاله به شرح ذیل مشخص کرده است:


Biology of diesel exhaust effects on respiratory function

Riedl, Marc;Diaz-Sanchez, David

In recent decades, clinicians and scientists have witnessed a significant increase in the prevalence of allergic rhinitis and asthma. The factors underlying this phenomenon are clearly complex; however, this rapid increase in the burden of atopic disease has undeniably occurred in parallel with rapid industrialization and urbanization in many parts of the world. Consequently, more people are exposed to air pollutants than at any point in human history. Worldwide, increases in allergic respiratory disease have mainly been observed in urban communities. Epidemiologic and clinical investigations have suggested a strong link between particulate air pollution and detrimental health effects, including cardiopulmonary morbidity and mortality. The purpose of this review is to provide an evidence-based summary of the health effects of air pollutants on asthma, focusing on diesel exhaust particles (DEPs) as a model particulate air pollutant. An overview of observational and experimental studies linking DEPs and asthma will be provided, followed by consideration of the mechanisms underlying DEP-induced inflammation and a brief discussion of future research and clinical directions

J Allergy Clin Immunol; (Feb-2005)

Medline : 15696072 ; Deja vu: 18765
Air pollution induced asthma and alterations in cytokine patterns

Ebtekar, Massoumeh

In recent decades, clinicians and scientists have witnessed a significant increase in the prevalence of allergic rhinitis and asthma. The factors underlying this phenomenon are clearly complex; however, this rapid increase in the burden of atopic disease has occurred in parallel with rapid industrialization and urbanization in many parts of the world. Consequently, more people are exposed to air pollutants than at any point in human history. Worldwide increases in allergic respiratory disease have mainly been observed in urban communities. Epidemiologic and clinical investigations have suggested a strong link between particulate air pollution and detrimental health effects, including cardiopulmonary morbidity and mortality. The purpose of this review is to provide an evidence-based summary of the effects of air pollutants on asthma, focusing on particulate matter PMs, diesel exhaust particles (DEPs), and ozone as major air pollutants. An overview of observational and experimental studies linking these pollutants with asthma will be provided, followed by consideration of the mechanisms underlying pollutant induced immune response and inflammation. The cytokine response will be viewed in depth and a brief discussion of future research and clinical directions is provided

Iran J Allergy Asthma Immunol; (Jun-2006)

Medline : 17237576

متن گزارش کامل جعل مقاله علمی توسط معصومه ابتکار معاون رییس جمهور در دولت اصلاحات در آدرس اینترنتی زیر موجود است:

http://spore.swmed.edu/dejavu/duplicate/9866

گفتنی است برای مقابله با جعل مقالات علمی،مرکز پزشکی دانشگاه تگزاس در دالاس با استفاده از نرم افزار متن یاب eTBLAST سایتی را راه اندازی کرده است به نام Deja vu به معنی آشناپنداری. این پایگاه اطلاعاتی که به طور مرتب به روز می شود اینک حاوی 75000 خلاصه مقاله با شباهت های زیاد از کشورهای مختلف است. تیم مسوول مچ گیری این دانشگاه تاکنون دهها مقاله که عینا کپی برداری و در نشریات دیگر چاپ شده را پیدا کرده است.


نوشته شده در : شنبه 25 آذر 1391  توسط : mah .    نظرات() .

.

اعتراف مهدی هاشمی؛ ما نمی‌توانیم از نظام هیچ امتیازی بگیریم:
افشای فایل صوتی مکالمه محرمانه مهدی هاشمی با یک ضد انقلاب + صوت
انتشار این فایل صوتی و اعتراف وی به برنامه ریزی با جریان برانداز در خارج از کشور و انتقال مطالبات و خواسته‌های آنان به پدرش در تهران، علاوه بر اینکه سندی برای اثبات جرائم امنیتی گسترده مهدی هاشمی علیه کشور و مردم به ویژه پس از انتخابات ریاست جمهوری نهم است. در این فایل 20 دقیقه ای مهدی هاشمی به نکاتی در خصوص نگاهش به سیاست داخلی ایران، شرایط بعد از انتخابات ۸۸ و درگیری‌ها و موضوع گیری‌های خودش و پدرش اشاره می‌کند.

 افشای یک فایل صوتی در اینترنت میان مهدی هاشمی رفسنجانی و چهره شناخته شده ضدانقلاب که اکنون در کانادا ساکن است، مشخص کرد که یک برنامه‌ریزی دقیق میان وی و جریان برانداز به منظور اعمال فشار به ارکان نظام برای کوتاه آمدن در برابر فتنه‌گران وجود داشته است که نقشه آن توسط جریان ضدانقلاب در خارج از کشور طراحی می‌شده و توسط خانواده هاشمی در ایران پیاده می‌شده است.

رجانیوز با انتشار این خبر نوشت:  مهدی هاشمی که بنا به اعتراف مجرمان آشوب‌های خیابانی سال ۸۸، لیدر اصلی طراحی و برنامه‌ریزی این آشوب‌ها بوده و برای شکل‌گیری اغتشاشات در هر منطقه از تهران، مبالغ هنگفتی را هزینه کرد، در این گفتگوی تلفنی با نیک آهنگ کوثر، کاریکاتوریست سابق نشریات زنجیره‌ای اصلاحات و سردبیر فعلی سایت ضداسلامی «خودنویس»، از تلاش برای بالا بردن فشار به مسئولان نظام از سوی پدرش اشاره می‌کند و سخنان اکبر هاشمی رفسنجانی در آن مقطع (سال ۸۸) را در راستای خواسته‌های جریان فتنه معرفی می‌کند. 

این مجرم امنیتی در بخشی از این گفتگو اعلام می‌کند: «ما داریم رو بازی می‌کنیم، من با بی‌بی سی و این‌ها نمی‌توانم مصاحبه کنم چون در ایران این کار جرم تعریف شده است. حرفهایی که ما‌ها می‌زنیم حرفهایی که بابای من زد، از همه حرفهای آقایون (اصلاح‌طلب) تند‌تر بوده است. ما تقسیم کار کرده‌ایم هر کسی کار خودش رو می‌کند. بابا کار خودش رو می‌کند. این‌ها به من گیر داده‌اند چون می‌خواهند وظیفه اصلی‌ام را انجام ندهم. وظیفه من به عنوان مهدی هاشمی این نیست که رسانه‌های خبری را کنترل کنم. من وظیفه‌ای برایم تعریف شده که آن را انجام می‌دهم.» 

او همچنین به اخلالگری‌های خود در کشور هم اشاره کرده و می‌گوید: «کارهایی که من کرده‌ام صد برابر بد‌تر از سخنرانی‌های شما‌ها ست و نظام هم می‌داند که من دارم چه کار می‌کنم. و این‌ها هم می‌دانند اخلالهایی که در زمان رفتن رییس جمهور ایران (آقای احمدی‌نژاد) به سازمان ملل ایجاد شد توسط من بوده است و این مساله حتی به تاج‌زاده و بهزاد نبوی و رضا خاتمی و این‌ها هم بر خورده است. من خبر دارم. من هم نگفتم کار ما بوده و وارد این بازی نشدم ولی طرفهای من می‌فهمند که من کیم و می‌فهمند من دارم چه کاری علیه نظام می‌کنم و با من بد هستند.» 

مهدی هاشمی به بیان علت عدم حضور خود در رسانه‌های ضدانقلاب هم پرداخته و ضمن اذعان به این مساله که مواضع این رسانه‌ها را تایید می‌کند و حتی مواضع تندتری نسبت به جمهوری اسلامی هم دارد، می‌گوید: «من با بی‌بی سی مصاحبه کنم خیلی کارهای دیگر را نمی‌توانم بکنم و الان از ایران از بالا و پایین کشور با من ارتباط دارند و من اگر فردا با بی‌بی سی مصاحبه کنم این‌ها دیگر نمی‌توانند با من ارتباط داشته باشند. بازی من آنطوری نیست که شما بتوانید بفهمید. اینکه من الان بخواهم رو بازی کنم خیلی زود است. البته من حرفهای شما را قبول دارم که اقای هاشمی باید فتیله را بکشد بالا. ما‌ها هیچ امتیاز عملی الان نمی‌توانیم از رهبری بگیریم و خیالت راحت باشد نظام هیچ امتیازی الان به ما نمی‌دهد.» 

مهدی هاشمی همچنین به نقش افشاگرانه «رجانیوز» درباره فعالیت‌های ضدانقلابی خود و همچنین ایستادگی در برابر فتنه‌گران اعتراف کرده و در واکنش به عصبانیت نیک آهنگ کوثر از تاثیرگذاری رجانیوز، مدعی می‌شود: «برنامه آنها (حامیان انقلاب اسلامی) فقط اینترنتی است. مگر سایت‌های آنها چقدر بازدید دارد؟ تابناک که سایت آنها نیست... شما برو رجا رو ببین. رجا رو من دیدم. 25 هزارتا بازدید داره. بحث اینترنتی آنها، خب ما هم مقابله می‌کنیم و فعالیت اینترنتی داریم. فحش‌هایی که مسئولان نظام می‌خورند، خیلی بیشتر از فحش‌هایی است که من می‌خورم.» 

انتشار این فایل صوتی و اعتراف وی به برنامه ریزی با جریان برانداز در خارج از کشور و انتقال مطالبات و خواسته‌های آنان به پدرش در تهران، علاوه بر اینکه سندی برای اثبات جرائم امنیتی گسترده مهدی هاشمی علیه کشور و مردم به ویژه پس از انتخابات ریاست جمهوری نهم است، از برخی مواضع عجیب و معنادار اکبر هاشمی در سال‌های اخیر نیز پرده برداری می‌کند. 

تلاش برای بیان خواسته‌های جریانات ضدانقلاب و همسو با طیف فتنه در کشور از تریبون‌های رسمی  یکی از مواردی است که با توجه به این فایل صوتی، از آنها رمز گشایی شده است.

از سوی دیگر، محتوای این مکالمه میان مهدی هاشمی و نیک آهنگ کوثر مشخص می‌کند که ارتباط میان برخی فعالان سیاسی در داخل کشور و جریانات ضدانقلاب در خارج از ایران، به طور گسترده‌ای برقرار است و بسیاری از مواضعی که از سوی آنان در داخل کشور اتخاذ می‌شود و زمینه را برای سوءاستفاده رسانه‌های خارجی فراهم می‌کند، حاصل یک سناریوی از پیش طراحی شده و دقیق است که ابتدا یک مساله از سوی آنان در ایران مطرح شود و سپس رسانه‌ها که از پیش آمادگی بسط دادن آن را دارند، به هیاهو و جنجال درباره آن مساله بپردازند. 

به نظر می‌رسد با توجه به انتشار گسترده این فایل صوتی در فضای وب و آشکار شدن بخشی از پشت پرده فعالیت‌های خیانتکارانه مهدی هاشمی علیه ایران، دستگاه قضایی که تاکنون نیز رویکرد بسیار مناسبی در زمینه پرونده او داشته و اجازه نداده تا تبلیغات رسانه‌ای، تاثیری بر روی این پرونده بگذارد، باید هر چه سریع‌تر به اقدامات مجرمانه مهدی هاشمی رفسنجانی رسیدگی کند تا بخش‌های جدیدی از اقدامات مجرمانه او برای مردم نیز مشخص شود.

 

روز گذشته رئیس جمهور با صدور حکمی مهندس اسفندیار رحیم مشایی را به عنوان رئیس دبیرخانه جنبش عدم تعهد منصوب کرد؛ انتصاب حساسی که دایره تاثیر گذاری مشایی را به دو سوم کشور های جهان، تسری می دهد.

نظر حجت الاسلام بهمن شریف زاده را در خصوص زوایای گوناگون این حکم جویا شده‌ایم:

آقای شریف زاده، متن حکم صادر شده از سوی رئیس جمهور با محتوای مرسوم احکام این چنینی، بسیار متفاوت است. نظر شما در این خصوص چیست؟
از جمله ضرورت های این بُرهه از تاریخ کشور، ایجاد تغییر در مقیاس نگاه مدیران نظام است. افقِ دید و مقیاسِ نگاه مسؤولان باید از اندازه های ملی و منطقه ای وسیعتر شده و به اندازه های جهانی ارتقاء یابد.

اگر ما با دقت به رُخدادها و حوادث جهان نگاه کنیم، به خوبی متوجه روند و حرکتی فراگیر در جهان می شویم؛ حرکتی که با شتاب، فاصله ها و مرزبندیهای گوناگون انسانی و فرهنگی بین ملت ها را کمرنگ کرده و آنها را به هم نزدیک می کند و به این ترتیب، جهان را رو به یکپارچگی می بَرَد و همین واقعیت است که بلندی افق و توسعه نگاه مسؤولان کشور را ضرورت می بخشد.

امروز باید مسؤولان کشور به جهانی اندیشیدن، توجه ویژه کنند و آن را به عنوان فرصتی ارزنده برای تعالی ملت سرافراز ایران به شمار بیاورند. همچنین داشتن اندیشه های جهانی و نگاهی به وسعت انسان را می توان از مهم ترین ملاک ها و معیارها برای انتخاب مردم به شمار آورد.

انقلاب ما امروز به کسانی نیاز دارد که با مقیاس جهانی بیندیشند، سخن بگویند و عمل بکنند؛ یعنی وقتی می خواهند برنامه ریزی کنند، به بشر بیندیشند و همه آحاد انسانی را به شمار آورند اگرچه حوزه دستوراتشان کشور خودشان باشد.

امروز بر خلاف گذشته که مصالح هر ملت و سرزمینی، جدا از ملت ها و سرزمین های دیگر تعریف و تعیین می شد، نمی توان برای هیچ ملتی جداگانه مصلحت اندیشی کرد؛ زیرا ارتباطات به قدری توسعه یافته که جز با نگاهی فراگیر نمی توان مصالح کشوری را به درستی تعریف و تبیین کرد؛ برای مثال اگر به دنبال ارزشی همچون عدالت هستیم، بی شک جز با نقشه و طرحی فراگیر مثل مدیریت مشترک بر جهان، نمی توان به آن دست یافت.

اگر خواهان صلح، امنیت، عشق، بهداشت، سلامت روانی و دیگر مقولات خوشایند هستیم، جز با طراحی های جهان شمول به آن دست نمی یابیم.

ما جزیره ای جدا از دیگر ملت ها نیستیم که بدون توجه به پتانسیل و عملکرد آنها بتوانیم طراحی کنیم و کسی که به این بینش نرسیده باشد، شایستگی لازم برای طراحی را ندارد؛ به ویژه وقتی که دشمنان این نظام، نقشه براندازی می کِشند و به حذف نظام اسلامی می اندیشند.

به همین دلیل مهندس مشایی به سمت رئیس دبیرخانه جنبش عدم تعهد انتخاب شده است؟
انتصاب مهندس مشایی در جایگاهی مثل دبیرخانه جنبش عدم تعهد، از ژرف نگری دکتر احمدی نژاد حکایت دارد. جناب احمدی نژاد با وسعت نظری که دارد به خوبی دریافته که چگونه می توان ظرفیت جنبش عدم تعهد را در مسیر شکوفایی برای ساختن جهانی بهتر به حرکت درآورد. 

مهندس مشایی از نادر شخصیت هایی است که اندیشه هایی فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در مقیاس جهانی دارد. او مدت ها است که ساحت تفکر خویش را وسعت بخشیده و جهانی اندیشیدن را تمرین کرده است؛ از این رو با توفیقات خداوندی می تواند پتانسیل جنبش عدم تعهد را در برابر اندیشه شوم دهکده جهانی به حرکت درآورده و جهانی شدن را به معنای پاک آن، کلید بزند.

بنده این انتصاب را مانند دادن مشعل المپیک از دونده ای به دونده بعدی می دانم؛ دکتر مشعل جهان افروزی را به دونده تازه نفسی همچون مهندس سپرد تا با الطاف خداوند، جنبش عدم تعهد را برای روشنایی جهان، شعله ور سازد و صدالبته که انتخاب دکتر، بهترین انتخاب بود.

کم نیستند شخصیت های سیاسی که داعیه نگاه کلان و بین المللی دارند. تفاوت مهندس مشایی باسایرین چیست؟
تفاوت مهندس مشایی با برخی دیگر از کسانی که داعیه جهانی اندیشیدن را داشتند در این است که او جهانی شدن را با مبانی منطبق بر فطرت الاهی انسان تفسیر می کند.

جهانی شدن در اندیشه مهندس مشایی، تصویری از مقدمه جهان تابناکی است که انسان کامل، مدیریت محسوس آن را برعهده دارد؛ اگرچه از نگاه او، مدیریت نامحسوس ولی خدا است که جهان را به سوی همین یکپارچگی پیش می بَرَد؛ چنانکه در روایات از آن به روشنایی از پشت ابر تعبیر شده است.

نایبان ولی عصر(عج) کارگزاران صدیق حضرتند که مردمان را در این مسیر، راهبری و ارشاد می کنند.

جناب مشایی زندگی در سایه ولایت فقیه را تمرینی برای زندگی در دوره ولی و حجت خدا می داند؛ بنابراین اندیشه های جهانی مهندس مشایی، جهانی شدن به معنای پاک الاهی- انسانی را نوید می دهد که بنابر باور همه ادیان الاهی، سرنوشت حتمی جهان است.

این انتصاب، موجب آشکار شدن زوایای پنهان شخصیت مهندس مشایی می شود و جهانی بودن شخصیت و اندیشه های او را شفاف می سازد.

نادر افرادی که صاحب اندیشه های انسانی- الاهی برای همه مردمان جهان هستند، باید معرفی شوند و امید که این انتصاب، سرآغازی برای این باشد

 

 

ماجرای دعوای خاتمی با هوشنگ اسدی در نشست پراگ

نشست جمعی از عناصر اپوزیسیون که چندی پیش در هتل ان.اچ پراگ دورهم جمع شدند تا نمایشی از اتحاد بدهند اما همچون گذشته این کنفرانس ضد انقلاب نیز نه تنها موجب اتحاد و همدلی بین عناصر اپوزیسیون نشد بلکه ترکش‌های آن هنوز از بین عناصر اپوزیسیون تلفات می‌گیرد.

کنفرانسی که قرار بود مایه اتحاد و همدلی بین عناصر اپوزیسیون شود ترکش‌های آن همچنان از بین نیروهای ضد انقلاب تلفات می‌گیرد.

«ج.ط»خبرنگار دوویچه‌وله آلمان یکی از شرکت کنندگان کنفرانس پراگ در مطلبی که در سایت گویا رسانه رسمی سازمان جاسوسی سیا منتشر کرده است شفاف سازی منابع مالی این نوع نشست‌های ضد انقلاب را چشم اسفندیار این کنفرانس‌ها عنوان کرده است.

وی با نقل خاطره‌ای از فریدون احمدی (یکی از برگزار کنندگان) که به پیش از نشست برمی‌گشت طفره رفتن مسئولین کنفرانس از پاسخگویی به چگونگی تامین منابع مالی را مطرح کرده است. طالع در این‌باره اینچنین می‌نویسد:« یک هفته پیش از سفر به پراگ، در یک میهمانی کوچک به دوستم فریدون احمدی اصرار ورزیده‌ام از سایر برگزارکنندگان کنفرانس هم بخواهد که به صورت شفاف به مردم بگویند هزینه‌های دو کنفرانس قبلی و کنفرانس فعلی از کجا تامین می‌شود. در نشست‌های دو روزه کنفرانس پراگ، برگزار کنندگان برخلاف قولی که فریدون احمدی داده است، این نکته را به آگاهی جمع نمی‌رسانند. در پایان روز اول، هنگام تشکیل کارگروه‌ها، کریم شام بیاتی به عنوان مسئول «کارگروه تامین منابع مالی» معرفی می‌شود. صبح روز دوم، هنگامی که قرار است تصمیمات کارگروه‌ها اعلام شود، از کریم می‌پرسم:«بالاخره تصمیمی برای روشن ساختن منابع تامین مالی این کنفرانس‌ها گرفته شد؟» او می گوید:«ما فقط روی این بحث کردیم که چگونه می‌توان کاری برای تامین هزینه‌های آینده کرد. اما فکر می‌کنم حالا اعلام کنند.» اما نشست پایان می‌یابد و باز هم چیزی در این مورد گفته نمی‌شود. این مهم‌ترین چشم اسفندیار کنفرانس پراگ است.»

محسن سازگارا

محسن سازگارا و شهران طبری

«ج.ط» در ادامه با اشاره به متوهمانه بودن بحث انتخابات آزاد به این نکته اشاره می‌کند که اگر درنشست بعدی نداند که دست در سفره چه کسانی می‌برد شرکت نخواهد کرد.

وی سپس به چگونگی نحوه انتخاب شرکت کنندگان می‌پردازد و آن را بر اساس داد و ستدهای سیاسی می‌داند و در ادامه مطلب کنفرانس پراگ را به نشست‌های گروه‌های سیاسی که در گوشه و کنار اروپا برگزار می‌کنند و ظرف سه دهه هیچ تحولی به خود ندیده است.

نویسنده در این مقاله تلاش مذبوحانه‌ای می‌کند تا نشان دهد که اپوزیسیون می‌توانند در کنار هم به تفاهم برسند اما وی در ادامه مقاله با اشاره به فحاشی‌های هوشنگ اسدی و خاتمی نظر خود را اینچنین نقض می‌کند:« فریادهای اعتراض آقای خاتمی از اعضای حزب دموکرات کردستان و واکنش هیستریک و نامتناسب هوشنگ اسدی در خارج از سالن در پایان همایش برای چند لحظه‌ای فضای آرام و پر تفاهم کنفرانس را مسموم کرد.»

این خبرنگار رسانه ضد انقلابی آلمان در ادامه افشاگری‌های خود از نمایش اتحاد اپوزیسیون به دعوا و فحاشی خاتمی که به شدت از بیانیه پایانی نشست عصبانی بود اشاره می‌کند و اینچنین ماجرای دیکتاتوری مدعیان انتخابات آزاد و دموکراسی را بیان می‌کند:« وقتی قرائت متن پایان یافت، زمزمه‌های مخالف در گوشه و کنار سالن به هم پیوست و اوج آن فریادهای اعتراض عصبی خاتمی بود. یکی دو نفر هم از فریدون احمدی و محسن سازگارا که پشت میکروفون نشسته بوند پرسیدند که آیا هیچ بحثی نمی‌شود کرد؟ فریدون احمدی، با حالتی آمرانه پاسخ داد: نه!»

محسن خاتمی

محسن خاتمی از اعضای حزب منحله و تروریستی دموکرات کردستان

«ح.لاجوردی» نیز با شرکت در یک مصاحبه تلویزیونی در شبکه ضد انقلابی اندیشه که وابسته به سلطنت‌طلبان می‌باشد به نشست‌های اپوزیسیون اینچنین حمله می‌کند:« آقای جواد خادم پس از بروكسل حضور پیدا كردند و گفتند هزینه كنفرانس بروكسل بیشتر از 100 هزار دلار شده، غیررسمی هم شنیدیم كه بیشتر از آن بوده. سوال می‌شود كه این پول از كجا می‌آید؟ یادم هست من در نشستی كه دكتر نوری‌زاده در لندن گذاشته بودند شركت نداشتم ولی ایشان اعلام كرد هزینه این نشست از طرف من كه مدیر اینجا هستم و این طوری پرداخت می‌شود. آقای خادم می‌گویند چند تا تاجر ایرانی، ما در تاریخ 100 ساله‌مان همیشه 2 تاجر ایرانی داریم كه بزنگاه پیدا می‌شوند و كمك می‌كنند و یك سری كارها را انجام می‌دهند و بعد خواهش می‌كنند اسم‌شان را نیاوریم. این 2 تاجر ایرانی از آنجایی كه دیگ پلو را در سفارت انگلیس كار گذاشتند، تا همین الان دارد ادامه پیدا می‌كند. بزرگ‌ترین مشكل ما كجاست؟ در كتاب پارلمان فكری خودم نوشتم بزرگ‌ترین مشكل ما بیماری بی‌اعتمادی جامعه ماست. در استكهلم گفتند ما 6 نفر را نمی‌توانیم معرفی كنیم. این 6 نفر چه كسانی بودند؟ از ایران آمده بودند؟ از آقای علیرضا نوری‌زاده گاو پیشانی سفیدتر چه كسی است كه در آنجا مورد خطر باشد؟ در اینجاها با عنوان دموكراسی می‌نشینند و من می‌گویم در اینجاها به واژه دموكراسی تجاوز می‌شود.»

لازم به ذکر است که بیژن حکمت و حسن شریعتمداری از شرکت کنندگان این نشست پس از برگزاری در طی مصاحبه‌ای با رسانه‌های ضد انقلاب دریافت کمک‌های مالی از کشورهای مرتجع و دیکتاتوری چون عربستان و کشورهای مستکبر و جنایتکاری چون آمریکا و انگلیس و اسرائیل را بلا مانع دانستند تنها راه خواب بی تعبیر پیروزی اپوزیسیون را حمایت‌های خارجی می‌دانند.

 

من بیمــــار هستم!

 

بهاو که عن‌قریب داشت به دیار باقی می‌شتافت، در دیار آذربایجان، آن هم برای کمک به زلزله‌زدگان، یافت می‌شود و این بار سایت‌های زنجیره‌ای از رشادت‌های او تحت عنوان امدادگر گزارش می‌دهند! گویا فراموش کرده‌اند که او با آن وضعیت وخامت‌بار نمی‌توانست از جا بلند شود، حال چطور امدادگر شده است؟!


به گزارش سیرنیوز از برهان/ سیف‌الدین کامیاب؛ رصد آشکار اردوگاه فتنه، بیگانه، ضدانقلاب و اپوزیسیون خارج‌نشین نشان می‌دهد سوژه‌های به اصطلاح قضایی و حقوقی اولویتی جهت‌دار برای پروپاگاندا و شانتاژ رسانه‌ای علیه نظام است. این خط رسانه‌ای حاکی از آن است که بر پایه‌ی خصومت با قاطعیت دستگاه قضایی در محکومیت فتنه‌گران و آشوب‌طلبان پمپاژ تحریف‌ها، دروغ‌ها و خلق جعلیات در دستور کار قرار گرفته تا با فضاسازی و جنجال‌پراکنی مستمر عملیات‌هایی رسانه‌ای را بر ضد قوه‌ی قضائیه، به عنوان رکن بی‌بدیل نظام جمهوری اسلامی، انجام دهند. اما خطای راهبردی آن‌ها این است که وقتی ادعاهای کذب و دروغ‌های شاخدار را بر صدر اخبار می‌نشانند، پس از فروکش کردن هیاهوهای رسانه‌ای، تو خالی بودن حجم انبوه گزارش‌ها، اخبار و نوشته‌های سفارشی عیان و نمایان می‌شود. یکی از مواردی که به وضوح نشان می‌دهد ضدانقلاب، فتنه و بیگانه دچار دردسر شده‌اند و حتی توجیهات بعدی آن‌ها کارساز نیست، مانور بر ادعای تکراری و نخ‌نما‌شده‌ی «بیماری زندانیان به اصطلاح سیاسی» است؛ چرا که در ادامه‌ی دروغ‌ها و گاف‌های آن‌ها بدجوری توی ذوق می‌زند. در همین راستا، تلاش شیطانی سایت‌ها و رسانه‌های آمریکایی بر این است که القا نمایند فلان زندانی خاص وضعیت نامناسبی به لحاظ جسمی دارد و به شدت بیمار است تا اولاً موضوع زندان و زندانیان به اصطلاح سیاسی را در قامت یک سوژه در فضای رسانه‌ای مخالف و مجازی گرم نگه دارند؛ ثانیاً از مجرمان و محکومان قضایی، به دروغ «قهرمان» بسازند و ثالثاً فشارها بر دستگاه قضایی را با فضاسازی افزایش دهند. البته در میان سوژه‌سازی‌ها مشاهده می‌شود پمپاژ خط دروغین بیماری در آن رسانه‌ها باعث شده است تا طراحان و دروغ‌پردازان آلزایمر مزمن بگیرند و «مرور زمان» پاشنه‌ی آشیل آن‌ها باشد. در این میان بهترین داور «زمان» است که ادعاهای واهی و کذب رسانه‌های زنجیره‌ای را ثابت می‌کند. کافی است به عنوان نمونه، برخی اخبار و گزارش‌های ادعایی درباره‌ی بیماری عده‌ای از محکومان قضایی در حبس مورد واکاوی قرار بگیرد تا مشخص شود مدعیان دچار «بیماری» هستند یا «تمارض به بیماری»؟! پایه‌ی ثابت یکی از این بیماران، که مدام در بوق و کرنا می‌شود، مصطفی تاج‌زاده است که به روایت و با تحرکات سایت‌های بیگانه، فتنه و ضدانقلاب کلکسیونی از بیماری‌ها را در مدت کوتاهی جمع‌آوری کرده است. بنا بر گزارش‌های شبکه‌ی عنکبوتی ضدانقلاب، مدتی او دچار «نقرس» بود. سپس از «سینوزیت» او گفته شد. در ادامه «کمر درد و آرتروز گردن» نصیب او شد تا اینکه «مشکلات بینایی» بیماری اصلی تاج‌زاده می‌شود. البته برای اینکه خدای‌ناکرده از دایره‌ی انصاف خارج نشویم، این نکته گفتنی است که در ماجرای سریال بیماری‌های تاج‌زاده، همسرش در مصاحبه با ارگان رسانه‌ای جریان فتنه می‌گوید او در مشکلات بینایی تنها بیماری «آب مروارید» ندارد. با این اوصاف، چند پرسش به میان کشیده می‌شود. یکی اینکه چطور به موازات بالا گرفتن بیماری بینایی آقای تاج‌زاده، که حداقل اثر آن -اگر راست باشد-، باید استراحت باشد، نامه‌نگاری‌ها و نوشتن مقالات مبسوط و پی در پی او اوج می‌گیرد و این در حالی است که شعاع «نوشتن» این نامه‌ها، که از همسر و دخترش تا مسئولان کشوری و مباحثه‌ی مکتوب با فعالان سیاسی و همچنین درباره‌ی تحولات منطقه‌ای و حتی نامه به مسئولان کشورهای خارجی پیش رفته است، مستلزم خواندن‌های بسیار است که گویا همه‌ی شرایط فراهم بوده است. شاید گفته شود که این اشکال وارد نیست و تاج‌زاده در شرایطی که مشکلات بینایی دارد نیز از سر ارادت به آرمان‌هایش می‌نویسد. اکنون سؤال این است که چطور وقتی حال ایشان خوب است و از مصاحبه‌های پی در پی اقوامش با سایت‌های ضدانقلاب خبری نیست و یا وقتی که به مرخصی می‌آید، این ارادت و جان‌فشانی کم‌رنگ می‌شود؟ آیا حجم انبوه نامه‌نگاری‌ها و نگارش مقالات مفصل از داخل زندان، با آن شرایط ادعایی به اصطلاح وخامت‌بار او، همخوانی دارد؟ چطور یک انسان نحیف و رنجور و با دردهای مزمن که در آستانه‌ی نابینایی قرار گرفته و بیشتر اوقات نیز در اعتصاب غذاست یا به گفته‌ی همسرش روزه‌دار است، آن هم در شرایط انفرادی و ایزوله، بدون هیچ امکانات و دسترسی به کتاب یا اینترنت، وارد مباحث تخصصی فقهی یا کلامی می‌شود و به دیگران نیز ارجاع می‌دهد، رفرنس دقیق می‌دهد و طولانی‌ترین مقالات زندگی‌اش را می‌نویسد و... آیا این مظلومیت دستگاه قضایی نیست؟ نمونه‌ی دیگر فردی است به نام حسین رونقی ملکی. حجم انبوهی از گزارش‌ها و اخبار سایت‌های ضدانقلاب بیانگر این است که عن‌قریب باید مقدمات نماز میت و مراسم تشییع فراهم شود، چرا که وضعیت او به شدت ناگوار است و قابل توصیف نیست. از قضا او هم بیماری‌های متعدد دارد و طرفه آنکه او هم در اعتصاب غذاست. بنا بر گزارش‌های شبکه‌ی عنکبوتی ضدانقلاب، حسین رونقی ملکی یک کلیه‌اش کامل از کار افتاده است و آن یکی 20 درصد از کار افتاده است و دچار خونریزی شدید است و... او به مرخصی می‌آید و قاعدتاً با این شرایط اگر در بیمارستان بستری نشود، باید در خانه استراحت کند، غیر از این است؟ بله، پاسخ مثبت است و او که عن‌قریب داشت به دیار باقی می‌شتافت، در دیار آذربایجان، آن هم برای کمک به زلزله‌زدگان، یافت می‌شود و این بار سایت‌های زنجیره‌ای از رشادت‌های او تحت عنوان امدادگر گزارش می‌دهند! گویا فراموش کرده‌اند که او با آن وضعیت وخامت‌بار نمی‌توانست از جا بلند شود، حال چطور امدادگر شده است و اجساد را از زیر آوار بیرون می‌کشد؟! قهرمان داستان ما اما فکر نمی‌کرد به همراه 35 نفر دیگری که در پوشش و با عنوان فریب امدادرسانی به زلزله‌زدگان استان آذربایجان شرقی، اقدام به شایعه‌پراکنی برای تشویش اذهان مردم زلزله‌زده می‌کردند دستگیر شوند. نمونه‌ها بسیار است و از اکبر گنجی تا مهدی هاشمی رفسنجانی، داستان بیماری در زندان را به ذهن متبادر می‌کند. گنجی نیز به گزارش و روایت شبکه‌ی عنکبوتی بی‌بی‌سی، جرس، کلمه، گویا، روزآنلاین و... داشت جان به جان‌آفرین تسلیم می‌کرد و اگر آزاد هم می‌شد، کلکسیونی از بیماری‌ها جان او را می‌گرفتند و درمان کارساز نبود و... اما اکنون داوری به نام «زمان» همه چیز را به خوبی ثابت می‌کند. داستان «من بیمار هستم!» مهدی هاشمی رفسنجانی نیز خوشمزه و شیرین بود. پس از آن همه سروصدا و مرخصی و ملاقات و مصاحبه‌ها، دکتر ایرج ناظری، فوق تخصص قلب و عروق و پزشک معتمد خانواده‌ی هاشمی، به مقام قضایی به طور رسمی می‌نویسد: «ضمن عرض سلام، محترماً به عرض می‌رساند آقای مهدی هاشمی بهرمانی، پس از بررسی کامل دستگاه‌ها و آمادگی برای آنژیوگرافی کرونر، در ساعت 8 صبح مورخه 18/8/91، ایشان در بیمارستان دی در بخش آنژیوگرافی، با حضور و آمادگی متخصص بیهوشی و جراح قلب آنژیوگرافی کرونر، بدون بیهوشی و با بی‌حسی موضعی، بدون عارضه، با عنایت خداوند متعال انجام شد و با توجه به بررسی‌های کامل آنژیوگرافی ضایعه‌ی عضوی عروق کرونر قلب وجود ندارد و احتمال اسپاسم عروق‌های کوچک وجود دارد. ایشان پس از نقاهت انجام آنژیوگرافی کرونر قابل ترخیص می‌باشند.» گفتنی‌ها بسیار است و دیگر در این مقال نمی‌گنجد. باشد تا در فرصت دیگری این داستان را پی بگیریم.

 


نوشته شده در : یکشنبه 19 آذر 1391  توسط : mah .    نظرات() .

ماجرای دعوای خاتمی با هوشنگ اسدی در نشست پراگ

 


یک فعال سیاسی اصلاح‌طلب با اشاره به سخنان اخیر موسوی خوئینی‌ها گفت:خوئینی‌ها خودش هم بیان کرده بود که نظرات شخصی خود را اعلام می‌کند و تصمیم نهایی با خاتمی است.

به گزارش تسنیم، نعیمه اشراقی خواهر زن محمدرضا خاتمی مؤسس حزب منحله مشارکت است که خود نیز جزء فعالان سیاسی به شمار می‌رود. وی طی گفت‌وگویی با خبرنگار سیاسی تسنیم، درباره احتمال کاندیداتوری سید‌محمد خاتمی، محمدرضا عارف و یا محمدعلی نجفی می‌گوید: مسلم است که چنانچه سید‌محمد خاتمی کاندیدای انتخابات سال 92 شود، عارف و یا نجفی کاندیدا نخواهند شد.
 
وی در این زمینه افزود: بدیهی است که خاتمی برای اصلاح‌طلبان یک سرمایه محسوب می‌شود و کارنامه درخشان دولت خاتمی در 8 سال دوران ریاست جمهوری وی، بر کسی پوشیده نیست؛ بعد از پایان دوران ریاست جمهوری نیز، خاتمی ثابت کرد که الگوی رفتاریش به‌گونه‌ایست که در تنگناها و محدودیت‌ها، تصمیم‌گیری‌های عقلانی را طراحی می‌کند و به اولویت ها می‌پردازد اما با توجه به گفته خودش که "تعهد محضری می‌دهم که نمی‌آیم"، تکلیف چیست؟
 
خواهر زهرا اشراقی، همسر محمدرضا خاتمی، با بیان اینکه تنها 7 ماه به انتخابات پیش‌رو باقی‌مانده و گمانه‌زنی می‌شود حامیان بی‌شمار اصلاحات درباره مشارکت فعال در انتخابات آتی فاقد وحدت‌نظر ‌باشند، تصریح کرد: این تشکیک فقط خاص هواداران نیست، بلکه محدودیت فعالیت احزاب و رسانه‌های این جناح و در بند بودن بسیاری از چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب و هم‌چنین تحقق نیافتن پیش شرط‌های مطرح شده توسط لیدرهای آنان به‌طور اخص توسط شخص آقای خاتمی، مشکلات عمده‌ای را به‌وجود آورده که همین موانع ازحضور فعال اصلاح‌طلبان در این عرصه جلوگیری می‌کند.
 
اشراقی همچنین تأکید کرد: در این بین و به اذعان بسیاری از صاحب‌نظران اصلاح‌طلب حتی اگر شرایط به شکلی معجزه‌آمیز تغییر کند و چراغ سبزی را که در انتظارش هستند، روشن شده ببینند، زمان حضور موثر در رقابت‌ها در حال اتمام است. چون بیشترین زمان باقی‌مانده، می‌تواند تا پایان آذر و نهایتاً دی ماه جاری باشد.
 
وی در پایان این گفت‌وگو درباره ‌سخنان اخیر سید‌محمد‌موسوی خوئینی‌ها ‌گفت: آقای موسوی‌خوئینی‌ها خودشان نیز بیان کرده بودند که نظرات شخصی خود را اعلام می‌کنند و تصمیم نهایی با آقای خاتمی به عنوان رئیس اصلاحات است.
 
به گزارش تسنیم، موسوی خوئینی‌ها اخیراً‌ گفته بود که اصلاح‌طلبان از میرحسین موسوی و مهدی کروبی برائت نمی‌جویند.
 
"برائت از فتنه"، "عذرخواهی از مردم و نظام" و "جبران اشتباهات و خسارات" سه شرطی است که برای بازگشت اصلاح‌طلبان تعیین شده است.
 
 


خبرگزاری فارس: سفیر ایران در بغداد با اشاره به فرار پنج عضو گروهک منافقین از اردوگاه لیبرتی در هفته گذشته، عنوان کرد که اغلب اعضای این گروهک مایل به رهایی از چنگال این فرقه هستند.

حسن دانایی‌فر سفیر جمهوری اسلامی ایران در بغداد در گفت‌وگو با خبرنگار سیاست خارجی خبرگزاری فارس، با اشاره به فرار پنج عضو گروهک تروریستی منافقین از اردوگاه لیبرتی در هفته گذشته، گفت: این پنج نفر عنوان کرده‌اند که تعداد قابل توجهی از اعضای این گروهک مایل به رهایی از چنگال این فرقه هستند، ولی مقامات این سازمان به آنها اجازه نمی‌دهند.

وی درباره اردوگاه اشرف نیز گفت: پرونده این اردوگاه به لحاظ سیاسی و حقوقی بسته شده است.

دانایی‌فر همچنین سفر اخیر علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی به عراق را مثبت و مؤثر برشمرد و گفت: سفرهایی در سطح معاونان وزرا و کارشناسان در زمینه‌های بهداشت و درمان، حمل و نقل، نیرو و ... بین طرفین در دستور کار قرار دارد.

سفیر ایران به نمایشگاه بین‌المللی کتاب بغداد نیز اشاره کرد و افزود: ناشرانی از جمهوری اسلامی ایران در این نمایشگاه حضور دارند و استقبال خوبی از غرفه‌های ایران به عمل آمده است.

وی درباره لغو روادید بین ایران و عراق نیز اظهار داشت: دولت عراق در حال بررسی این موضوع است و تاکنون پاسخی به ما نداده و امیدواریم این مسئله هر چه سریع‌تر اجرایی شود.

 


خبرگزاری فارس: تحلیلگران عقیده دارند تصاحب یک پهپاد دیگر از مجموعه پهپادهای در اختیار نیروی دریایی ارتش امریکا توسط سپاه پاسداران، پایان عمر راهبرد پهپاد پایه عملیات اطلاعاتی امریکا در منطقه پیرامونی ایران را نزدیک کرده است.

خبرگزاری فارس: ایران چگونه راهبرد عملیات اطلاعاتی «پهپاد پایه» آمریکا را به بن بست کشاند

به گزارش خبرگزاری فارس، سایت ایران هسته ای در گزارشی تحلیلی نوشت: تحلیلگران عقیده دارند تصاحب یک پهپاد دیگر از مجموعه پهپادهای در اختیار نیروی دریایی ارتش امریکا توسط سپاه پاسداران، پایان عمر راهبرد «پهپاد پایه» عملیات اطلاعاتی امریکا در منطقه پیرامونی ایران را نزدیک کرده است.

سپاه پاسداران صبح روز سه شنبه 14 آذر 1391 (4 دسامبر 2012) اعلام کرد که اخیرا موفق شده یک پهپاد امریکایی از نوع scan eagle را که پهپاد اصلی ناوگان پنجم نیروی دریایی امریکا مستقر در بحرین است، تصاحب کرده و به سلامت به زمین بنشاند.

این پهپاد که بلافاصله فیلم آن نیز از جانب ایران منتشر شد، ماموریت عملیات جاسوسی در مرزهای آبی جمهوری اسلامی ایران را بر عهده داشته و در بدو رود به حریم هوایی ایران تصاحب شده است.

ارتش امریکا این خبر را رد نکرد، بلکه سخنگوی نیروی دریایی این کشور در منامه با صدور اطلاعیه ای گفت که هیچ یک از هواپیماهای بدون سرنشین این کشور در خاورمیانه مفقود نشده است.

این در حالی است که فرماندهان ایرانی هرگز نگفتند که این پهپاد دقیقا همین امروز به زمین نشانده شده است.

اسکن ایگل در رده پهپادهای کوچک طبقه بندی می‌شود. این پهپاد 2/1 متر طول دارد و طول بال های آن به 3 متر می رسد. ویژگی اصلی این پهپاد این است که به دلیل وزن پایین (19 کیلوگرم) می تواند زمانی بیش از 24 ساعت و در شرایط آب و هوایی بسیار بد در آسمان باشد.

بدنه این پهپاد نیز به گونه‌ای ساخته شده که رادارهای زمینی به سختی قادر به رهگیری آن هستند.

همچنین این پهپاد به سیستم تصویربرداری بسیار دقیقی مجهز است که می تواند تصاویری با ارزش عملیاتی تاکتیکی از هدف‌های خود تهیه کند.

کارشناسان در تهران می‌گویند با توجه به اینکه اکنون فقط یک ناو هواپیمابر امریکایی در خلیج فارس حضور دارد، پهپاد اسکن ایگل قطعا متعلق به این ناو بوده است. پهپادهای اسکن ایگل فقط از روی ناوهای امریکایی به پرواز در می آید و معمولا ارتش امریکا از آنها در عملیات های زمینی استفاده نمی کند.

یک کارشناس مطلع در تهران، پس از انتشار خبر تصاحب این پهپاد از سوی سپاه گفت: «در واقع این موضوع به نوعی برای سپاه روتین شده است. پس از تجربه تصاحب RQ-170 که سال گذشته دقیقا در چنین روزی انجام شده، عملا امریکایی ها دریافته اند که متکی کردن راهبرد عملیات اطلاعاتی خود علیه ایران بر هواپیماهای بدون سرنشین دارای ریسک بزرگی است و به نظر می رسد در حال تجدید نظر در این راهبرد هستند».

وی ادامه داد: «از لحاظ جنگ الکترونیک و سایبری ایران در موقعیتی است که می تواند این پهپادها را از طریق در اختیار گرفتن سیستم ناوبری و قطع ارتباط آنها با ماهواره های هدایت کننده یا مرکز کنترل مستقر روی عرضه ناوها تصاحب کند و سالم به زمین بنشاند. همچنین به لحاظ پدافندی نیز ایران اکنون به سادگی این امکان را دارد که این هواپیماها را ساقط کند همانطور که حدود 3 هفته پیش با شلیک اخطار به سمت یک پهپاد دیگر امریکا این امر را ثابت کرد».

این کارشناس نتیجه گرفت که از آنجا که راهبرد عملیات اطلاعاتی امریکا علیه ایران بویژه در حوزه جمع آوری اطلاعات تا حدود زیادی پهپاد پایه است، امریکایی ها اکنون دریافته اند که ایران توانمندی های ضد اطلاعاتی کافی برای مقابله با ایران راهبرد را پیدا کرده و اگر آنها بیش از این به استفاده از پهپادها در فضای ایران اصرار بورزند، ممکن است این مسئله به تهدیدی جدی برای آنها تبدیل شود.

منابع غربی اخیرا تصریح کرده بودند که استفاده گسترده از پهپادها بخش مهمی از علیات اطلاعاتی و ضد تروریستی امریکا در منظقه خاورمیانه از جماه پاکستان، افغانستان، یمن و ایران است.

اخیرا هم اطلاعاتی منتشر شده که نشان می دهد اسراییل پهپادهای خود را برای عملیات ضد ایرانی در آذربایجان مستقر کرده است.

 

 


دیده‌بان: نشست جمعی از عناصر اپوزیسیون که چندی پیش در هتل ان.اچ پراگ دورهم جمع شدند تا نمایشی از اتحاد بدهند اما همچون گذشته این کنفرانس ضد انقلاب نیز نه تنها موجب اتحاد و همدلی بین عناصر اپوزیسیون نشد بلکه ترکش‌های آن هنوز از بین عناصر اپوزیسیون تلفات می‌گیرد.

 به گزارش گروه مطالعاتی فتنه موسسه راهبردی دیده‌بان، کنفرانسی که قرار بود مایه اتحاد و همدلی بین عناصر اپوزیسیون شود ترکش‌های آن همچنان از بین نیروهای ضد انقلاب تلفات می‌گیرد.

«ج.ط»خبرنگار دوویچه‌وله آلمان یکی از شرکت کنندگان کنفرانس پراگ در مطلبی که در سایت گویا رسانه رسمی سازمان جاسوسی سیا منتشر کرده است شفاف سازی منابع مالی این نوع نشست‌های ضد انقلاب را چشم اسفندیار این کنفرانس‌ها عنوان کرده است.

وی با نقل خاطره‌ای از فریدون احمدی (یکی از برگزار کنندگان) که به پیش از نشست برمی‌گشت طفره رفتن مسئولین کنفرانس از پاسخگویی به چگونگی تامین منابع مالی را مطرح کرده است. طالع در این‌باره اینچنین می‌نویسد:« یک هفته پیش از سفر به پراگ، در یک میهمانی کوچک به دوستم فریدون احمدی اصرار ورزیده‌ام از سایر برگزارکنندگان کنفرانس هم بخواهد که به صورت شفاف به مردم بگویند هزینه‌های دو کنفرانس قبلی و کنفرانس فعلی از کجا تامین می‌شود. در نشست‌های دو روزه کنفرانس پراگ، برگزار کنندگان برخلاف قولی که فریدون احمدی داده است، این نکته را به آگاهی جمع نمی‌رسانند. در پایان روز اول، هنگام تشکیل کارگروه‌ها، کریم شام بیاتی به عنوان مسئول «کارگروه تامین منابع مالی» معرفی می‌شود. صبح روز دوم، هنگامی که قرار است تصمیمات کارگروه‌ها اعلام شود، از کریم می‌پرسم:«بالاخره تصمیمی برای روشن ساختن منابع تامین مالی این کنفرانس‌ها گرفته شد؟» او می گوید:«ما فقط روی این بحث کردیم که چگونه می‌توان کاری برای تامین هزینه‌های آینده کرد. اما فکر می‌کنم حالا اعلام کنند.» اما نشست پایان می‌یابد و باز هم چیزی در این مورد گفته نمی‌شود. این مهم‌ترین چشم اسفندیار کنفرانس پراگ است.»

محسن سازگارا

محسن سازگارا و شهران طبری

«ج.ط» در ادامه با اشاره به متوهمانه بودن بحث انتخابات آزاد به این نکته اشاره می‌کند که اگر درنشست بعدی نداند که دست در سفره چه کسانی می‌برد شرکت نخواهد کرد.

وی سپس به چگونگی نحوه انتخاب شرکت کنندگان می‌پردازد و آن را بر اساس داد و ستدهای سیاسی می‌داند و در ادامه مطلب کنفرانس پراگ را به نشست‌های گروه‌های سیاسی که در گوشه و کنار اروپا برگزار می‌کنند و ظرف سه دهه هیچ تحولی به خود ندیده است.

نویسنده در این مقاله تلاش مذبوحانه‌ای می‌کند تا نشان دهد که اپوزیسیون می‌توانند در کنار هم به تفاهم برسند اما وی در ادامه مقاله با اشاره به فحاشی‌های هوشنگ اسدی و خاتمی نظر خود را اینچنین نقض می‌کند:« فریادهای اعتراض آقای خاتمی از اعضای حزب دموکرات کردستان و واکنش هیستریک و نامتناسب هوشنگ اسدی در خارج از سالن در پایان همایش برای چند لحظه‌ای فضای آرام و پر تفاهم کنفرانس را مسموم کرد.»

این خبرنگار رسانه ضد انقلابی آلمان در ادامه افشاگری‌های خود از نمایش اتحاد اپوزیسیون به دعوا و فحاشی خاتمی که به شدت از بیانیه پایانی نشست عصبانی بود اشاره می‌کند و اینچنین ماجرای دیکتاتوری مدعیان انتخابات آزاد و دموکراسی را بیان می‌کند:« وقتی قرائت متن پایان یافت، زمزمه‌های مخالف در گوشه و کنار سالن به هم پیوست و اوج آن فریادهای اعتراض عصبی خاتمی بود. یکی دو نفر هم از فریدون احمدی و محسن سازگارا که پشت میکروفون نشسته بوند پرسیدند که آیا هیچ بحثی نمی‌شود کرد؟ فریدون احمدی، با حالتی آمرانه پاسخ داد: نه!»

محسن خاتمی

محسن خاتمی از اعضای حزب منحله و تروریستی دموکرات کردستان

«ح.لاجوردی» نیز با شرکت در یک مصاحبه تلویزیونی در شبکه ضد انقلابی اندیشه که وابسته به سلطنت‌طلبان می‌باشد به نشست‌های اپوزیسیون اینچنین حمله می‌کند:« آقای جواد خادم پس از بروكسل حضور پیدا كردند و گفتند هزینه كنفرانس بروكسل بیشتر از 100 هزار دلار شده، غیررسمی هم شنیدیم كه بیشتر از آن بوده. سوال می‌شود كه این پول از كجا می‌آید؟ یادم هست من در نشستی كه دكتر نوری‌زاده در لندن گذاشته بودند شركت نداشتم ولی ایشان اعلام كرد هزینه این نشست از طرف من كه مدیر اینجا هستم و این طوری پرداخت می‌شود. آقای خادم می‌گویند چند تا تاجر ایرانی، ما در تاریخ 100 ساله‌مان همیشه 2 تاجر ایرانی داریم كه بزنگاه پیدا می‌شوند و كمك می‌كنند و یك سری كارها را انجام می‌دهند و بعد خواهش می‌كنند اسم‌شان را نیاوریم. این 2 تاجر ایرانی از آنجایی كه دیگ پلو را در سفارت انگلیس كار گذاشتند، تا همین الان دارد ادامه پیدا می‌كند. بزرگ‌ترین مشكل ما كجاست؟ در كتاب پارلمان فكری خودم نوشتم بزرگ‌ترین مشكل ما بیماری بی‌اعتمادی جامعه ماست. در استكهلم گفتند ما 6 نفر را نمی‌توانیم معرفی كنیم. این 6 نفر چه كسانی بودند؟ از ایران آمده بودند؟ از آقای علیرضا نوری‌زاده گاو پیشانی سفیدتر چه كسی است كه در آنجا مورد خطر باشد؟ در اینجاها با عنوان دموكراسی می‌نشینند و من می‌گویم در اینجاها به واژه دموكراسی تجاوز می‌شود.»

لازم به ذکر است که بیژن حکمت و حسن شریعتمداری از شرکت کنندگان این نشست پس از برگزاری در طی مصاحبه‌ای با رسانه‌های ضد انقلاب دریافت کمک‌های مالی از کشورهای مرتجع و دیکتاتوری چون عربستان و کشورهای مستکبر و جنایتکاری چون آمریکا و انگلیس و اسرائیل را بلا مانع دانستند تنها راه خواب بی تعبیر پیروزی اپوزیسیون را حمایت‌های خارجی می‌دانند.


نوشته شده در : چهارشنبه 15 آذر 1391  توسط : mah .    نظرات() .

.

 

بولتن نیوز: چند وقتی است كه از بازداشت مهدی و فائزه هاشمی می‌گذرد، موضوعی كه حال، نیازمند آن است به‌صورت دقیق‌تری بر روی آن متمركز شویم.

به گزارش بولتن، بعد از حوادث انتخابات سال 88، در كنار نام متهمینی كه شنیده می‌شد، نام دو آقازاده نیز زیاد بر زبان‌ها می‌آمد: مهدی هاشمی و فائزه هاشمی.

مهدی هاشمی اما بلافاصله بعد از انتخابات به خارج از كشور و به انگلیس رفت. در طول این چند سال، هر گاه از آقای هاشمی در مورد اتهامات مهدی سؤال می شد، با دروغ و شایعه دانستن آنها عنوان می كرد كه در حال حاضر، مهدی برای ادامه‌ی تحصیل و همین‌طور سركشی از واحدهای دانشگاه آزاد در انگلیس به این كشور رفته است. موضوعی كه البته بعدتر مشخص شد جفت آنها صحت و واقعیت نداشته است.

از سویی دیگر، فائزه هاشمی نیز بارها در جریان آشوب‌های سال 88، با شركت در جمع آشوب‌طلبان به ایراد سخنرانی و تهییج آنان پرداخت. در این مورد نیز موضع آقای هاشمی كاملا بدیع و جالب بود. ایشان مجددا با دروغ دانستن این موضوع بیان كردند كه فائزه برای خرید ساندویج رفته بود!

اما حال، بعد از گذشت چند سال و با نزدیك شدن به موسم انتخابات یازدهم ریاست جمهوری، به یك‌باره چرخشی در سیاست‌های خاندان آقای هاشمی به چشم می خورد. مهدی هاشمی كه تا پیش از این، از ترس پیگیری قضایی وارد كشور نمی شد، به ایران آمده و روانه‌ی زندان می‌شود. فائزه هاشمی نیز با پذیرش اتهامات وارده، برای سپری كردن دوره‌ی شش ماهه‌ی حبس خود به زندان اوین رفت.

این اتفاق به خودی خود آن‌قدر عجیب هست كه ناخودآگاه این سؤال به ذهن‌ها خطور كند كه آیا آقای هاشمی و حامیان وی، اهداف خاصی را از این موضوع دنبال می كنند؟ آیا می توان گفت كه ایشان صرفا به دلیل تمكین از حكم قانون، تن به چنین عملی داده‌اند؟ اگر چنین است چرا در طول این سه سال، موضعی كاملا متضاد با شرایط امروزین خود داشته‌اند؟ چرا همان سه سال پیش تن به اجرای قانون نداده‌اند؟

برای یافتن جواب پرسش‌های خود به سراغ یك منبع آگاه رفتیم. این منبع آگاه با تأیید این مطلب كه بدون شك آقای هاشمی به دنبال اهداف خاصی از این ماجرا است بیان كرد كه: به نظر می رسد مهم‌ترین هدفی كه هاشمی و جریان حامی وی از این ماجرا دنبال می كنند، بازگرداندن جایگاه از دست رفته‌ی ایشان باشد.

این منبع آگاه ادامه داد: در طول حوادث بعد از انتخابات 88، آقای هاشمی به دلیل مواضع غیر اصولی و حمایت از سران اصلی فتنه، به شدت جایگاه قبلی خود را در بین مردم از دست داد. به خصوص آنكه افكار عمومی، عملكرد فرزندان او را نیز به حساب سیاست‌های شخص ایشان و با موافقت آقای هاشمی تلقی می كردند. این موضوعات موجب شد تا جایگاه هاشمی حتی در بین نخبگان و دلسوزان نظام نیز تضعیف شود. تا جایی كه اعضاء مجلس خبرگان در واكنش به اقدامات وی، آیت‌الله مهدوی كنی را جایگزین ایشان در ریاست مجلس خبرگان كردند.

این منبع آگاه با اشاره به اینكه ادامه‌ی این روند توسط هاشمی موجب حذف همیشگی وی از عرصه‌ی سیاسی و افكار عمومی جامعه می‌شد بیان كرد: بنابراین هاشمی باید برای برون‌رفت از این وضعیت، چاره‌ای می‌اندیشید. مخصوصا آنكه به انتخابات ریاست جمهوری نیز نزدیك می‌شویم و با توجه به روحیات خاص هاشمی، وی علاقه‌ای به تماشاگر صرف بودن ندارند و تمایل دارند كه حتما به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در عرصه‌ی انتخابات و سیاست كشور، تأثیرگذار باشند.

ابن منبع آگاه ادامه داد: چاره‌ی كار در بازگشت مهدی هاشمی از لندن، و روانه‌ی زندان شدن او و فائزه بود. به‌خصوص آنكه این موضوع می‌توانست به برطرف شدن برخی از ذهنیات مردم نسبت به خاندان ایشان نیز پایان دهد. به خوبی می دانید كه باور عمومی مردم بر آن است كه آقای هاشمی دارای روابط  و نفوذ خاص است و به همین دلیل در هاله‌ای از مصونیت قرار دارند و از همین روی، به اتهامات فرزندان وی نیز رسیدگی نمی شود. بنابراین ایشان و جریان حامی وی سعی دارند تا از ماجرای بازداشت مهدی و فائزه، چنین القاء كنند كه این موضوعات از اساس دروغی بیش نبوده و فرزندان هاشمی نیز با بچه‌های مردم تفاوتی ندارند. به همین علت است كه می بینید رسانه‌های تحت حمایت مادی و معنوی ایشان، در طول این مدت، سعی كرده‌اند هر روز با انتشار خبری پیرامون شخص آقای هاشمی یا فرزندان وی، از این موضوع بهره‌برداری لازم را بكنند. به این امید كه جایگاه از دست رفته‌ی آقای هاشمی در افكار عمومی باز گردد.

گفتگوی خبرنگار بولتن نیوز با این منبع آگاه تا بدین‌جا تمام شد. اما برای آنكه صحت و سقم نظرات این منبع آگاه را مورد آزمون قرار دهیم، تصمیم گرفتیم سری به روزنامه‌های حامی وی بزنیم. دست بر قضا، چرخی كوتاه در این  روزنامه‌ها، نظرات منبع آگاه ما را تأیید كرد. برای مثال روزنامه‌ی آرمان در آخرین شماره‌ی خود (پنج‌شنبه‌ی هفته‌ی پیش) در چندین مطلب به این موضوع پرداخت. این روزنامه در مطلبی با عنوان «آیت‌الله به اوین رفت»، اینگونه نوشت:

«رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و یکی از ارکان رکین پیروزی انقلاب و استمرار آن عصرگاه سه‌شنبه مهمان ویژه اوین بود. یکی از عالی‌ترین مقامات نظام فارغ از شأن و جایگاه سیاسی‌اش همانند مردمان عادی به دیدار دو فرزند در بند خود در زندان اوین رفت. آنان که در طول این سال‌ها افسانه‌ها درباره وی و خانواده‌اش بافته بودند و او را به‌مثابه تافته جدابافته و فراتر از هر قید و بندی عنوان می‌کردند یکبار دیگر ضربه‌ای سترگ بر ذهنیت معوجشان وارد آمد. فرزندان هاشمی که به زندان رفتند، مغرضین باز از تقلا نیفتادند و آن را ملهم از اغراض و اهداف خاص و نوعی تاکتیک سیاسی خواندند، مهدی هاشمی که به بیمارستان رفت بهانه‌ها تراشیدند و آن را صوری خواندند و چنین گفتند که برای دیدار با آیت‌الله چنین برنامه‌ای تدارک دیده شده اما حضور هاشمی در اوین باطل‌السحر اراجیف‌بافی‌های آنان بودند. هاشمی به عینه ثابت کرد بر گفته خود مبنی بر «فرزندان من با فرزندان مردم فرقی ندارند»، پایبند است و شأن و جایگاه فراقانونی برای خود قائل نیست.»

تا اینجا شاید هنوز هم به یقین نرسیده باشید. اما مطلب بعدی كه در حقیقت تكمیل‌كننده‌ی پازل فوق است، به‌وضوح این مسأله را مشخص می‌كند. در مطلب بعدی كه به قلم صادق زیباكلام نگاشته شده، به مسأله‌ی سیاست اصلی هاشمی، یعنی تقویت جایگاه اجتماعی وی اشاره شده است. هرچند كه وی سعی می‌كند با اتخاذ سیاست یكی به نعل و یكی به میخ، اندكی از شدت و صراحت سیاست فوق بكاهد. زیباكلام می‌نویسد:

«اساسا نوع رفتار آیت‌الله هاشمی پس از اتفاقات اخیر عملا به نفع جایگاه اجتماعی ایشان تمام شده است، البته این نتیجه بدون اینکه ایشان در فکر سود و ضرر این اتفاقات باشند، حاصل شده است چراکه مطالب زیادی علیه آیت‌الله هاشمی توسط برخی اصولگرایان و به‌ویژه تندروهای اصولگرا در فضاها و رسانه‌های مختلف مطرح بوده و بعد از 22خرداد سال1388 حجم این بی‌حرمتی‌ها هم افزایش پیدا کرده است که فکر می‌کنم این اتفاق تا حد زیادی جلوی این بی‌حرمتی‌ها را گرفت به طوری که حتی مردم عادی هم مشاهده کردند آیت‌الله ‌هاشمی در هر دوره و با هر فشار موجود و در هر بحرانی بسیار معقولانه عمل می‌کنند... بنابراین فکر می‌کنم خیلی از مردم فهیم و عمیق‌ ایران، قطعا این رفتار ایشان را خواهند ستود؛ ملاقاتی که آیت‌الله با فائزه‌ هاشمی داشتند، بعد از چند هفته بود و ملاقات قبلی با مهدی‌ هاشمی هم در بیمارستان روی داد. من این رفتار را برای آقای‌ هاشمی «بازی دو سر سود» نام نهاده‌ام...»

وی سپس ادامه می‌دهد:

«جایگاه مردمی ایشان هم به اعتقاد من روز به روز در حال گسترش است. آن 10میلیون رای که در سال 84 به آقای‌ هاشمی داده شد، مبین خیلی از مسائل بود، به عبارت دیگر آن آرا در حالی بود که حجم گسترده‌ای از تبلیغات منفی دروغ از جانب تندروها علیه ایشان شکل گرفته بود. یعنی آن تعداد بیشتر افراد تحصیلکرده و فرهیخته و نخبه جامعه بودند و اگر اکنون هم به ماجرا نگاه کنیم ظرف این چند سال گذشته، جایگاه آقای ‌هاشمی رفسنجانی به مراتب، اعتبار و وزن بیشتری پیدا کرده...»

حال، اینكه آیا هاشمی موفق می‌شود با چنین سیاست‌هایی، وجهه‌ و جایگاه گذشته‌ی خود را بازیابد، سؤالی است كه باید آن را از افكار عمومی و آحاد مردم پرسید. اما آن موضوعی كه فعلا نمود دارد آن است كه حوادثی كه در عرض چند سال گذشته در حوزه‌ی داخلی و خارجی رخ داده، مردم ایران را پخته‌تر از آنی كرده كه به سادگی بتوان آنها را فریب داد.

 


خبرگزاری فارس: پایگاه اطلاع‌رسانی khamenei.ir فایل صوتی بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره عبرت‌های عاشورا را منتشر کرد.

خبرگزاری فارس: بیانات رهبر معظم انقلاب درباره عبرت‌های عاشورا

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری فارس دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای فایل صوتی بیانات رهبر معظم انقلاب درباره عبرت‌های عاشورا را با عنوان خط کوفی منتشر کرد.

این فایل صوتی اینجا قابل دریافت است.

 









       هرچند جرج‌بوش رئیس‌جمهور وقت آمریكا یكی از دلایل لشكركشی به خاك عراق را حمایت رژیم بعث از گروه‌های تروریستی عنوان كرد، اما سیاست‌های دولت آمریكا در قبال جریانات تروریستی و گروه‌های شبه‌نظامی به گونه‌ای دیگر رقم خورد. همین امر هم سبب شد كه 9 سال حضور نظامیان آمریكا در عراق ادامه یابد و این كشور به محلی امن برای فعالیت‌ گروه‌های تروریستی تبدیل شود.
 
یكی از این گروه‌ها گروهك منافقین بود كه تا قبل از ورود نظامیان آمریكایی به خاك عراق به عنوان یك گروه شبه‌نظامی در خدمت سیاست‌های رژیم بعث قرار گرفته بود و از همین طریق حمایت‌های كلان مالی و تسلیحاتی دریافت می‌كرد. برخی از افسران ارتش آمریكا بعدها اذعان كردند كه پس از رویارویی با اعضای منافقین در پادگان اشرف با گروهی روبه‌رو شدند كه آن‌ها را شگفت‌زده كرده بود. آن‌ها می‌گفتند منافقین به عنوان یك گروه شبه‌نظامی، كه سال‌ها آموزش‌های تروریستی دیده بود، نه تنها ظرفیتی مناسب برای برخی فعالیت‌های آمریكا در خاك عراق محسوب می‌شد، بلكه سركردگان این گروهك نیز برای خدمت به اهداف آمریكا در عراق و به عبارت دقیق‌تر مزدوری ابراز تمایل می‌كردند.
 
ارتباط آمریكایی‌ها با منافقین در عراق فرصتی برای هر دو طرف ایجاد كرده بود كه خواسته‌ها و نیازهای خود را تأمین كنند. برای منافقین، كه بزرگ‌ترین حامی خود یعنی صدام را از دست داده بود، خدمت به آمریكا بهترین موقعیت بود كه هم به حضور خود تحت حفاظت نظامی آمریكا در عراق ادامه دهد و هم منابع مالی و حمایتی را، كه با سقوط صدام از دست داده بود، احیا كند. گزارش‌های وزارت امور خارجه‌ی آمریكا، كه چند سال بعد افشا شد، نشان می‌داد كه منافقین به نوعی مركزیت رهبری جریانات تروریستی در عراق را به عهده داشتند.
 
دامنه‌ی اقدامات این گروهك از دامن زدن به اختلافات قومی و مذهبی، بمب‌گذاری با اهداف خراب‌كارانه یا جنایت‌كارانه و پشتیبانی اطلاعاتی برای دیگر گروه‌های تروریستی فعال در عراق و گروه‌های تروریستی فعال در مرزهای ایران تا آموزش عملیات تروریستی، بمب‌گذاری و عملیات انتحاری به نیروهای القاعده در پادگان اشرف گسترش یافته بود. یكی از فرماندهان نظامی بازنشسته‌ی ارتش آمریكا نیز سال‌ها بعد اعتراف كرد كه آمریكا در طول دوران حضور در خاك عراق هر زمان كه قصد اجرای عملیاتی تروریستی و غیرانسانی را داشت، كه نمی‌خواست ردپای خود را در آن آشكار كند، از وجود گروهك منافقین استفاده می‌كرده است.
 
سرانجام پس از 9 سال در دسامبر سال 2011 و طی فشار دولت عراق و خواست ملت این كشور، نیروهای نظامی آمریكا و دیگر كشورهای هم‌پیمانش خاك عراق را ترك كردند و كنترل نظامی و امنیتی این كشور در اختیار دولت قانونی و مردمی آن قرار گرفت. در همان زمان بود كه بزرگ‌ترین مشكل این كشور مسئله‌ی امنیت به حساب می‌آمد كه در واقع از تبعات حمایت‌های آمریكا در پرورش و به كارگیری جریانات و گروه‌های تروریستی در عراق بود. از این رو، دولت عراق برای برقراری امنیت داخلی خود شروع به پاكسازی خاك كشورش از حضور گروه‌های تروریستی نمود كه منافقین نیز یكی از این گروه‌ها به حساب می‌آمد.
 
پرده‌ی دوم حمایت آشكار آمریكا از این گروه تروریستی با فعالیت برخی‌ سیاست‌مداران آمریكایی به منظور جلوگیری از اخراج منافقین از عراق آغاز شد. هرچند دولت آمریكا در این خصوص موضع‌گیری نمی‌كرد، ولی سخنرانی عده‌ای سیاست‌مدار عالی‌رتبه و برخی مقامات اجرایی، در حمایت از یك گروه تروریستی، نشان‌دهنده‌ی سیاست دولت آمریكا بود؛ آن هم در شرایطی كه این اقدامات غیرقانونی مقامات سیاسی با واكنش دستگاه قضایی آمریكا مواجه نمی‌شد.
 
البته وزارت خزانه‌داری آمریكا در برهه‌ای برای برخی از این سیاست‌مداران احضاریه فرستاد تا در خصوص چرایی حمایت از یك گروه تروریستی پاسخگو باشند، اما در همان زمان هم كاملاً معلوم بود این حركت وزارت خزانه‌داری فقط برای پاسخگویی به افكار عمومی آمریكاست كه به حمایت برخی از دولتمردان كشورشان از یك گروه تروریستی اعتراض می‌كردند. هرچند خیلی زود برخی از این حامیان رشوه‌بگیر منافقین اعتراف كردند كه موازی با حركت وزارت خزانه‌داری، وزارت امور خارجه‌ی آمریكا آن‌ها را به حمایت از منافقین به عنوان یگ گروه اپوزسیون مخالف دولت ایران تشویق می‌كرده است.
 
مشاور امنیت ملی اوباما به نام جن جیمز آل جونز و همین طور جمهوری‌خواهان برجسته‌ای چون رادولف دبلیو گیلیانی و شهردار سابق نیویورك و دمكرات‌هایی مثل هاوارد دین، فرماندار سابق ورمونت، از جمله حامیان منافقین بودند.
 
با همه‌ی این حمایت‌ها و فشارهایی كه آمریكا و غرب به دولت عراق وارد كرده بود تا از اخراج منافقین جلوگیری كنند، این دولت عراق بود كه در پاسخ به خواست ملتش در تصمیمی قاطعانه و قانونی پادگان اشرف را تخلیه كرد و اعضای گروهك منافقین را به یك كمپ موقت انتقال داد تا در مرحله‌ی بعدی و با نظارت سازمان ملل، اقدام به اخراج این افراد نماید.
 
بلافاصله بعد از تخلیه‌ی پادگان اشرف، كه مهم‌ترین مرحله در اخراج منافقین از خاك عراق محسوب می‌شود، وزارت امور خارجه‌ی آمریكا نام این گروهك را از فهرست سازمان‌های تروریستی ایالات متحده آمریكا خارج نمود. آمریكایی‌ها برای توجیه این اقدام خود ادعا كردند كه سازمان منافقین در طول یك دهه‌ی گذشته هیچ اقدام تروریستی انجام نداده و همچنین در خروج از پادگان اشرف همكاری كرده‌اند!

در خصوص خروج منافقین از پادگان اشرف، واضح بود كه این اتفاق به هیچ وجه به اختیار این گروهك صورت نگرفت و همان طور كه در خبرها و گزارش‌های بین‌المللی مشاهده شد، اجبار دولت عراق و پیگیری ملت این كشور این اتفاق را رقم زد؛ اما برای دلیل دیگر آمریكا مبنی بر 10 سال توقف فعالیت‌های تروریستی منافقین، می‌توان پرونده‌ای بسیار قطور از اقدامات این گروهك ارائه كرد.
 
گذشته از فعالیت‌های تروریستی منافقین در كشور عراق، كه بارها از سوی نظامیان آمریكایی به آن اذعان شده است، می‌توان به نقش منافقین در ترور دانشمندان هسته‌ای ایران اشاره كرد كه نه تنها در اعترافات دستگیرشدگان این حوادث تروریستی به وضوح به آن اشاره شده، بلكه در رسانه‌های غربی نیز مكرراً از آن سخن گفته شده است. به همه‌ی این موارد می‌توان حضور اعضای منافقین را در اغتشاشات پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 در ایران اضافه كرد كه به منظور اجرای عملیات تروریستی در ایران صورت گرفته بود. غیر از اعترافات دستگیر‌شدگان به اینكه مأموریت داشتند تا در ایران به ترور و خرابكاری بپردازند، برخی از اعضای این گروهك در حین اقدام به بمب‌گذاری دستگیر شدند.
 
غیر از همه‌ی این مستندات، افشای گزارش وزارت دادگستری ایالات متحده در خصوص فعالیت‌های تروریستی منافقین نیز نشان‌دهنده‌ی فعالیت تروریستی این گروهك در طول یك دهه‌ی گذشته است. گزارشاتی از شنود مكالمات تلفنی سركردگان منافقین در اروپا و خصوصاً كشورهای آلمان و فرانسه حكایت از برنامه‌ریزی این سازمان برای بمب‌گذاری و ترور دارد.
 
اما دلیل واقعی آمریكا، برای خروج نام این گروهك از فهرست سازمان‌های تروریستی، ریشه در سابقه‌ی منافقین در همكاری با نیروهای آمریكایی در طول 9 سال حضور نظامی ارتش متجاوز آمریكا در عراق دارد. ایالات متحده از آن سال‌ها به بعد حمایت گسترده‌ی خود از منافقین را با هدف استفاده از ظرفیت تروریستی این گروه آغاز كرد.
 
با توجه به ماهیت فرقه‌ای منافقین و همچنین شهرت این گروه به اقدامات تروریستی، اخراج از عراق به منزله‌ی فروپاشی این گروهك و از دست رفتن ظرفیت آن‌ها در اجرای عملیات خرابكاری و تروریستی است و این موضوع به هیچ عنوان مطلوب سیاست‌های فعلی دولت آمریكا نیست. به عبارت دیگر، تنها راه حفظ متمركز این گروه و به دنبال آن امكان استفاده از ظرفیت‌های تروریستی آن‌ها فقط از طریق حفظ تشكیلات آن‌ها امكان‌پذیر خواهد بود. در واقع از این پس آمریكایی‌ها می‌توانند به طور آشكار از این گروهك حمایت مالی كنند و اهداف پشت پرده‌ی خود را از طریق آن‌ها پیش ببرند.
 
با همه‌ی این تفاسیر، ایالات متحده به تبع این اقدام وارد چالش جدیدی شده است؛ زیرا سیاست‌مداران آمریكایی در خصوص بهره‌گیری از منافقین دو نظریه‌ی متفاوت ارائه می‌كنند كه سبب شده است دولت این كشور در قبال استفاده از منافقین در آینده دچار سردرگمی شود.
 
نظریه‌ی اول همان سیاست حمایت از گروهك منافقین است. بر اساس این نظریه، كه لابی‌های صهیونیستی بزرگ‌ترین و اصلی‌ترین حامیان آن‌ها را تشكیل می‌دهند، منافقین در ظاهر به عنوان جایگزینی برای نظام ایران معرفی می‌شوند و دولت آمریكا با این پوشش از آن‌ها حمایت می‌كند و در پس پرده از ظرفیت جاسوسی، خرابكاری و تروریستی این گروهك بهره ‌می‌گیرد. به عبارت دیگر، می‌توان خروج منافقین از فهرست سازمان‌های تروریستی را در جهت تقویت اپوزسیون ایران و تشدید فشار بر جمهوری اسلامی دانست.
 
از همین اقدام آمریكا می‌توان نتیجه گرفت كه این روند مقدمه‌ای برای تقویت بیشتر دیگر جریانات اپوزسیون ایران است و قطعاً هدف بهره‌برداری از این هزینه‌ها مقطعی خاص، شبیه انتخابات ریاست جمهوری آینده‌ی ایران، خواهد بود؛ تجربه‌ای كه یك بار در سال 88 با شكست روبه‌رو شد، اما تكرار آن قطعاً با شدت بیشتر و البته با بهره‌گیری از تجربه‌ی قبلی و رفع نقاط ضعف صورت می‌گیرد.
 
نشانه‌های اجرای این سیاست در ادبیات امروز منافقین و بیانیه‌های سركردگان این گروهك نیز دیده می‌شود. در حالی كه به دنبال خروج نام منافقین از فهرست سازمان‌های تروریستی تمامی منابع مالی این گروهك در آمریكا آزاد خواهد شد، سركردگان منافقین از تجدید سازمان‌دهی صفوفشان در داخل ایران به عنوان راهبرد جدید در عرصه‌ی سیاسی سخن می‌گویند. با توجه به سوابق فعالیت منافقین، می‌توان این به اصطلاح راهبرد را مساوی با شروع فعالیت‌های تروریستی منافقین در داخل كشور دانست!
 
اما با این حال نظریه‌ِ دومی هم در دولت آمریكا مطرح شده است و از سوی برخی نمایندگان كنگره‌ی این كشور پیگیری می‌شود. سیاست‌مداران قائل به این نظریه معتقدند كه گروهك منافقین به هیچ عنوان ظرفیت مطرح شدن به عنوان یك نظام جایگزین برای جمهوری اسلامی را ندارد. آن‌ها معتقدند دولت آمریكا در قبال منافقین شتاب‌زده و بی‌تدبیر عمل كرده است. یكی از مقامات كنگره‌ی آمریكا، كه نخواست نامش فاش شود، در این رابطه گفته است: «حذف نام منافقین از لیست سازمان‌های تروریستی به معنای از میان رفتن ماهیت تروریستی این گروه در افكار عمومی نیست و این گروهك ثابت كرده كه هیچ گاه توان اجرای دمكراسی را نداشته است.»[1]
 
مدافعان این نظریه اعتقاد دارند كه وقتی یك گروه در طول حیاتش هیچ گاه نتوانسته است حتی ظاهری دمكراتیك از خود نشان دهد و حتی در برخورد با اعضایش نیز برخوردی مبتنی بر دمكراسی ارائه نكرده است، نمی‌تواند به عنوان یك جایگزین دمكراتیك مطرح شود.
 
بر اساس این نظریه، حمایت و سرمایه‌گذاری ایالات متحده بر روی گروهك منافقین نه تنها بی‌نتیجه خواهد بود، بلكه چهره‌ی آمریكا را به عنوان یك دولت حامی تروریسم بیش از پیش مخدوش می‌كند. غیر از این، با توجه به تصویر تروریستی ثبت‌شده از گروهك منافقین در ذهن ملت ایران، هر گونه حمایت از منافقین ضربه‌ای بر پیكر نحیف اپوزسیون جمهوری اسلامی وارد خواهد كرد.
 
آمریكا نیز از تبعات منفی سیاست حمایت آشكار از منافقین در امان نخواهد بود، به عبارت دیگر، نفرت افكار عمومی در ایران از این گروهك تروریستی بیش از پیش دامان ایالات متحده را نیز خواهد گرفت.
 
به هر حال به نظر می‌رسد، با وجود چالش پیش رو، حامیان نظریه‌ی اول تا این لحظه موفق‌تر عمل كرده‌اند و خروج منافقین از لیست سازمان‌های تروریستی حاصل فعالیت این قبیل سیاست‌مداران افراطی می‌باشد و سیاست آمریكا در مواجهه با گروه‌های اپوزسیون جمهوری اسلامی چربش بیشتری به سمت اجرای ایده‌های افراطی دارد.


پی‌نوشت:
 
[1]گزارش وزارت دادگستری دولت ایالات متحده‌ی آمریكا، اداره‌ی بازرسی فدرال آمریكا، لوس آنجلس، كالیفرنیا، 900024، 15 دسامبر 2004.

 


برای افرادی که به آیین اسلام معتقدند ، توضیح این مسئله شاید بی معنی باشد ، ولی برای کسانی که در اینباره دارای اطلاعات کمی هستند ، شاید توضیح و بسط آن ، خالی از لطف و منفعت نباشد ، چرا که روشن کردن کسانی که در این باره در شک و شبه باشند ، منجر به جذب و رفع اشکالاتی که در ذهن این افراد هست ، خواهد شد.
به گزارش مجله شبانه  باشگاه خبرنگاران، وبلاگ رفیق شفیق در جدیدترین پست خود نوشت:
 
 در قاموس خداوند بحث ایمان و تبعیت ، امری لفظی و زبانی نیست ، بلکه هر که در این وادی داخل شود باید لوازم آن را که شامل دستورات و سایر مقررات آن است اجرا کند و از جمله ی آنها خمس است.این موضوع در نظامات خود ما هم رایج است و چیزی غیر عادی نیست. مثل عضویت در احزاب و اتحادیه ها و تشکلها و ارگانهاست ، که عضویت خشک و خالی در هیچ جا وجود خارجی ندارد و به هر کس از عضویت مجانی حرف بزنید ، بشما می خندد.

 در تمام ادیان و مذاهب و آیین ها ، دادن مبلغی برای ترویج آن مذهب وجود دارد.از جمله دوستی در آلمان داشتم که میگفت ، این مبلغ بطور اتوماتیک از حقوق و دریافتی صاحبان مذاهب ، شاغل در دستگاههای دولتی ، کسر و به حساب کلیسا و مذهب مربوطه واریز می گردد و ایشان میگفت کسانی که مایل به پرداخت نیستند ، ادعای لامذهبی کرده و از پرداخت طفره می روند.

در دین اسلام هم توسط شارع مقدس ، پرداخت خمس بمثابه یک حکم شرعی در قرآن کریم بیان شده است و جزئیات آن هم توسط پیامبر اکرم (ص) و هم امامان معصوم بتفصیل شرح داده شده است.

در اینجا ، آنچه بنظر این حقیر در مزایا و فلسفه ی پرداخت خمس می رسد ، بشما خواننده عزیز ارائه میگردد.

1 - از نظر شارع مقدس ، ادعای همراهی خشک خشک و بدون مایه گذاشتن از جان و مال و آبرو و انجام فرائض برابر است با عدم همراهی.

2 - اگر شما واقعأ معتقد به شریعتی باشید ، باید برای پیشبرد آن شریعت کمک مادی بنمائید وگرنه با زبان ، همه می توانند ادعای رفاقت کنند.

3 - خدا به پول شما نیاز ندارد ، اما پرداخت خمس نوعی امتحان برای راستگوئی شماست ، چه شناخت خود شما از خودتان و چه شناخت خدا از شما.

4 - هر حزبی برای تقویت مرام و مسلک خود احتیاج به منابع مادی دارد که هر عضوی ، بسته به توان مالی خود ، باید سهمی را بعهده بگیرد.

5 - مبلغ خمس برای هر مسلمان بعد از کسر تمام مخارج سال ، معادل یک پنجم باقیمانده بوده و مصرف چهار پنجم باقیمانده از شیر مادر حلال تر است.

6 - مراجع تقلید که در مذهب ما به مرتبه مرجعیت می رسند یکشبه مرجع نشده اند ، بلکه سلسله مراتبی را طی کرده اند که لیاقت مرجعیت را در جمع عام و خاص شیعه پیدا کرده اند ، بنابر این تمرکز وجوه خمس در نزد ایشان امری پسندیده و بجاست و تشکیک در این مورد مکر شیطان است.

7 - خرج خمس ، در مصارفی که برای آن تعریف شده فقط در عهده ی مرجعیت می تواند باشد و لاغیر ، بنابر این ، در محل خود و برای تقویت دین صرف خواهد شد.

8 - بفرض انحراف در محل خرج قسمتی از خمس ، در نزد یک مرجع خاص ، خود اینکار ، امتحانی است که خدا برای آن مرجع قرار داده ، مضافأ بر اینکه خطای یکنفر ، نافی صحت عمل پیروان مذهب نخواهد بود.

9 - زنده ماندن هر مرام و مسلکی ، به پول خرج کردن پیروان آن مسلک بستگی دارد و شخص معتقد واقعی به هر مسلکی ، از کمک به پیشبرد آن عقیده استنکاف نمی کند ، مگر اینکه پیرو قلابی باشد و خود را بین پیروان جا زده باشد ، در این صورت در مورد مذهب ما ، در مقابل خدا دستش خالی خواهد بود و مؤاخذه خواهد شد.

10 - برخلاف سایر ادیان ، در مذهب شیعه اجبار و تعقیب و کنکاش افراد ، برای پرداخت خمس وجود ندارد و اعضای مذهب ، با میل و رغبت و تشخیص خود اینکار را انجام می دهند ، آنهم مبلغی که تعیین و محاسبه آن ، در اختیار خود شخص بوده و در نهایت مبلغ خمس ، نسبت به آنچه برای خود شخص باقی می ماند ، مبلغ فوق العاده ناچیزی است.

11 - افرادی که مازاد درآمد سال ندارند ، مادامی که در همین وضعیت هستند ، به وظیفه خود عمل کرده اند و خدا از آنان نیز راضی و خشنود است.

12 - خرج کردن پول در راه خدا امتحان مناسبی است ، چون مجانی طرفداری کردن آسان و پول دادن سخت است ، بنابر این بهترین راه شناخت مؤمن از غیر مؤمن ، خمس دادن است.

موارد اندکی از فلسفه خمس که بنظر این حقیر می رسید برای شما بیان شد.


نوشته شده در : دوشنبه 6 آذر 1391  توسط : mah .    نظرات() .

.


 
همزمان با اعلام نتائج انتخابات آمریکا، جریانات ضد انقلاب رقابت نفس گیری را برای انتشار پیام های تبریک به اوباما آغاز کرده اند.

به گزارش ندای انقلاب، همزمان با اعلام نتائج انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، جریانات ضد انقلاب رقابت نفس گیری را برای انتشار پیام های تبریک به اوباما آغاز کرده اند.

جمعی از عناصر حامی خاندان منحوس پهلوی که مدتی است در لوای «اتحاد جمهوریخواهان» مشغول به فعالیت هستند، در پیام تبریک خود خطاب به باراک اوباما نوشته اند« هیات سیاسی اجرایی اتحاد جمهوری خواهان ایران با خوشوقتی انتخاب مجدد شما به ریاست جمهوری ایالات متحدۀ امریکا را صمیمانه تبریک می گوید»

تنظیم کنندگان بیانیه مذکور در ادامه ضمن اشاره به سیاست های حمایتی دولت آمریکا از جریانات اپوزیسیون جمهوری اسلامی ایران، به ساکنان کاخ سفید یادآور شده اند که « انتخاب رئیس جمهور کشور شما تاثیر قابل ملاحظه ای بر وضعیت ایالات متحده و سراسر جهان دارد.»

کارشناسان مسائل سیایس معتقدند این اقدامات در راستای جلب نظر اوباما برای جذب کمک های مادی دولت آمریکا به گروهک های ضد انقلاب مقیم خارج از کشور صورت می گیرد.
 
+ نوشته شده در  شنبه 20 آبان1391ساعت 15:6  توسط narsis |  نظر بدهید

از سوی سازمانهای صهیونیستی صورت گرفت؛

سازمانهای بین المللی کابالا در کشورهای مسلمان همسایه اقدام به تاسیس مراکز آموزشی کرده‌اند تا با ایجاد شعبه‌های جدید در منطقه نفوذ کرده و با اغوا و جذب جوانان مسلمان به آموزه‌های کابالیستی، اهداف شوم خود را دنبال کنند.

kabbalah21
به گزارش موسسه راهبردی دیده‌بان، شعبات مادر این مراکز غالباً در انگلستان و ایالات متحده می‌باشند و مراکز آنها با اسرائیل نیز در ارتباط مستقیم می‌باشند. آنها در این مراکز دستبندهای قرمز به نشانه علامت کابالیست‌ها، جداول جادوگری کابالیستی و آب مقدس به قیمتهای گزاف به فروش می‌رسانند و بدین وسیله مردم را سرکیسه می‌کنند. مراکز آموزش کابالا در منطقه برنامه ویژه‌ای برای جذب ایرانیان به این فرقه جادوگری صهیونیستی در نظر گرفته‌اند و حتی دوره آموزشی به زبان فارسی برگزار می‌کنند.


کابالا، مجموعه‌ای از آموزه‌های جادوگری است که گفته می‌شود از روزگاران قدیم و از مصر باستان بر‌جا‌مانده است. این تعالیم جادویی تا قبل از قرن سیزدهم میلادی به شکل کاملاً مشخص تدوین نشده و بدین نام معروف نبود. استفاده برخی از اساتید فنون جادوئی از نام کابالا در قرن سیزدهم باعث شهرت این نام بر سلسله تعلیمات جادوئی فوق شد. هدف از این تمرینات، ورود به تالارهای به اصطلاح «آسمانی» عنوان می‌شود که با ریاضات خاص و استفاده از اذکار و اوراد پنهانی همراه است. کابالیست‌ها سعی در کنترل نیروهای طبیعی و کسب قدرت‌های فوق طبیعی دارند. مهمترین کتاب‌های کابالا «هیکالوت»، «زوهر» و اخیراً «تانیا» می‌باشند. آموزه‌های کابالا نقش مهمی در تشکیل جریان‌های تحت کنترل صهیونیزم مانند شیطان پرستی، فراماسونری و حتی برخی فرق خطرناک مسیحی-صهیونی داشته‌اند.

+ نوشته شده در  شنبه 20 آبان1391ساعت 13:38  توسط narsis |  نظر بدهید

بخش‌هایی از خاطرات یکی از فریب‌خوردگان مراکز آموزش کابالا که در منطقه نیز فعال هستند گوشه‌های تاریکی از نحوه آموزش در این مراکز را افشاء می‌کند.

kabbalah35
به گزارش موسسه راهبردی دیده‌بان، وی که مدت طولانی در این مراکز به یادگیری کابالا پرداخته، با انتشار خاطراتش به افشاگری در خصوص جادوی صهیونیستی کابالا پرداخته است.
وی در بخشی از خاطراتش پشت پرده این مراکز را چنین بازگو می‌کند: «مجبورم باورهای شیطانی‌شان را دوباره به یاد‌آورم و حتی دروغ‌ها و ادعاهای آنها را به یاد آورم که یادآوری آن بسیار تلخ است من دوست داشتم همه اینها را کیلومترها از ذهن و قلبم پاک کنم. تنها کاری که موسسات آموزش کابالا و کارکنان آنها انجام می‌دهند به وجود آوردن مشکلات ذهنی است.


بعد از آموختن پنج درس اول، برای ساعت‌ها بی‌اختیار در شب گریه کردم بدون اینکه بدانم چرا، آنها توضیح درستی در مورد این مسائل به من نمی‌دادند. آنها این حالت را که تحت تاثیر (جادوی) تمرینات انجام می‌شد را "دروازه اشک‌ها" می‌نامیدند. بعد از ساعت‌ها درس شما می‌دیدید که در دام آنها گیر افتادید. وقتی به گذشته نگاه می‌کنم این تجارب بسیار ترسناک بود با وجود آنکه در ابتدا تجربه جالبی به نظر می‌رسید. حتی احساس محبت و بخشش از طرف خالق می‌کردم کسی که می‌بایست مرا به "لذت محض" برساند. من احساس ضعف می‌کردم به بیان کابالا هنوز یک "خدا" نبودم. مسخره به نظر می‌رسد. 


من هرگز در اسرائیل نبودم اما با دیگر شاگردان در آنجا مرتبط بودم و از طریق ایمیل و تماشای تصاویر ارسالی و پیغام کوتاه با اعضاء موسسه در آنجا در تماس بودم. آیا می‌توانید ترس و وحشت کسی را تصور کنید که مجبور است در ساعت 3 صبح برای به اصطلاح «جذب کردن نور اصلاح‌گر» بیدار شود و اورادی را برای سه ساعت تمام بخواند که حتی نمی‌تواند بفهمد چیست. به امید این که روزی به «مقام خدایی» برسد!!!  نوشتارهایی که توسط کابالیست‌های ناشناس سال‌ها پیش نوشته شده است.


در حالی که هیچ توضیحی در مورد تمرینات، تعالیم و آنچه که باید بخوانی نمی‌دهند. هیچ پاسخی نمی‌شنوی مگر صحبت‌هایی که از دیگران می‌شنوی. همه سؤال‌ها با این جواب پاسخ داده می‌شود: "ایمان بالاتر از دلیل است"، اما ایمان به چه؟ ایمان به باوری که روسای کابالا برای من می‌سازند که من "خدا" خواهم شد. آنهم با خواندن مهملات؟ آنها در جواب می‌گفتند تشکیلات موجود است تا مغز تو را اصلاح کند.


پس از شب اول من مطالعه را ادامه دادم. در زمان‌های خاص تمرین گاهی مجبور بودیم که تصاویر را به صورت مستقیم از اسرائیل بببینیم و استادی صحبت می‌کرد این ارتباط مستقیم با اسرائیل مورد نیاز بود آنها به ما می‌گفتند این باعث کسب "نور بیشتر برای بازپروری" و "ارتباط همه نقاط قلب در یک زمان" می‌شود که از اهداف کابالا است. این سوال برای من مطرح بود که آیا خالق کیهان نیاز دارد که ما در یک ساعت بخصوص و به طور مستقیم تمرکز کنیم.


من هر روز می‌بایست به صدا‌ها گوش کنم، حتی در ‌حالی که به خواب می‌رفتم شبانه‌روز تلاش می‌کردم تا به اصطلاح به "تعادل ساختاری" برسم. در طی تمرینات احساس کردم از همه کس و همه چیز متنفر شده‌ام. حتی در نتیجه انجام تمرینات، همه چیز به شکل توهمی در ذهن و فکرم متصور می‌شد مثلاً وقتی شما از فیل صحبت می‌کردید تصویر‌ی عجیب، کج و معوج از فیل در ذهنم شکل می‌گرفت. من هرگز مشکل عقلی یا ذهنی نداشتم و حتی مشکلاتم بعد از جدا شدن و با مدتی زمان برای همیشه بر طرف شد. حالا فردی اجتماعی هستم بر‌خلاف زمانی که در حال یادگیری کابالا بودم و کاملا آشفته بودم هر کس دیگری هم این مشکلات را تجربه می‌کرد مانند من می‌شد.


کم‌کم وضع حتی بدتر هم شد تمام چیزی که می‌خواستم این بود که در قلب و ذهنم بتوانم از آنها دور شوم. در مقابل این همه هزینه مالی و جانی و فکری که متحمل شده بودم. در آن زمان از همه چیز تنفر داشتم حتی از این موضوع لذت می‌بردم. همه چیز را مانعی در برابر خدا شدنم می‌دیدم متوقف کردن ذهن و روان از اهداف ادعایی آنها در کابالا بود. وقتی که تو نمی‌توانی آنچه که واقعی است را از آنچه واقعی نیست تفکیک کنی، همه چیز غیر طبیعی می‌شود به همین خاطر بسیاری از افراد در جلسات تمرین غش می‌کنند که البته در کتاب‌ها صحبتی از این موضوع نمی‌کنند ولی کسی که در جلسات تمرین حضور دارد بسیار با آن روبرو می‌شود. ولی اجازه ضبط این تصاویر را نمی‌دهند.


در جلسات تمرین همیشه افراد بدبختی انتخاب می‌شوند که قربانی چنین آزمایشات وحشتناکی شوند. این بیچارگان فکر می‌کنند که به دنیای روحانی وارد شده‌اند. در کابالا تجربه روحانی وجود ندارد همش جهنم است. وعده خدا چیزی نیست جز "هویج جلوی الاغ". در کابالا اعتقاد بر این است که همه مردم بالاخره یک روز به درجه خدایی می‌رسند و اسرائیل در این مراکز همیشه مثل یک بت مورد پرستش قرار می‌گیرد. آنها می‌گفتند کسی که در این فرقه است در بالای هرم روحانی کیهان است.»


نوشته شده در : شنبه 20 آبان 1391  توسط : mah .    نظرات() .

.

 

 

اس ام اس تبریک ولادت امام هادی -ع

استفاده از خشونت توسط شاهان عباسی

در جریان حیات سیاسی این شاهان عباسی آنچه که دارای اهمیت فراوانتری است استفاده از سیاست خشونت برای استحکام بخشیدن به پایه‌های سلطنت خودشان است، براساس آن هر کسی را که مخالفشان بود، به ویژه امام کاظم(ع) از سر راهشان برداشتند اما سیاست خشونت، افکار عمومی را علیه عباسیان تحریک کرد مخصوصاً در قلمرو علوی‌ها و دوستداران بنی‌هاشم.

مامون وقتی وارث پدرش شد با دو مزاحم اصلی یکی برادرش امین و دیگری که مزاحم اصلی بود، امام رضا(ع)، روبرو شد ایشان رهبر علویان و سرآمد آنها به شمار می‌آمد.

مامون در رابطه با برادرش امین همان سیاست پدرش را در پیش گرفت. پدرش هارون برای اینکه بین دو فرزندش دعوا و اختلافی صورت نگیرد قلمرو حکومت اسلامی را که از غرب به روم، ایتالیای امروزی و از شرق به هندوستان و پاکستان منتهی می‌شد به دو بخش تقسیم کرد: غربی و شرقی؛ قسمت شرقی را به پایتختی مرو به مامون داد و قسمت غربی را به پایتختی بغداد به امین داد.

تغییر روش مأمون عباسی در سیاست مبارزه

مامون به خاطر جاه‌طلبی و قدرت‌طلبی فراوان علیه برادرش شورش کرد، او را کشت و در بغداد به عنوان شاه عباسی مستقر شد اما به دلیل وضعیت سخت به وجود آمده و بر سر کار آمدن با کودتا و برادرکشی افکار عمومی کاملاً علیه مامون بود و دیگر نمی‌توانست با دشمن دوم خود علی بن موسی الرضا علیه‌السلام همین کار را انجام دهد لذا از سیاست مبارزه سرد و به قول امروزی‌ها جنگ نرم استفاده کرد.

جنگ نرم امام‌رضا با مأمون و ادامه آن توسط امام جواد و امام هادی علیهم‌السلام

امام رضا(ع) در این موقعیت ترفند مامون را شناسایی کرده و به او به قول امروزی پاتک فرهنگی زد. لذا با تدّبر در سخنان امام رضا(ع) و مناظره‌هایشان با مخالفان، ملحدین، و اهل کتاب (یهودی و مسیحی) حتی اهل تسنن و عامه به این نتیجه می‌رسیم که امام رضا(ع) با ترفند مبارزه فرهنگی به جنگ نرم فرهنگی مامون رفته‌اند. البته این وضعیت، هم در زمان امام جواد(ع) و هم امام هادی(ع) حاکم بوده است.

پسینیان مامون عباسی یعنی معتصم و متوکل تا معتز و باقی آنها بدین نتیجه رسیدند که باید سیاست جنگ نرم را در پیش گرفته و گاهی اوقات خشونت‌های ناپیدایی را نیز انجام دهند تا بتوانند دشمنان خود را از بین ببرند.

بدین جهت دوران امام رضا(ع) و بعد از آنها دو فرزند امام رضا(ع) دوران ویژه‌ای در مرکز تاریخی تشیع به شمار می‌رود و شاید علت داده شدن لقب عالم آل محمد به امام رضا(ع) هم از اینجا نشئت گرفته باشد والا باقی امامان نیز عالم آل محمد(ص) هستند، همانگونه که امام علی(ع) می‌فرمایند: «سلونی قبل عن تفقدونی» بپرسید از من قبل از آنکه مرا از دست بدهید.

موقعیت‌های اجتماعی زمان امام رضا(ع) و بعد از آن به گونه‌ای بود که نیاز به یک حرکت علمی و یک خیزش و جهش علمی داشت، امام رضا(ع) پرچمدار این قضیه بوده و امام جواد(ع) و امام هادی(ع) ادامه دهنده این راه بوده‌اند.

امام هادی(ع) چگونه در یک پادگان نظامی به تبلیغ و ترویج دین پرداختند؟

در دوران امامت 33 ساله امام هادی(ع) یکی از بزرگترین ماموریت‌های ایشان، دفاع از فرهنگ اسلام ناب محمدی(ص) که همان تشیع و ولایت امام علی(ع) و اولاد طاهرین ایشان است بوده و حفاظت از سازمانی که در زمان امام علی(ع) درست شده بود.

در این زمان مبارزات بسیاری انجام شد و در کتاب‌هایی مانند مقاتل الطالبین و مروج الذهب هم آمده که در زمان امام هادی(ع)، 13 نفر از علویان علیه عباسیان شوریدند که اولین آنها ابراهیم طباطبا است و از شهدای فخ در مکه بوده است. اینها علیه ظلم شوریدند و امام هادی(ع) هم آنها را بگونه‌ای هدایت می‌کردند که علیه حکومت باشند و به همین دلیل امام هادی(ع) را از مدینه به بغداد و سپس به سامرا منتقل کردند.

سامرا در حقیقت یک شهرک و پادگان نظامی بود که نیروهای نظامی در آن خانه‌های سازمانی داشته و کاملاً تحت کنترل و مراقبت بودند ولی امام هادی(ع) به هر شکلی این امور را مدیریت کردند تا حکومت احساس امنیت و آرامش نکرده و از حوزه جنگ سخت وارد شوند.

ویژگی‌های امام هادی(ع) در حوزه جنگ نرم

در حوزه جنگ نرم دو ویژگی در امام هادی(ع) وجود دارد که می‌شود آنها را برجسته کرد؛

یکی تشکیل سازمان وکالت. امام هادی(ع) به خاطر اینکه حلقه‌های به هم پیوسته شیعی را در کل جهان اسلام؛ عراق، ایران، حجاز، یمن، مصر و جاهای مختلف بتوانند سازمان دهی کنند، 13 نفر از بزرگان را به عنوان نمایندگان و وکیلان تام‌الاختیار حضرت که اولینش ابراهیم بن محمد همدانی و آخرین آنها عثمان بن سعید عمری است، معرفی کردند. عمری از نواب خاصه امام عصر(عج) بوده و یکی از جایگاه‌های بسیار ارزنده امام هادی(ع) در حوزه سیاسی، اجتماعی همین تشکیل سازمان وکالت است.

یکی دیگر از کارهای بزرگ امام هادی(ع) در حوزه جنگ نرم، بحث احیای اسلام ناب محمدی(ص) است.

امام هادی با انشاء دو زیارت‌نامه، اسلام ناب محمدی را نمایش دادند

منتها امام، امکان این‌را که سخنرانی داشته باشند و به قول امروزی‌ها با سایتی، مجله‌ای، روزنامه‌ای و منبری که در اختیارشان بوده به تبلیغ دین بپردازد نداشتند، و تمام امکانات کاملاً در دولت محصور شده بود و امام علی النقی(ع) در قالب دو زیارت نامه، اسلام ناب محمدی (ع) را به نمایش گذاشتند.

دو زیارت نامه‌ای که امام هادی(ع) در آن به تبیین اسلام ناب محمدی(ص) پرداختند یکی زیارت جامعه کبیره و دومی زیارت غدیریه امیرالمومنین(ع) است که دارای اهمیت خاصی است. زیرا امام(ع) در آن به بیان معارف ناب نبوی و گلایه‌ها و شکوه‌ها و مظلومیت‌هایی که به اهل بیت(ع) به ویژه امام علی(ع)، فاطمه زهرا(س) و ماجرای غصب فدک پرداخته است.

زیارت‌نامه‌ غدیریه از آداب روز غدیر است و مضامین مهمی دارد

تنها درهمین زیارت‌نامه غدیریه است که ائمه اطهار(ع) به ماجرای غصب فدک و مظلومیت‌های مادر بزرگوارشان اشاره کرده‌اند که ما آن‌را در کتاب سبز غدیر، تحت عنوان آداب روز غدیر ذکر کرده‌‌ایم.

یادگار مهم دیگری که در حوزه فرهنگی از امام هادی(ع) بدست ما رسیده زیارت جامعه کبیره است.

مرحوم علامه مجلسی(ره) در کتاب شریف و گرانقدرشان یعنی بحارالانوار 15 زیارت جامعه نقل کرده‌اند و یکی از آنها همین زیارت جامعه کبیره معروفی است که موسی بن عبدالله نخعی از امام هادی(ع) نقل کرده است.

موسی بن عبدالله نخعی به امام هادی(ع) عرض می‌کند: ای امام(ع) به من یک سخن بلیغ و رسا بیاموز که اگر خواستم گفتگو کنم با شما و زیارت کنم شما را زیارتی داشته باشم کاملاً روشن.

حضرت امام علی النقی(ع) در پاسخ، این زیارات را با آدابش تعلیم می‌دهند.

دو راه برای اعتماد به احادیث امامان

* آیا سند زیارت جامعه کبیره معتبر است؟

ـ آنچه که درباره سند زیارت جامعه کبیره مهم است وجود 6 نفر راوی است که اکثریت آنها جزو افراد شناخته شده و افرادی هستند که اهل رجال آنها را توثیق کرده‌اند.

علما و فقهای بزرگوار گفته‌اند برای اعتماد به یک حدیث چندین راه وجود دارد:

راه اول این است که سند حدیث بررسی شود اگر افرادی که در سلسله سند هستند افراد معتبر و موثقی باشند انسان اعتماد پیدا می‌کند که این سخن، کلام امام است.

مرحوم شیخ صدوق(ره) در مقدمه کتاب «من لا یحضره الفقیه» آورده است که من هیچ حدیثی را نقل نکرده‌ام مگر بر اساس آن بتوانم فتوا بدهم یعنی روایاتی را نقل می‌کند که به صحت آن اعتماد و اعتقاد داشته باشد، یکی از روایاتی که ایشان به صحت آن معتقد بوده و آن‌را نقل کرده همین زیارت جامعه کبیره است.

همچنین اگر دقت کنیم دیگر بزرگان اهل حدیث مانند مرحوم شیخ طوسی و دیگران در کتابهای خود از بزرگان اهل حدیث این‌را نقل کرده‌اند و این نشان دهنده آن است که یک اعتقادی نسبت به این زیارت بوده و یک اتکایی به این حدیث وجود دارد که مقبول علما قرار گرفته و این خود یک راه است.

راه دوم که بالاتر از راه اول است، راه متن‌پژوهی است.

به نقل از بزرگان آمده برای اینکه اطمینان پیدا کنیم این حدیث از امام(ع) صادر شده است یا نه اگر ما متن را بررسی کردیم و دیدیم محتوایی که در متن آمده سخن غیر معصوم نیست، به این نتیجه می‌رسیم که کلام معصوم است.

البته این تشخیص قهراً کار هر کسی نیست مگر اینکه 40 - 50 سال با مکتب اهل‌بیت(ع) انس گرفته باشد و بداند امام چگونه صحبت می‌کند، سبک گفتار امامان چیست و سبک آنها را بداند، هر جا سخنی را می‌بیند می‌داند این سبک امام (ع) است وغیر او نیست. مثل اینکه بلا تشبیه، نثر شیوا نویسی را می‌داند مثلاً نثر بدیع‌الزمان فروزانفر را و در جایی دیگر اثری می‌بیند که در لابلایش حرف‌ها و نوشته‌هایی وجود دارد که با سبک و نثر نویسنده سازگاری ندارد، آدم می‌فهمد که این قلم از جایی دیگر آمده و سبک، سبک مثلاً مرحوم فروزانفر است.

بنابراین در متن پژوهی می‌توان به این عنوان اتکا کرد و بزرگانی مثل مجلسی پدر و پسر (محمدتقی و محمدباقر) اظهار کرده‌اند که این زیارت از منتهی مرتبه معرفت و عرفان و معرفت حق الهی است.

از نظر متن پژوهی هم ثابت شده که تکه تکه فرازهایی که در زیارت جامعه کبیره آمده مستندات قرآنی دارد و از دیگر روایاتی که اعتبار آنها و نسبت آنها به ائمه اطهار(ع) و پیامبر بزرگوار ثابت شده مستندتر است.

پس زیارت جامعه کبیره از نظر سند، مقبول و مورد اعتماد است و از نظر محتوا متن محکم و قویمی دارد که مطمئناً به وسیله امام صادر شده است از این رو بهتر است نامش را منشور شیعه بگذاریم.

چرا قبل از خواندن زیارت جامعه، تکبیر (الله اکبر) می‌گوییم

در آداب زیارت جامعه کبیره، تکبیراتی آمده که چهار عامل می‌تواند داشته باشد:

1) آمادگی روحی برای برقراری ارتباط با نور بزرگی مثل امام(ع).

اگر کسی بخواهد به مرقد نورانی امام(ع) وارد شود باید آمادگی پیدا کند همانطور که اگر بخواهد نزد بزرگی مثل مرجع تقلید یا عالمی ربانی یا رئیس جمهوری برود بدون آمادگی وارد نمی‌شود حالا که می‌خواهیم در محضر نماینده خدا و روح الهی قرار بگیریم نیاز به آمادگی داریم.

2) آگاهی از عظمت الهی که در امامان تجلی یافته است.

وقتی می گوییم «الله اکبر» بزرگی، عظمت و غیر قابل وصف بودن خداوند را به ذهن بیاوریم و آن موقع ادامه بزرگی خدا را می‌توانیم در حضور امام(ع) و روح امام(ع) ببینیم.

3) کنار زدن حجاب‌ها و حضور در محضر نورانی امام(ع)

روزی بالای سر مرقد امام رضا(ع) بودم دیدم جوانی با حالتی آمد پیش من که حاج آقا من چقدر بدبختم! چقدر بیچاره‌ام! گفتم: چی شده؟ گفت: سه روز هست در مشهدم اما نتونسته‌ام امام رضا (ع) را زیارت کنم.

گفتم: مگه کجا بودی؟ گفت: حاج آقا همین جا بودم ولی سه روز هست هر کاری کردم دستم به ضریح نرسید.

این اشتباه است که انسان فکر کند معاذالله امام رضا(ع) داخل این ضریح و قفس آهنی است و اگر دستش به این قفس برسد یعنی دستش به امام رسیده و اگر نرسید یعنی دستش به امام نرسیده است. 

این «الله‌ اکبر»ها وسیله‌ای است که باعث می‌شود حجاب‌ها از قلب انسان کنار برود و بتواند با امام(ع) دیدار کند.

4) یک عنصر دیگر که می‌توان نام برد پرهیز از شرک و نسبت دادن آن به امامان(ع) است.

همه فضایل و کمالاتی که برای امامان قائل می‌شویم همه عنوان مظهریت کامل مطلق است که آن‌را با یک تکبیر شروع می‌کنیم و با اعتقاد به عظمیت، خالقیت و ربوبیت حضرت حق، معلوم می‌شود که این امام و این بزرگی که برای زیارتشان شرفیاب می‌شویم به عنوان یک ولی و مظهری از مظاهر آن قادر مطلق و کمال مطلق است.

* محور‌های اساسی متن زیارت جامعه کبیره چیست؟

ـ به طور خلاصه درباره متن زیارت عرض می‌کنم که متن دارای سه اصل است؛

یکی در بیان اندیشه‌ها و جهان بینی اسلام ناب محمدی(ع)، دومی ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها در اسلام ناب نبوی(ص) و سومی بایدها و نبایدهای فقهی و حقوقی در اسلام ناب محمدی(ع)

امامان مظهر کمالات خداوند هستند

تمام بحث‌های ربوبیت، خالقیت، توحید، ولایت، عبودیت و حقانیت حضرت حق نهایتاً تنفیذ شده به امامان(ع) و امامان مظهر آنها هستند.

بدون امامت، توحید هم توحید حقیقی نیست

نقطه برجسته و امتیاز شیعه، بحث امامت است که مکمل بحث توحید و نبوت است. همانطور که در احادیث بسیاری مثل حدیث نورانی سلسلة الذهب از امام رضا(ع) آمده «کلمة لا اله ‌الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی» و بعد از آن امام(ع) فرمودند:«بشرطها و انا من شروطها» اگر امامت نباشد توحید هم توحیدی واقعی نیست.

امامان دارای قدرت‌های الهی‌اند اما هیچ‌کدام قدرت ذاتی ندارند

* عده‌ای زیارت جامعه را به شیعیان غالی نسبت می‌دهند. نظر شما چیست؟

ـ در رابطه با شبهه‌ای که وجود دارد و بعضی آن‌را مطرح می‌کنند مبنی بر اینکه نوعی غلو و مبالغه در زیارت جامعه کبیره وجود دارد و کمالاتی را برای امامان مطرح می‌کند که حاکی از گزافه گویی‌های شیعیان و طرفداران آنهاست.

امامان در احادیث بسیاری غلو را نهی کرده‌اند و مرز آنرا برای ما مشخص ساخته‌اند و فرموده‌اند: ما را خدا ندانید، ما را نپرستید، ما را معبود ندانید و بعد از آن هرچه می‌خواهید درباره ما بگویید

یعنی هر آنچه که ما داریم از خداست و هر آنچه که خدا به ما داده همان‌هایی است که خودش دارد و به ما داده است.

امامان دارای قدرت الهی و علم الهی هستند اما این علم را خودشان به دست نیاورده‌اند، ذاتی نیست و از طرف خداوند به آنها اعطا شده است. بنابراین هیچ گونه غلوی در کار نیست اما آنها که نمی‌دانند و با مکتب شیعه آشنا نیستند یا اهداف و اغراض خاصی دارند، می‌گویند غلو است.

امامان آئینه‌داران حضرت حق هستند. آئینه از خودش چیزی ندارد آئینه فقط نشان دهنده دارندگی آن کسی است که چهره‌اش در آئینه افتاده است.

یکی از این آقایان که این مساله را مطرح کرده، درباره برخی شعرا، غلوّهای عجیبی دارد. معلوم می‌شود هدف، چیز دیگری است.

 

معرفت به حق امام یعنی چه؟

* عمدتاً چیزی که بعد از هر زیارت به ذهن انسان خطور می‌کند این است که آیا زیارتش قبول شده یا نه؟ از کجا می‌شود فهمید؟

ـ قبولی زیارت، مشروط به یک عنوان شده و آن زیارت «عارفا بِحَقه» است. انسان، حقِ معصوم را بشناسد.

اینکه معرفت به حق ائمه چیست، از امام صادق(ع) سوال کردند شما که می‌فرمایید عارف به حق معصوم باشد، با معرفت باشد، معرفت یعنی چه؟ حضرت فرمودند: یعنی اینکه بداند امام(ع) واجب‌الطاعه است. باید از او اطاعت شود. همچنین در سخنان امام علی(ع) در نهج البلاغه هم آمده که اگر شما امامت مرا قبول می‌کنید این بیعتی را که به من داده‌اید نشکنید و پایش بایستید و هر جا که شما را خواستم اطاعت کنید.

 


 

هفته گذشته بود که 26 دختر دانش آموز اهل شهرستان بروجن در مسیر بازگشت از منطقه راهیان نور جان خود را بر اثر واژگون شدن اتوبوس از دست دادن و این سوژه ای شد که گروهی چه در خارج و در داخل آن را به پای جمهوری اسلامی نوشتند.

 
به گزارش خبرنامه دانشجویان ایران، هفته نامه دوم خردادی "امید جوان" در این هفته از شماره خود با تیتر اول این هفته نامه با عنوان "اعزام های اجباری دانش آموزان را متوقف کنید" با عقده گشایی تمام به استقبال  این موضوع رفته است.
 
 
این هفته نامه در ابتدای این گزارش با مظلوم نمایی تمام، اعزام های دانش آموزان به مناطق راهیان نور، آن را بالاجبار و تنها بخاطر کسب 10 نمره عملی دروس آمادگی دفاعی دانسته است و می نویسد: بچه هایی که در اکثر آنها به اجبار و تنها به خاطر کسب 10نمره عملی واحد درسی آمادگی دفاعی باید از شهر و زادگان خود در بروجن و خوزستان می رفتند؛ نیم روزی حرکت کردند و شب هنگام رسیدند ... و بچه های مردم دور از خانه و در تاریکی شب به کام مرگ رفتند و قطعه قطعه شدند.
 
"امید جوان" در جایی دیگر از این گزارش خروجی اردوهای راهیان نور را در دو واژه «مرگ» و «اجبار» توصیف می‌کند و با زیر سوال بردن بعد محتوایی و معنوی این اردو ها، می نویسد: اما نمی خواهیم از «اردو» ها بگویم. بطور مشخص تاکید بر دو واژه است، یکی "مرگ" و دیگری "اجبار". مرگ 23 دانش آموز دختر که با اجبار -  بله به اجبار – از این که عده ای دختر محصل را با اکید بر 10 نمره درسی دو واحد عملی به ماطق عملیت جنگی سابق اعزام و از این اتفاق به مثابه یک تحول فکری و معنوی بهره برداری کنیم. حاصل این تحول اما 7 حادثه و 77 کشته در سال های اخیر است.
 
استفاده از واژه «اجبار»، ادبیاتی است که در یک هفته گذشته در رسانه های ضد انقلاب  در این مدت فضا سازی زیادی علیه نظام مطرح کرده اند، این در حالی است  پدر یکی از دانش آموزان حادثه دیده به نام "مریم باباخانیان" که بدحال ترین مجروح حادثه دیده کاروان راهیان نور است و هم اکنون در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان گلستان اهواز بستری است، درباره این اردو می گوید: من برای رسانه‌ها و رادیوهای بیگانه پیام دادم و امیدوارم آنها این پیام را منتشر کنند، آنها باید بدانند که ما از خط شهدا خارج نمی‌شویم و پشتیبان نظام و مملکت هستیم؛ بچه‌های ما برای نمره به اردوی راهیان نور نرفتند، آنها با میل و اشتیاق رفتند و در حال برگشت از خوزستان بودند که این سانحه به وجود آمد و قبل از آمدنشان هم دخترم مریم مرتب تلفنی با من در تماس بود و خیلی خوشحال و راضی بود. دخترم به من می‌گفت که در سرزمین‌های دفاع مقدس حال خوشی داشته و خیلی راضی بود و او به شهدا علاقه زیادی داشت.  
 
اما یکی دیگر از نکات این گزارش آنجایی است که نگارنده این مطلب هدف از حضور دختران در اردوهای راهیان نور را تنها "مادر شدن" و " همسر خوب بودن" و محدودیت برای دانش آموزان دختر عنوان می‌کند: "اعزام دختران دانش آموزش مقطع متوسطه به مناطق جنگی در حالی است که محدودیت هایی برای دانش آموزان و دانشجویان دخار اعمال می شود و انگار اراده ای به این امر تعلق گرفته که دختران بیش از ایفای نقش های اجتماعی به مادر شدن و همسر خوب بودن و فرزند پروری در آینده بیاندیشند."
 
اما در این میان سردار سلیمانی دبیر قرارگاه مرکزی راهیان نور در کشور قضاوت های غلط و جوسازی‌های عجولانه رسانه‌های بیگانه و انتشار آن توسط برخی افراد را رد کرده و درباره اعزام دانش آموزان به راهیان نور می گوید: این اردوها به صورت کاملا داوطلبانه بوده و بر اساس یک فرایند کاملا قانونی بر اساس تفاهم نامه و ابلاغیه مشترک وزارت آموزش و پرورش و بسیج برگزار می شود و کلیه دانش آموزان با رضایت نامه والدین حضور می یابند لذا اجباری بودن آن گفتاری دروغ و بیانی بی اساس و ناجوانمردانه است.
 
وی با اشاره به اعزام سالانه بیش از ده میلیون نفر در اردوهای راهیان نور، سازندگی، علمی، زیارتی، سیاحتی و رزمی بسیج اظهار داشت: با توجه به شرکت بالای جوانان و نوجوانان در این اردوها ضوابط بسیار سختگیرانه ای در خصوص سلامت افراد و ایمنی کاروان ها ابلاغ شده و به صورت دقیق اجرا و نظارت می‌شود که در خصوص اردوی راهیان نور دانش آموزی نیز دستورالعملی 29 صفحه ای با پیوست 21 صفحه ای مربوط به اقدامات ایمنی اجرا می شود.
 
اما اوج تحلیل این هفته نامه در پایان آن رقم می خورد، "امید جوان" در بند پایانی این گزارش با طرح مطلبی درباره پل عابر پیاده و کشته شدگان عابرین عرض اوتوبان و ارتباط آن با این حادثه  خواستار توقف این اردوی معنوی شد: "مرگ سه چهار عابر هنگام گذز از عرض یک بزرگراه برای این که شهرداری پل عابر پیاده نصب کند کفایت کرده است؛ مرگ 77نفر در 7 حادثه و سانحه در راه اعزام های اجباری محصلان و دانشجویان به این گونه اردوها آیا برای توقف این کار کافی نیست؟"
 
زیر سوال بردن این اردوها در حالی است که پیش از این مجتبی رحماندوست، نماینده مردم تهران با اشاره به هجمه‌های صورت گرفته علیه سفر راهیان نور اظهار داشت: بر طبق تجارب به دست آمده سفر راهیان نور بالاترین ظرفیت انسان سازی است، به همین دلیل هجمه به این سفر نورانی به هیچ وجه قابل قبول نیست.
 
اردوی راهیان نور دانش آموزی که به عنوان جایگزینی اختیاری برای درس آمادگی دفاعی طراحی شده است، یکی از بهترین برنامه‌های آموزشی – فرهنگی است که این سال‌ها در راستای تربیت مبتنی بر اهداف انقلاب اسلامی، در مدارس کشور به اجرا در می‌آید. که هر سال با وجود ظرفیت محدود، درخواست‌های گسترده‌ای برای حضور و شرکت در آن وجود دارد و خانواده‌ها تمایل فراوانی برای حضور فرزندانشان در مناطق عملیاتی دفاع مقدس و آشنایی نزدیک با فضای معنوی دفاع مقدس دارند. این اردو به دلیل فضای خاص خود همواره تاثیرات بسیار مثبتی بر دانش‌آموزان دارد و ضمن بازخوانی تاریخ کشور برای جوانان، زمینه را برای یک بازسازی شخصیتی نیز فراهم می‌کند. 
 
با این حال، حادثه تلخ اخیر سبب شده تا برخی از جریانات رسانه‌ای به دنبال زیرسوال بردن اساس این سفر معنوی به بهانه این حادثه دلخراش باشند. حادثه‌ی دلخراشی که پیش از این نیز نمونه‌های مشابه آن به دلیل عدم رعایت قانون از سوی رانندگان، عدم نظارت کافی بر سیستم فنی خودروها و همچنین غیراستاندارد بودن برخی از جاده‌های کشور، در اردوهای مختلف دانش‌آموزی مسبوق به سابقه بوده است.
 
اما به نظر می‌رسد نقش بسیار مهم و غیرقابل انکار اردوی راهیان نور در تربیت نسل جوان کشور و بازیابی فطرت پاک آنان سبب شده است، تا سانحه دلخراش بوجود آمده برای دختران بروجنی، به بهانه‌ای برای حمله ضد انقلاب و همسویان آنان در داخل کشور به این اردوها تبدیل شود. و این در حالی است که اکثر شرکت کنندگان در این اردو بر تغییر رویکرد فکری خود نسبت به انقلاب اسلامی و فضای مظلوم دفاع مقدس و شهدا و همچنین تقویت پایه اعتقادی و دینی خود تاکید کرده‌اند؛ ماجرایی که به نظر می‌رسد دلیل اصلی تلاش ضدانقلاب برای به تعطیلی کشیدن این برنامه فرهنگی – تربیتی است.
 
 

گروه فرهنگی: هنگامی که پرویز صیاد - کمدین معروف سال‌های پیش از انقلاب که با سری فیلم‌های «صمد» معروف شد- فیلم «صمد در راه اژدها»  را  در سال 56 با موضوع تاثیر پذیری بالای مردم ایران از فیلم‌های رزمی شرق آسیا ساخت، شاید کسی فکر نمی‌کرد که با گذشت بیش از سی سال و  با وقوع اتفاقات عظیمی همچون انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی که تاثیرات فرهنگی عمیقی بر جامعه‌ی ایرانی به جا گذاشتند، همچنان سریال‌ها و فیلم‌های شرق آسیا با وجود رقبای قدرتمندی همچون هالیوود و بالیوود، با استقبال مردم ایران مواجه شوند.

به گزارش رجانیوز، تاثیر سریال‌های شرقی گاه به حدی زیاد بوده است که برخی از تولیدکننده‌های کالاهای ایرانی (به خصوص تولید‌کننده‌های پوشاک و لوازم التحریر) برای فروش بیشتر، از تصاویر قهرمانان این سریال‌ها‌ روی کالاهایشان استفاده می‌کنند و کودکان ایرانی، کتاب‌ و دفترهای درسی خود را با برچسب‌های مربوط به این سریال‌ها تزئین می‌کنند. حتی در بعضی از موارد، آش چنان شور می‌شود که این سریال‌ها رئیس رسانه‌ی ملی را هم به وجد می‌آورند تا آنجا که وی پخش یکی از همین مجموعه‌های شرقی را دردوره‌ی ریاست خود، از افتخاراتش می‌شمارد! 

در باب استقبال از این سریال‌ها می‌توان ساعت‌ها صحبت کرد و مصادیق عجیبی از آن را که بیشتر مناسب انتشار در صفحه‌ی حوادث هستند، روی کاغذ آورد؛ از جمله خودکشی جوان یاسوجی به علت علاقه به سوسانو و یا مرگ یک کودک چهار ساله به علت تعجیل اعضای خانوادهاش برای تماشای سریال جومونگ. این روزها هم كه سریال كره‌ای «دونگ‌یی» به پرمخاطب‌ترین سریال رسانه‌ی ملی تبدیل شده است و بیشتر از تمام مجموعه‌های وطنی، توانسته است مخاطبین را جذب تلویزیون كند. اما به راستی راز موفقیت طولانی مدت سریال‌ها و فیلم‌های شرقی در همه‌ی این سالها در چه چیزی است؟ 
 
تا به حال شاید مقالات زیادی در مورد این سریال‌ها نوشته شده باشد که در هر یک به نوعی به بخشی از دلایل این استقبال عجیب و غریب ایرانیان از این محصولات شرقی اشاره شده است. عده‌ای قرابت‌های فرهنگی و حضور مولفه‌های شرقی و برخی رویکردهای اخلاقی را در این استقبال، بسیار موثر می‌دانند و در این باب، سهم بالایی برای این موضوع قائلند. اما در مقابل، عده‌ای دیگر معتقدند که این موضوع نمی‌تواند عامل اصلی این استقبال باشد؛ چرا که ما با بسیاری از کشورهای دور و اطراف- همچون کشورهای عربی و مسلمان منطقه مانند سوریه و ترکیه- به مراتب از لحاظ فرهنگی اشتراکات بیشتری داریم تا کشورهای شرق آسیایی، اما به جز برخی مقاطع خاص و کوتاه،  هیچ گاه سریال‌های سوریه‌ای یا مصری و یا ترکیه‌ای نتوانسته‌اند میزان موفقیت سریال‌های شرقی را تکرار کنند.
 
از سوی دیگر آمارها نشان می‌دهد که سریال های کره‌ای در سالهای اخیر تا شبکه‌های امریکایی و انگلیسی هم پیشروی کرده‌اند و در آنجا نیز با استقبال روبرو شده‌اند که این موضوع خود نشانگر آن است که قرابت فرهنگی نمی‌تواند تنها علت استقبال از این سریال‌ها باشد؛ و اگرنه چه قرابتی بین فرهنگ سرد و بی‌روح آمریکایی و انگلیسی با فرهنگ احساسی و شرقی کره و ژاپن وجود دارد؟ پس باید به دنبال علت دیگری باشیم تا به راز موفقیت این سریال‌ها برسیم.
از طرفی، به هیچ وجه نمی‌توان پذیرفت که این استقبال جهانی، ریشه در ارزش‌های فنی این سریال‌ها داشته باشد. چرا که هر مخاطب نیمه حرفه‌ای نیز می‌داند که سریال‌های شرقی و به خصوص سریال‌های کره‌ای که این روزها بازارشان به شدت گرم است، از لحاظ فنی و ارزش های تصویری، هیچ حرفی برای گفتن ندارند. چنانكه نه خبری از حركت دوربین حرفه‌ای می‌بینیم و نه بازی‌های قوی و یا صحنه‌های اكشن و بیگ پروداكشن جذاب.
 
داشتن یک داستان یک خطی و سرراست، استفاده از دکورهای تقریبا عظیم، منظره‌های زیبا، رنگ‌های دلنوازی که در قالب لباس‌های خوش بافت کاراکترهای سریال خودنمایی می‌کنند و استفاده از فرهنگ بومی کره در کنار بهره‌گیری از مولفه‌های جذابی همچون غذاهای کره‌ای، از دیگر دلایل موفقیت این سریال‌ها به شمار می‌آید که تا به حال در مقالات متعددی به آن پرداخت شده است. اما همه‌ی دلایل بالا را می‌توان در سریال‌های دیگر کشورها و دیگر نواحی به صورت کاملتر و حرفه‌ای‌تر یافت، پس چرا این سریال‌ها از موهبت استقبال دائمی مخاطب شرقی و حتی غربی بهره‌مند هستند؟
 
به زعم نگارنده، آنچه در این سریال‌ها بیش ازهر چیز دیگری موجبات موفقیت و جذب مخاطب انبوه را فراهم آورده است، همانا استفاده از تم پیشرفت در فیلمنامه ‌نویسی و طراحی اولیه‌ی قصه‌های این سریال‌هاست. اگر بخواهیم تعریفی از فیلمنامه‌هایی با تم پیشرفت ارائه دهیم، باید بگوییم که همانطور که از نام آن مشخص است، این فیلمنامه‌ها طرح اولیه‌ای با موضوع پیشرفت یک انسان و تلاش او در راه رسیدن به یک هدف متعالی دارند. طبق قواعد کلاسیک این فیلمنامه‌ها، قهرمان قصه کسی است که موفق می‌شود از مدارج پایین اجتماع ( همچون بردگی و فقر شدید) به  مقامات عالیه‌ی جامعه‌اش برسد و در این راه، همیشه سختیهای طاقت فرسایی هم متحمل می‌شود.
 
 بدین ترتیب مخاطب با قهرمان قصه گام به گام جلو ‌می‌رود و از آنجا که نیاز به پیشرفت در همه‌ی انسان‌ها به وفور یافت می شود، مخاطب با شخصیت‌های قصه به شدت همذات پنداری می‌کند؛ به نحوی که در سختی‌هایش اشک می‌ریزد و با موفقیت او هیجان زده می‌شود. اینگونه است که مخاطب برای رسیدن قهرمان قصه به هدف نهایی‌اش، لحظه‌شماری کرده و تعدد قسمت‌های سریال او را خسته نمی‌کند.
 
این همان چیزیست که ردپای آن در تمام سریال‌های شرقی موفق در ایران و البته سایر نقاط جهان به وضوح مشاهده می شود. از «سالهای دور از خانه» و «جنگجویان کوهستان» سالهای پیشین گرفته تا «جواهری در قصر» و «افسانه‌ی جومونگ» و «دونگ‌یی» ، همه و همه داستان پیشرفت پر دردسر یک انسان را به تصویر کشیدند. یکی قهرمانش را به جنگ نابرابر‌ی‌های جامعه و فقر می‌فرستد و دیگری، توسعه‌ی یک امپراتوری را به عنوان هدف قهرمان سریال خود تعیین می‌کند. تلاش پسر دست و پا چلفتی پادشاه برای رسیدن به حکومت سرزمین تحت سیطره‌ی پدرش به منظور گسترش عدالت و احیای امپراتوری درخشان از دست رفته، طی کردن مدارج موفقیت در دربار پر از دسیسه و نیرنگ امپراتور توسط یک دختر با استعداد و نهایتا رسیدن به مقام پزشک مخصوص دربار، موفقیت های پله‌پله‌ی یک شخص فرودست در تجارت و یا سیر صعودی یک کودک یتیم از بردگی تا رسیدن به لقب امپراتوری دریا، نمونه‌های دیگری از طرح های اولیه‌ی برخی از مشهورترین سریال های کره‌ای هستند که در سالهای اخیر، در ایران و سایر نقاط دنیا به شدت موفق بوده‌اند.
 
 همانطور که مشاهده می‌شود در همه‌ی این سریال‌ها، تم پیشرفت بسیار پررنگ است و مولفه‌های گفته شده مو به مو در آنها رعایت شده‌اند. چنان که در همه‌ی این سریال‌ها نقش این قهرمان در حال پیشرفت، به شدت پررنگ است؛ تا آنجا که عموما مخاطب این سریال‌ها را با نام همین قهرمانش می‌شناسد. «سالهای دور از خانه» را «اوشین» می‌خواند و «جنگجویان کوهستان» را «لین چان»، به جای «جواهری در قصر» می‌گوید یانگوم و «امپراتور بادها» را با عنوان «جومونگ دو» می‌شناسد. قهرمان‌هایی که باورپذیرند و در راه رسیدن به هدفشان از همه چیز می گذرند. و کیست که نداند که این قهرمانان اصلی‌ترین رکن موفقیت این سریال‌ها هستند. همان قهرمان‌هایی که پیش از این در «گنج قارون» با همین تم پیشرفت گیشه‌ها را فتح می کردند و این روزها...
 
این روزها به وفور شاهد سریالهای ایرانی‌ای هستیم که در آن زندگی آرام یک خانواده یا دوستی مستحکم دو برادر یا دو دوست به تصویر کشیده می‌شود که به زودی و طی ماجراهایی این زندگی آرام یا دوستی قدیمی در آستانه‌ی فروپاشی قرار می‌گیرد و از اینجا به بعد، مخاطب باید در آرزوی برگشتن اوضاع به منوال قبلی باشد و برای رسیدن به وضعیت ابتدایی کاراکترها لحظه شماری کند. بی آنکه خبری از پیشرفت باشد، شما باید مدام پسرفت‌ کاراکترها را مشاهده کنید و لذت ببرید! در نهایت هم امیدوار باشید که با الطاف غیبی و آسمان ریسمان‌ کردن‌های کلیشه‌ای نویسنده و کارگردان همه چیز به روزهای خوش ابتدایی بازگردد.
 
و این یعنی حرکت از صفر به منفی و بازگشت از منفی به صفر! بدیهی است که در هیچ جای دنیا به چنین حرکتی پیشرفت گفته نمی‌شود و اینجاست که مخاطب ایرانی، به دنبال حس پیشرفت گمشده‌اش، به سراغ قهرمانان شرقی اخلاق مدار می‌رود و با پیشرفت آنها امیدوار می‌گردد و حس تازه ای به او دست می‌دهد. حسی که سریال‌های داخلی از او گرفته‌اند. سریال هایی که قهرمان ندارند. سریال‌هایی که پر از ضد قهرمانند. سریال‌هایی پر از شخصیت‌های خاکستری. سریال‌هایی که برای جامعه مفید نیستند، چون جامعه را به پیشرفت امیدوار نمی‌کنند. 
 
نكته‌ی آخر آنكه خبره‌ترین کارشناس فرهنگی جامعه هم، مدتی پیش خواستار قهرمان پروری در مجموعه های نمایشی شدند. آنجا که در دیدار با هنرمندان صداوسیما، (12 تیرماه 89) رهبر معظم انقلاب صحبت از لزوم قهرمان‌پروری در سریال‌های نمایشی کردند... راستی گوش شنوایی هست؟


نوشته شده در : دوشنبه 8 آبان 1391  توسط : mah .    نظرات() .