تبلیغات
9 دی، حماسه ملت ایران - .

امروز:

.

 

 

خبرگزاری فارس: در حالی‌که تنها چند روز از کشف 3 گور جمعی در اردوگاه گروهک تروریستی منافقین موسوم به "اشرف" می‌گذرد، مقامات عراقی از احتمال وجود گورها و زندان‌های سری دیگر در این اردوگاه خبر دادند.

خبرگزاری فارس: احتمال وجود گورهای جمعی دیگر در اردوگاه اشرف عراق

مرصاد به نقل از فارس به نقل از پایگاه خبری نهرین، پس از کشف 3 گور جمعی در اردوگاه گروهک تروریستی منافقین موسوم به "اشرف"، مقامات عراقی تاکید کردند که ممکن است، گورها و زندان‌های سری دیگری نیز در این اردوگاه یافت شوند.

این گورهای جمعی همزمان با انتقال عناصر گروهک تروریستی منافقین از اردوگاه اشرف به بازداشتگاه "کروپر" در نزدیکی فرودگاه بغداد و ورود نیروهای امنیتی به بخش‌های مختلف این اردوگاه کشف شدند.

مردم شهر الخالص تاکید کردند که اجساد کشف شده در این گورها متعلق به شماری از کشاورزان عراقی و مخالفان رژیم صدام حسین، دیکتاتور معدوم عراق است.

"عدنان السراج"، عضو ائتلاف اتحاد ملی پارلمان عراق در این‌باره گفت: پیش‌بینی می‌شد که با خروج عناصر این گروهک، بسیاری از اسرار این اردوگاه بر ملا شود و کشف این گورهای دسته جمعی را می‌توان بخشی از اقدامات جنایت‌بار این گروهک ارزیابی کرد.

وی گفت: به نظر می‌رسد که در این اردوگاه چندین زندان سری و گور دسته جمعی نیز وجود داشته باشد.

از سوی دیگر مرکز پلیس استان "دیاله" فاش کرد، حکم بازداشت شماری از مسئولان گروهک تروریستی منافقین را از پلیس بین الملل دریافت کرده و پلیس بین الملل آنها را به ارتکاب جنایت‌های قتل و آدم ربایی متهم کرده است.

قوه قضاییه عراق پس از تخلیه اردوگاه اشرف با صدور حکمی اراضی این اردوگاه را به کشاورزان صاحب این اراضی در شهر الخالص بازگرداند.


یکشنبه 28 اسفند1390 narsis
نظر بدهید
 

مرصاد به نقل از صراط: سید باقر نبوی: «قلاده های طلا» را می‌شود به درستی فیلمی رستگار شده نامید. فیلم می‌توانست در حد یک فیلم سفارشی بماند با انبوه حرف‌های بی‌ربط به هم که یک اثر منسجم و استوار نمی‌سازند، اما فیلم از این وسوسه- بیان ابعاد زیاد و متنوع درباره‌ی حوادث سیاسی سال 88 - رستگار می‌شود و قصه‌ی خود را پیراسته و منزه، تا آنجا که می‌تواند بدون حاشیه‌های اضافی می‌گوید و تا پایان می‌رساند.

فیلم می‌توانست این همه صراحت سیاسی در اشاره‌ی مستقیم به حوادث نداشته باشد و محافظه کار، مانند فیلم‌های پاستوریزه‌ی روشن‌فکری باقی بماند. اما همان‌قدر که بی پرده و صریح رو به سیاست دارد، موضع خود را نیز واضح می‌کند. و این هیچ نیست مگر یقین و باوری که فیلم‌ساز پشت سر خود دارد و همان باور، فیلم را نجات می‌بخشد.

ابوالقاسم طالبی مطمئن است و بیمی ندارد، باج نمی دهد، نه به خودی نه به بیگانه! فیلم سنگ‌های خود را بی تعارف وا می‌کند و به هیچ کس و هیچ گروهی بده‌کار نیست. تنها برای لحظه‌ای این موضع مستقل و کم نظیر فیلم را مقایسه کنید با فیلم‌هایی که از موضع علیه نظام و فرهنگ دینی و ملی ما عمل می‌کنند و در همان حال به مذهب و ملیت و ... باج می‌دهند، به هردلیل؛ برای جذب سرمایه یا برای ادامه‌ی حیات.

«قلاده‌های طلا» فیلم درستی است. پست و بلندی‌اش به‌جاست. کمتر صحنه‌ای بیرون می‌زند، چه به خاطر بازی بد، دیالوگ نابه‌جا، اضافه گویی یا سهل انگاری در قصه و یا برداشت‌های سیاست زده از موضوع. به رغم اینکه جاهایی دچار این مسائل هم می‌شود، کلیت فیلم یک اکشن سیاسی جذاب و آبرومند از کار در می‌آید که از برخی جهات بی تردید، تجربه‌ی بی‌رقیبی در سینمای ایران است.

فیلم آن‌قدر می‌فهمد که هم لحظه‌های حادثه‌ای را درست و معنی‌دار داخل نظام اثر بیاورد، و بیهوده به باد ندهد، و هم اینکه موضع درست سیاسی‌اش را کمتر از هر فیلم سیاسی دیگری در دفاع از نظام، برملا  کند. تعلیق داستان، درباره‌ی تعقیب و به دام انداختن مأمور سازمان MI6  است که به قصد خراب‌کاری و اغتشاش وارد ایران شده است. این موضوع مسئله و گره‌ی اصلی فیلم است و فیلم موفق می‌شود این را به مخاطب خود بباوراند که دستگیری چنین موجودی چقدر برای حفظ امنیت کشور حیاتی است. همین‌قدر برای فیلمی که آغازگر راهی چنین صعب در سینمای ایران است، امتیاز بزرگی است. در لحظه‌های تعقیب و گریز، مخاطب در هم‌دلی و همراهی با مأمور اطلاعات ایران (امین حیایی) ماجراها را دنبال می‌کند. حالا همین را مقایسه کنید با پلیس‌های تلویزیون و سینمای ایران که همدلی مخاطب بر نمی‌انگیزند و اغلب مسخره و کاریکاتور می‌شوند. شاید بزرگ‌ترین علت این عارضه در بی‌اعتقادی فیلم‌سازانی باشد که از پلیس یک اکشن کار می‌خواهند. نتیجه‌ی کار آنجا که این پلیس دچار تردیدهای فلسفی و روانی (روشن‌فکرانه) می‌شود، دیگر غیر قابل تحمل است.

«قلاده های طلا» را می‌توان حاصل جمع دو چیز دانست. یکم؛ هوش سیاسی فیلم‌ساز و دوم؛ توجه جدی به فرم سینمایی. فیلم‌ساز با هوشی مثال زدنی که تقریباً در میان فیلم‌سازان ایرانی بی‌نظیر است، از بند تعریف خود درون دسته‌های سیاسی داخل کشور رها می‌شود و با اشاره‌ای هوش‌مندانه از کنار آنها می‌گذرد. فیلم دشمن واقعی را خوب تشخیص می‌دهد و در این غفلت نمی‌ماند که بخواهد همه چیز و در نهایت هیچ بگوید.

از سوی دیگر توجه و عنایت به فرم منسجم اثر آن را به یگانه فیلم «درآمده» درباره‌ی سیاست در تاریخ سینمای ما بدل می سازد. فیلم مخاطب را پس نمی‌زند و قصه‌اش را تا به انتها با ریتمی مقبول می‌گوید. به همین جهت، فیلم را آغاز گر نگاه تازه‌ای به سینمای سیاسی- ملی ایرانی می‌دانم. این دو مولفه را که گفتم، باید در میان فیلم‌سازان و فیلم‌های دیگر روزگار جست تا ببینیم هر کدام، تا چه حد از این مولفه‌ها برخوردارند؟! ابوالقاسم طالبی درباره‌ی چیزی فیلم می‌سازد که می‌شناسدش و در آن تردید ندارد و سعی می‌کند فیلم خود را تا آنجا که می‌تواند خوب در بیاورد. این، آن چیزی است که او را یگانه می‌سازد.

 

اما «قلاده های طلا» از برخی جهات در صحنه‌هایی آسیب خورده است. از آن صحنه‌ها می‌توان به خانه‌ی تیمی ضد انقلاب و جمع شدن همه گروهک‌های علیه نظام در یک جا و دیالوگ‌های بیانیه‌وار اعضای خانه اشاره کرد. شعاری شدن آن صحنه‌ها تا حدودی به اثر ضربه وارد كرده است. می‌شد بازیگران با دقت و ظرافت بیشتری انتخاب شوند. «امین حیایی» به خاطر بازی‌های فراوان در نقش‌های کمدی به کاراکتری عمیق تبدیل نمی‌شود و یا محمدرضا شریفی‌نیا. در عوض «علی‌رام نورایی» در نقش جاسوس MI6 از قدرت و نفوذ قابل قبولی برخوردار است و به قدرت فیلم هم کمک می‌کند. حضور همیشگی شخصیت پشت پرده روی قایق و کلیشه‌ی چهره و حرکات چنین آدم‌هایی در کنار زن و شراب، تا حدودی سر دستی و پرداخت نشده است.

 

از این دست ایرادها می‌شود به فیلم‌ساز در جاهایی از فیلم گرفت؛ اما این، همه‌ی آن امتیازهایی را که گفتم از بین نمی‌برد. فیلم در صحنه‌های مترو تقریبا بی‌نقص است. بازی دو جوان که نسل جدید، علایق و نوع موضع گیری‌شان را نمایندگی می‌کنند، خوب است و دعواهای‌شان در آمده است. سکانس حمله به مسجد و دفاع از آن به‌رغم سختی در آوردن چنین صحنه‌هایی، از کار در می‌آید. صحنه‌های شلوغی و اغتشاش تقریبا شبیه اصل خود و مستند گونه و باور پذیر است. این‌ها را بگذارید کنار این نکته که «قلاده‌های طلا» اولین تجربه سینمایی در چنین موضوعاتی است و تولید  این فیلم، پروژه‌ی سنگینی محسوب می‌شود. در واقع، طالبی موفق می‌شود از پس همه‌ی این سختی‌ها برآید و فیلمی قابل دفاع عرضه کند.

غیر از این‌ها که گفتم و در همان ادامه، فیلم از یک جهت بزرگ‌ترین اهمیتی را داراست که بی تردید در کل سینمای ایران تا کنون یگانه است. «قلاده های طلا» نخستین فیلمی است که به لحاظ سیاسی از موضع نظام و در داخل نظام روایت می‌شود. فیلم (و فیلم‌سازش) از بیرون، و به عنوان غیر، رخدادهای سیاسی را نظاره نمی‌کند. جهان خود را از چشم همان‌هایی می‌بیند که درگیر آرام کردن اغتشاشات هستند. به همین جهت است که مخاطب با آنها هم‌دل می‌شود و به همین جهت است که می توانیم «قلاده‌های طلا» را اولین فیلم نظام بدانیم، نه به این خاطر که بودجه‌ی آن را نهادهای حکومتی می‌پردازند و یا قصه‌اش این جا رخ می‌دهد، بلکه به این جهت که فیلم، آبرومندانه از نظام سیاسی جمهوری اسلامی دفاع می‌کند و حتی در موضع تهاجم قرار می‌گیرد و از همه مهم‌تر اینکه؛ تاوان همه‌ی این با خردی‌ها و سخت‌کوشی‌هایش را، چه در جشنواره و چه در اکران پس می‌دهد و همچنان مهم‌ترین فیلم سیاسی ایران تا به امروز باقی می‌ماند.

 

 

یک کارگردان ایرانی مقیم فرانکفورت آلمان درباره فیلم فرهادی می گوید: «برای شرکت فیلم در فستیوال‌های درجه یک باید پولی از سوی تولیدکننده فیلم پرداخت شود تا فیلم اجازه شرکت یابد.»

به گزارش سرویس فرهنگی اجتماعی جام نیوز، فیلم «جدایی نادر از سیمین» جوایز بسیاری را از آن خود کرده که مهمترین آن اسکار بوده است. این فیلم از سوی منتقدان و تماشاگران از زوایای متفاوت به نقد کشیده شده، منوچهر آبرونتن، کارگردان ساکن فرانکفورت، در مصاحبه با سایت شهرزاد نیوز به نقد این فیلم نشسته است.
آبرونتن در ابتدای مصاحبه با انتقاد از رویه اعطای جوایز در جشنواره اسکار می گوید: «به طور خاص راجع به اسکار ـ همیشه اسکار را این گونه دیده‌ام ـ این نیست که به یک فیلم هنری یا انسانی یا خاص جایزه دهد، اسکار به فیلم های انسانی، ضد جنگ ویتنام در دهه هفتاد میلادی جایزه ای نداد، اما فیلم هایی که حمله آمریکا را به ویتنام تایید و سیاست آمریکا را درست می دانستند، تعداد کثیری جایزه گرفتند. مدارک بیشتری هستند که نشان می دهند چگونه این اعمال نفوذها در طول تاریخ اسکار وجود داشته است.»
وی برای اثبات ادعای خود افزود: «نمونه بارز استنلی کوبریک و آلفرد هیچکاک اند که با وجود کارهای عالی، هرگز جایزه بهترین کارگردان را نبرده اند. وقتی به همین یکی دو سال گذشته نگاهی می کنیم، فیلم "سوشیال نت ورک" سه تا اسکار گرفته، فیلمی که بهتر است آدم وقتش را هدر ندهد و راجع به آن صحبت نکند. یکی از دلایل آن تجاری بودن فیلم بوده و بعد از یک سال میلیون‌ها دلار سود برده. یا مثلا "آواتار" که فیلمی صد در صد تجاری است و به خاطرش اسکار گرفته. البته در این بین به چهار فیلم دیگر هم برای ارزش تجاریشان جایزه می دهند که کارگردانان سرشناس دارند. مثلا فیلم اسکورسیزی چند اسکار گرفت به دلیل تکنیک کامپیوتری به کار رفته در آن، که یک شرکت در شهر فرانکفورت آن را تهیه و تولید کرده بود.»
منوچهر آبرونتن در ادامه دلایل خود اضافه کرد: «در خصوص فیلم های خارجی زبان می‌توانم بسیاری از فیلم‌ها را اسم ببرم که اسکار نگرفته‌اند، اما به بسیاری از فیلم های بی ارزش جایزه داده اند. یک نمونه بارز آن فیلم "اسم من خان است"، می باشد.»
کارگردان ایرانی مقیم فرانکفورت با انتقاد از رویه موجود در جشنواره های بین المللی غربی که همه ساله با سروصدای فراوان برگزار می شوند، ادامه داد: «انتظار ندارم حتی فستیوال "برلین" یا فستیوال "کن" در رابطه با حقوق بشر یا مسائل سیاسی که در دنیا می‌گذرد، بخواهند فیلم انتخاب کنند و جایزه دهند و گرنه میلیون ها دلار خرجی که برای این فستیوال‌ها می‌شود را می‌دادند برای بچه‌های گرسنه در آفریقا یا کودکان خیابانی و یا پناهندگان آواره.»
این کارگردان با بیان اینکه "من از وجه انسانی به هیچ یک از فستیوال‌ها نگاه نمی‌کنم"، به شهرزاد نیوز اظهار داشت: «فیلم های جشنواره های یاد شده، از نظر ارزش‌های هنری درجه یک و دو و سه دارد، در خصوص کشور‌های در حال رشد فستیوال‌ها تحت تأثیر روابط اقتصادی و سیاسی هستند. من بر اساس زیبایی‌شناسی هنری صحبت می‌کنم. زبانی انسانی که در فیلم‌ها دیده می‌شود و فستیوال‌ها بر این اساس جایزه نمی‌دهند. بده بستان‌هایی وجود دارد که برای مثال در ده جایزه، دو تا هم کار فوق‌العاده در آن هست که اگر ندهند خودشان را خراب می‌کنند.»
به نوشته شهرزاد نیوز؛ آبرونتن به دانش سینمایی افرادی که در نقش ژوری (هیئت داوران) در این فستیوال‌ها شرکت می‌کنند، به دیده‌ تردید می‌نگرد.
منوچهر آبرونتن ادامه می دهد: «واقعیت قضیه این هست که اصغر فرهادی در سال‌های گذشته فیلم‌هایی را که ساخته در فستیوال‌های درجه سه و درجه دو و درجه یک رفته. نه فقط ایشان، بلکه بسیاری از فیلم‌ها که در فستیوال‌ها بوده‌اند، در فستیوال‌های بعدی هم می‌روند، تعجب من فقط این است با شناختی که از فیلم‌های ایشان دارم، به وِیژه این فیلم آخری، وی چطور جزء هیئت داوران بود و این تنها مورد نیست، نبوده و نخواهد بود، در" کن" هم مثلا "مخمل‌باف" در هیئت داوران بود، این همان بازی سیاسی است، من نمی‌گویم در این هیئت همه باید فیلسوف یا هنرمند باشند، کارشناسان حرفه‌ای مثل وودی آلن در آنجا نمی‌نشیند، ولی فرهادی می‌نشیند! و بیشتر تعجب‌آور است جایگاه آقای فرهادی، چرا که شناخت ایشان از سینما بسیار کم است و همچنین شناخت ایشان در مورد سینمای آمریکای لاتین، آفریقا و زیبایی‌شناسی کار سینما. بنابراین بیش از حد به این فستیوال‌ها شک می‌کنم.»
وی در نقد فیلم نیز اظهار داشت: «اگر بخواهم ساده بگویم، «جدایی نادر از سیمین» یک فیلم بسیار معمولی ایرانی است. نه ویژگی‌های زیبایی‌شناسی تصویری دارد که بگوییم دوربین زوایای زیبایی کار کرده که با من حرف می‌زند، نه نورپردازی‌اش هنرمندانه بوده و نه افکت‌های مدرن داشته. فیلمی با بودجه‌ بسیار ناچیز و حرف هایی که هر ایرانی آن را می شناسد.
آّبرونتن با اشاره به هیاهوهای غیر واقعی عده ای در خصوص جدایی نادر از سیمین و بزرگ نمائی درباره آن افزود: «چند درصد ایرانی ها در خصوص شاهکارهای سینمایی صحبت می کنند؟ من از مردم معمولی انتطار ندارم. تعدادی از روشنفکران ما هستند که به به و چه چه می زنند بدون آنکه دانش آن را داشته باشند اما برای بیشتر این طیف مهم نیست که فیلم کیفیت بالا یا پایین دارد، مهم این است که اشک شان در بیاید، خنده شان بگیرد و یا آن اثر اسم در بکند و جایزه بگیرد. در زمان شاه هم فیلم‌های فردینی بیشترین بیننده را داشت تا فیلم‌های بیضایی. همین امروز مگر در تمام دنیا فیلم‌هایی که نیمه‌لخت و لخت هست بیشتر بیننده ندارد تا فیلم‌های وودی آلن که کمترین صحنه‌ را دارد.

 

 

 

بنیامین نتانیاهو ، نخست وزیر رژیم صهیونیستی با تاکید بر اظهارات هفته گذشته خود در واشنگتن بار دیگر خاطرنشان کرد جان و امنیت یهودیان ساکن ایران در حمله احتمالی ما به نیروگاههای هسته ای این کشور برایمان اهمیتی ندارد .

مرصاد به نقل از باشگاه خبرنگاران؛ در حالی که طی هفته های اخیر که مقامات اسرائیلی و رسانه های وابسته به آنها بارها بر طبل حمله نظامی به ایران کوفتند، برخی کارشناسان هشدارهایی نسبت به امنیت بیش از هزاران یهودی که در ایران زندگی می کنند را ابراز کرده اند . اما نتانیاهو در پاسخ به این اظهارات گفته است کشورش حق دارد در برابر هر گونه خطر امنیتی که از سوی ایران آنان را تهدید کند واکنش دلخواه انجام داده و در این مسیر ، جان یهودیانی که در ایران زندگی می کنند و ممکن است کشته یا آسیب ببینند برایشان اهمیتی ندارد . علاوه بر ایران ، چنانچه اهداف تل آویو در کشورهای دیگر نیز موجب خسارت یا آزار به یهودیان مقیم آنجا شود ،هیچگونه تغییر یا خللی در روند آن ایجاد نخواهد شد .


ایران پس از اسرائیل اصلی ترین کشور خاورمیانه محسوب می شود که اکثریت یهودیان در آن زندگی می کنند . ریشه های تاریخی مربوط به سکونت یهودیان در ایران به بیش از 2700 سال پیش می رسد . تهران و شیراز شهرهایی هستند که اکثر یهودیان ایران در آنها ساکن هستند .


سیامک مهرصدق ،‌نماینده یهودیان در مجلس ایران در گفتگویی اظهار کرده است : حفظ امنیت اقلیت ها از مسئولیت های کشورهاست در حالیکه اسرائیل کوچکترین مسئولیتی در قبال اقلیت های دینی خود در کشورهای مختلف تقبل نمی کند . چنانچه رژیم صهیونیستی تجاوزی به خاک ایران داشته باشد ما نیز در کنار سایر ایرانیان برای مقابله با آنها آماده هستیم . جامعه یهودیان ایران تحت هر شرایطی در کنار هموطنان خود ایستاده است .


مایر لیتواک ، استاد ایران شناسی در دانشگاه تل آویو گفته است : اقدامات دولت بیش از هر کس دیگری موجب آزار و شکنجه هم کیشان خود در کشورهای دیگر شده است . اظهارات مقامات در مورد حمله نظامی به نیروگاههای هسته ای ایران یهودیان ایرانی را به شدت ناراحت و حساس کرده است . دولت اسلامی این کشور طی سالها ثابت کرده که یهودیان نیز می توانند در صلح و امنیت تحت لوای حکومت اسلامی زندگی کنند . چنانچه اسرائیل دست به کشتار یهودیان ایران بزند بار دیگر کذب گویی مقامات آن در مورد حق زندگی مسالمت آمیز برای همه اقلیت های مذهبی در هر نقطه از دنیا برای اذهان جهانی افشا خواهد شد .


گفتنی است، بیش از 250 هزار یهودی طی حدود 2700 سال در ایران ساکن بوده و زندگی می کنند .


نوشته شده در : یکشنبه 28 اسفند 1390  توسط : mah .    نظرات() .

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر