تبلیغات
9 دی، حماسه ملت ایران - .

امروز:

.

 
 

اس ام اس تبریک ولادت امام هادی -ع

استفاده از خشونت توسط شاهان عباسی

در جریان حیات سیاسی این شاهان عباسی آنچه که دارای اهمیت فراوانتری است استفاده از سیاست خشونت برای استحکام بخشیدن به پایه‌های سلطنت خودشان است، براساس آن هر کسی را که مخالفشان بود، به ویژه امام کاظم(ع) از سر راهشان برداشتند اما سیاست خشونت، افکار عمومی را علیه عباسیان تحریک کرد مخصوصاً در قلمرو علوی‌ها و دوستداران بنی‌هاشم.

مامون وقتی وارث پدرش شد با دو مزاحم اصلی یکی برادرش امین و دیگری که مزاحم اصلی بود، امام رضا(ع)، روبرو شد ایشان رهبر علویان و سرآمد آنها به شمار می‌آمد.

مامون در رابطه با برادرش امین همان سیاست پدرش را در پیش گرفت. پدرش هارون برای اینکه بین دو فرزندش دعوا و اختلافی صورت نگیرد قلمرو حکومت اسلامی را که از غرب به روم، ایتالیای امروزی و از شرق به هندوستان و پاکستان منتهی می‌شد به دو بخش تقسیم کرد: غربی و شرقی؛ قسمت شرقی را به پایتختی مرو به مامون داد و قسمت غربی را به پایتختی بغداد به امین داد.

تغییر روش مأمون عباسی در سیاست مبارزه

مامون به خاطر جاه‌طلبی و قدرت‌طلبی فراوان علیه برادرش شورش کرد، او را کشت و در بغداد به عنوان شاه عباسی مستقر شد اما به دلیل وضعیت سخت به وجود آمده و بر سر کار آمدن با کودتا و برادرکشی افکار عمومی کاملاً علیه مامون بود و دیگر نمی‌توانست با دشمن دوم خود علی بن موسی الرضا علیه‌السلام همین کار را انجام دهد لذا از سیاست مبارزه سرد و به قول امروزی‌ها جنگ نرم استفاده کرد.

جنگ نرم امام‌رضا با مأمون و ادامه آن توسط امام جواد و امام هادی علیهم‌السلام

امام رضا(ع) در این موقعیت ترفند مامون را شناسایی کرده و به او به قول امروزی پاتک فرهنگی زد. لذا با تدّبر در سخنان امام رضا(ع) و مناظره‌هایشان با مخالفان، ملحدین، و اهل کتاب (یهودی و مسیحی) حتی اهل تسنن و عامه به این نتیجه می‌رسیم که امام رضا(ع) با ترفند مبارزه فرهنگی به جنگ نرم فرهنگی مامون رفته‌اند. البته این وضعیت، هم در زمان امام جواد(ع) و هم امام هادی(ع) حاکم بوده است.

پسینیان مامون عباسی یعنی معتصم و متوکل تا معتز و باقی آنها بدین نتیجه رسیدند که باید سیاست جنگ نرم را در پیش گرفته و گاهی اوقات خشونت‌های ناپیدایی را نیز انجام دهند تا بتوانند دشمنان خود را از بین ببرند.

بدین جهت دوران امام رضا(ع) و بعد از آنها دو فرزند امام رضا(ع) دوران ویژه‌ای در مرکز تاریخی تشیع به شمار می‌رود و شاید علت داده شدن لقب عالم آل محمد به امام رضا(ع) هم از اینجا نشئت گرفته باشد والا باقی امامان نیز عالم آل محمد(ص) هستند، همانگونه که امام علی(ع) می‌فرمایند: «سلونی قبل عن تفقدونی» بپرسید از من قبل از آنکه مرا از دست بدهید.

موقعیت‌های اجتماعی زمان امام رضا(ع) و بعد از آن به گونه‌ای بود که نیاز به یک حرکت علمی و یک خیزش و جهش علمی داشت، امام رضا(ع) پرچمدار این قضیه بوده و امام جواد(ع) و امام هادی(ع) ادامه دهنده این راه بوده‌اند.

امام هادی(ع) چگونه در یک پادگان نظامی به تبلیغ و ترویج دین پرداختند؟

در دوران امامت 33 ساله امام هادی(ع) یکی از بزرگترین ماموریت‌های ایشان، دفاع از فرهنگ اسلام ناب محمدی(ص) که همان تشیع و ولایت امام علی(ع) و اولاد طاهرین ایشان است بوده و حفاظت از سازمانی که در زمان امام علی(ع) درست شده بود.

در این زمان مبارزات بسیاری انجام شد و در کتاب‌هایی مانند مقاتل الطالبین و مروج الذهب هم آمده که در زمان امام هادی(ع)، 13 نفر از علویان علیه عباسیان شوریدند که اولین آنها ابراهیم طباطبا است و از شهدای فخ در مکه بوده است. اینها علیه ظلم شوریدند و امام هادی(ع) هم آنها را بگونه‌ای هدایت می‌کردند که علیه حکومت باشند و به همین دلیل امام هادی(ع) را از مدینه به بغداد و سپس به سامرا منتقل کردند.

سامرا در حقیقت یک شهرک و پادگان نظامی بود که نیروهای نظامی در آن خانه‌های سازمانی داشته و کاملاً تحت کنترل و مراقبت بودند ولی امام هادی(ع) به هر شکلی این امور را مدیریت کردند تا حکومت احساس امنیت و آرامش نکرده و از حوزه جنگ سخت وارد شوند.

ویژگی‌های امام هادی(ع) در حوزه جنگ نرم

در حوزه جنگ نرم دو ویژگی در امام هادی(ع) وجود دارد که می‌شود آنها را برجسته کرد؛

یکی تشکیل سازمان وکالت. امام هادی(ع) به خاطر اینکه حلقه‌های به هم پیوسته شیعی را در کل جهان اسلام؛ عراق، ایران، حجاز، یمن، مصر و جاهای مختلف بتوانند سازمان دهی کنند، 13 نفر از بزرگان را به عنوان نمایندگان و وکیلان تام‌الاختیار حضرت که اولینش ابراهیم بن محمد همدانی و آخرین آنها عثمان بن سعید عمری است، معرفی کردند. عمری از نواب خاصه امام عصر(عج) بوده و یکی از جایگاه‌های بسیار ارزنده امام هادی(ع) در حوزه سیاسی، اجتماعی همین تشکیل سازمان وکالت است.

یکی دیگر از کارهای بزرگ امام هادی(ع) در حوزه جنگ نرم، بحث احیای اسلام ناب محمدی(ص) است.

امام هادی با انشاء دو زیارت‌نامه، اسلام ناب محمدی را نمایش دادند

منتها امام، امکان این‌را که سخنرانی داشته باشند و به قول امروزی‌ها با سایتی، مجله‌ای، روزنامه‌ای و منبری که در اختیارشان بوده به تبلیغ دین بپردازد نداشتند، و تمام امکانات کاملاً در دولت محصور شده بود و امام علی النقی(ع) در قالب دو زیارت نامه، اسلام ناب محمدی (ع) را به نمایش گذاشتند.

دو زیارت نامه‌ای که امام هادی(ع) در آن به تبیین اسلام ناب محمدی(ص) پرداختند یکی زیارت جامعه کبیره و دومی زیارت غدیریه امیرالمومنین(ع) است که دارای اهمیت خاصی است. زیرا امام(ع) در آن به بیان معارف ناب نبوی و گلایه‌ها و شکوه‌ها و مظلومیت‌هایی که به اهل بیت(ع) به ویژه امام علی(ع)، فاطمه زهرا(س) و ماجرای غصب فدک پرداخته است.

زیارت‌نامه‌ غدیریه از آداب روز غدیر است و مضامین مهمی دارد

تنها درهمین زیارت‌نامه غدیریه است که ائمه اطهار(ع) به ماجرای غصب فدک و مظلومیت‌های مادر بزرگوارشان اشاره کرده‌اند که ما آن‌را در کتاب سبز غدیر، تحت عنوان آداب روز غدیر ذکر کرده‌‌ایم.

یادگار مهم دیگری که در حوزه فرهنگی از امام هادی(ع) بدست ما رسیده زیارت جامعه کبیره است.

مرحوم علامه مجلسی(ره) در کتاب شریف و گرانقدرشان یعنی بحارالانوار 15 زیارت جامعه نقل کرده‌اند و یکی از آنها همین زیارت جامعه کبیره معروفی است که موسی بن عبدالله نخعی از امام هادی(ع) نقل کرده است.

موسی بن عبدالله نخعی به امام هادی(ع) عرض می‌کند: ای امام(ع) به من یک سخن بلیغ و رسا بیاموز که اگر خواستم گفتگو کنم با شما و زیارت کنم شما را زیارتی داشته باشم کاملاً روشن.

حضرت امام علی النقی(ع) در پاسخ، این زیارات را با آدابش تعلیم می‌دهند.

دو راه برای اعتماد به احادیث امامان

* آیا سند زیارت جامعه کبیره معتبر است؟

ـ آنچه که درباره سند زیارت جامعه کبیره مهم است وجود 6 نفر راوی است که اکثریت آنها جزو افراد شناخته شده و افرادی هستند که اهل رجال آنها را توثیق کرده‌اند.

علما و فقهای بزرگوار گفته‌اند برای اعتماد به یک حدیث چندین راه وجود دارد:

راه اول این است که سند حدیث بررسی شود اگر افرادی که در سلسله سند هستند افراد معتبر و موثقی باشند انسان اعتماد پیدا می‌کند که این سخن، کلام امام است.

مرحوم شیخ صدوق(ره) در مقدمه کتاب «من لا یحضره الفقیه» آورده است که من هیچ حدیثی را نقل نکرده‌ام مگر بر اساس آن بتوانم فتوا بدهم یعنی روایاتی را نقل می‌کند که به صحت آن اعتماد و اعتقاد داشته باشد، یکی از روایاتی که ایشان به صحت آن معتقد بوده و آن‌را نقل کرده همین زیارت جامعه کبیره است.

همچنین اگر دقت کنیم دیگر بزرگان اهل حدیث مانند مرحوم شیخ طوسی و دیگران در کتابهای خود از بزرگان اهل حدیث این‌را نقل کرده‌اند و این نشان دهنده آن است که یک اعتقادی نسبت به این زیارت بوده و یک اتکایی به این حدیث وجود دارد که مقبول علما قرار گرفته و این خود یک راه است.

راه دوم که بالاتر از راه اول است، راه متن‌پژوهی است.

به نقل از بزرگان آمده برای اینکه اطمینان پیدا کنیم این حدیث از امام(ع) صادر شده است یا نه اگر ما متن را بررسی کردیم و دیدیم محتوایی که در متن آمده سخن غیر معصوم نیست، به این نتیجه می‌رسیم که کلام معصوم است.

البته این تشخیص قهراً کار هر کسی نیست مگر اینکه 40 - 50 سال با مکتب اهل‌بیت(ع) انس گرفته باشد و بداند امام چگونه صحبت می‌کند، سبک گفتار امامان چیست و سبک آنها را بداند، هر جا سخنی را می‌بیند می‌داند این سبک امام (ع) است وغیر او نیست. مثل اینکه بلا تشبیه، نثر شیوا نویسی را می‌داند مثلاً نثر بدیع‌الزمان فروزانفر را و در جایی دیگر اثری می‌بیند که در لابلایش حرف‌ها و نوشته‌هایی وجود دارد که با سبک و نثر نویسنده سازگاری ندارد، آدم می‌فهمد که این قلم از جایی دیگر آمده و سبک، سبک مثلاً مرحوم فروزانفر است.

بنابراین در متن پژوهی می‌توان به این عنوان اتکا کرد و بزرگانی مثل مجلسی پدر و پسر (محمدتقی و محمدباقر) اظهار کرده‌اند که این زیارت از منتهی مرتبه معرفت و عرفان و معرفت حق الهی است.

از نظر متن پژوهی هم ثابت شده که تکه تکه فرازهایی که در زیارت جامعه کبیره آمده مستندات قرآنی دارد و از دیگر روایاتی که اعتبار آنها و نسبت آنها به ائمه اطهار(ع) و پیامبر بزرگوار ثابت شده مستندتر است.

پس زیارت جامعه کبیره از نظر سند، مقبول و مورد اعتماد است و از نظر محتوا متن محکم و قویمی دارد که مطمئناً به وسیله امام صادر شده است از این رو بهتر است نامش را منشور شیعه بگذاریم.

چرا قبل از خواندن زیارت جامعه، تکبیر (الله اکبر) می‌گوییم

در آداب زیارت جامعه کبیره، تکبیراتی آمده که چهار عامل می‌تواند داشته باشد:

1) آمادگی روحی برای برقراری ارتباط با نور بزرگی مثل امام(ع).

اگر کسی بخواهد به مرقد نورانی امام(ع) وارد شود باید آمادگی پیدا کند همانطور که اگر بخواهد نزد بزرگی مثل مرجع تقلید یا عالمی ربانی یا رئیس جمهوری برود بدون آمادگی وارد نمی‌شود حالا که می‌خواهیم در محضر نماینده خدا و روح الهی قرار بگیریم نیاز به آمادگی داریم.

2) آگاهی از عظمت الهی که در امامان تجلی یافته است.

وقتی می گوییم «الله اکبر» بزرگی، عظمت و غیر قابل وصف بودن خداوند را به ذهن بیاوریم و آن موقع ادامه بزرگی خدا را می‌توانیم در حضور امام(ع) و روح امام(ع) ببینیم.

3) کنار زدن حجاب‌ها و حضور در محضر نورانی امام(ع)

روزی بالای سر مرقد امام رضا(ع) بودم دیدم جوانی با حالتی آمد پیش من که حاج آقا من چقدر بدبختم! چقدر بیچاره‌ام! گفتم: چی شده؟ گفت: سه روز هست در مشهدم اما نتونسته‌ام امام رضا (ع) را زیارت کنم.

گفتم: مگه کجا بودی؟ گفت: حاج آقا همین جا بودم ولی سه روز هست هر کاری کردم دستم به ضریح نرسید.

این اشتباه است که انسان فکر کند معاذالله امام رضا(ع) داخل این ضریح و قفس آهنی است و اگر دستش به این قفس برسد یعنی دستش به امام رسیده و اگر نرسید یعنی دستش به امام نرسیده است. 

این «الله‌ اکبر»ها وسیله‌ای است که باعث می‌شود حجاب‌ها از قلب انسان کنار برود و بتواند با امام(ع) دیدار کند.

4) یک عنصر دیگر که می‌توان نام برد پرهیز از شرک و نسبت دادن آن به امامان(ع) است.

همه فضایل و کمالاتی که برای امامان قائل می‌شویم همه عنوان مظهریت کامل مطلق است که آن‌را با یک تکبیر شروع می‌کنیم و با اعتقاد به عظمیت، خالقیت و ربوبیت حضرت حق، معلوم می‌شود که این امام و این بزرگی که برای زیارتشان شرفیاب می‌شویم به عنوان یک ولی و مظهری از مظاهر آن قادر مطلق و کمال مطلق است.

* محور‌های اساسی متن زیارت جامعه کبیره چیست؟

ـ به طور خلاصه درباره متن زیارت عرض می‌کنم که متن دارای سه اصل است؛

یکی در بیان اندیشه‌ها و جهان بینی اسلام ناب محمدی(ع)، دومی ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها در اسلام ناب نبوی(ص) و سومی بایدها و نبایدهای فقهی و حقوقی در اسلام ناب محمدی(ع)

امامان مظهر کمالات خداوند هستند

تمام بحث‌های ربوبیت، خالقیت، توحید، ولایت، عبودیت و حقانیت حضرت حق نهایتاً تنفیذ شده به امامان(ع) و امامان مظهر آنها هستند.

بدون امامت، توحید هم توحید حقیقی نیست

نقطه برجسته و امتیاز شیعه، بحث امامت است که مکمل بحث توحید و نبوت است. همانطور که در احادیث بسیاری مثل حدیث نورانی سلسلة الذهب از امام رضا(ع) آمده «کلمة لا اله ‌الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی» و بعد از آن امام(ع) فرمودند:«بشرطها و انا من شروطها» اگر امامت نباشد توحید هم توحیدی واقعی نیست.

امامان دارای قدرت‌های الهی‌اند اما هیچ‌کدام قدرت ذاتی ندارند

* عده‌ای زیارت جامعه را به شیعیان غالی نسبت می‌دهند. نظر شما چیست؟

ـ در رابطه با شبهه‌ای که وجود دارد و بعضی آن‌را مطرح می‌کنند مبنی بر اینکه نوعی غلو و مبالغه در زیارت جامعه کبیره وجود دارد و کمالاتی را برای امامان مطرح می‌کند که حاکی از گزافه گویی‌های شیعیان و طرفداران آنهاست.

امامان در احادیث بسیاری غلو را نهی کرده‌اند و مرز آنرا برای ما مشخص ساخته‌اند و فرموده‌اند: ما را خدا ندانید، ما را نپرستید، ما را معبود ندانید و بعد از آن هرچه می‌خواهید درباره ما بگویید

یعنی هر آنچه که ما داریم از خداست و هر آنچه که خدا به ما داده همان‌هایی است که خودش دارد و به ما داده است.

امامان دارای قدرت الهی و علم الهی هستند اما این علم را خودشان به دست نیاورده‌اند، ذاتی نیست و از طرف خداوند به آنها اعطا شده است. بنابراین هیچ گونه غلوی در کار نیست اما آنها که نمی‌دانند و با مکتب شیعه آشنا نیستند یا اهداف و اغراض خاصی دارند، می‌گویند غلو است.

امامان آئینه‌داران حضرت حق هستند. آئینه از خودش چیزی ندارد آئینه فقط نشان دهنده دارندگی آن کسی است که چهره‌اش در آئینه افتاده است.

یکی از این آقایان که این مساله را مطرح کرده، درباره برخی شعرا، غلوّهای عجیبی دارد. معلوم می‌شود هدف، چیز دیگری است.

 

معرفت به حق امام یعنی چه؟

* عمدتاً چیزی که بعد از هر زیارت به ذهن انسان خطور می‌کند این است که آیا زیارتش قبول شده یا نه؟ از کجا می‌شود فهمید؟

ـ قبولی زیارت، مشروط به یک عنوان شده و آن زیارت «عارفا بِحَقه» است. انسان، حقِ معصوم را بشناسد.

اینکه معرفت به حق ائمه چیست، از امام صادق(ع) سوال کردند شما که می‌فرمایید عارف به حق معصوم باشد، با معرفت باشد، معرفت یعنی چه؟ حضرت فرمودند: یعنی اینکه بداند امام(ع) واجب‌الطاعه است. باید از او اطاعت شود. همچنین در سخنان امام علی(ع) در نهج البلاغه هم آمده که اگر شما امامت مرا قبول می‌کنید این بیعتی را که به من داده‌اید نشکنید و پایش بایستید و هر جا که شما را خواستم اطاعت کنید.

 


 

هفته گذشته بود که 26 دختر دانش آموز اهل شهرستان بروجن در مسیر بازگشت از منطقه راهیان نور جان خود را بر اثر واژگون شدن اتوبوس از دست دادن و این سوژه ای شد که گروهی چه در خارج و در داخل آن را به پای جمهوری اسلامی نوشتند.

 
به گزارش خبرنامه دانشجویان ایران، هفته نامه دوم خردادی "امید جوان" در این هفته از شماره خود با تیتر اول این هفته نامه با عنوان "اعزام های اجباری دانش آموزان را متوقف کنید" با عقده گشایی تمام به استقبال  این موضوع رفته است.
 
 
این هفته نامه در ابتدای این گزارش با مظلوم نمایی تمام، اعزام های دانش آموزان به مناطق راهیان نور، آن را بالاجبار و تنها بخاطر کسب 10 نمره عملی دروس آمادگی دفاعی دانسته است و می نویسد: بچه هایی که در اکثر آنها به اجبار و تنها به خاطر کسب 10نمره عملی واحد درسی آمادگی دفاعی باید از شهر و زادگان خود در بروجن و خوزستان می رفتند؛ نیم روزی حرکت کردند و شب هنگام رسیدند ... و بچه های مردم دور از خانه و در تاریکی شب به کام مرگ رفتند و قطعه قطعه شدند.
 
"امید جوان" در جایی دیگر از این گزارش خروجی اردوهای راهیان نور را در دو واژه «مرگ» و «اجبار» توصیف می‌کند و با زیر سوال بردن بعد محتوایی و معنوی این اردو ها، می نویسد: اما نمی خواهیم از «اردو» ها بگویم. بطور مشخص تاکید بر دو واژه است، یکی "مرگ" و دیگری "اجبار". مرگ 23 دانش آموز دختر که با اجبار -  بله به اجبار – از این که عده ای دختر محصل را با اکید بر 10 نمره درسی دو واحد عملی به ماطق عملیت جنگی سابق اعزام و از این اتفاق به مثابه یک تحول فکری و معنوی بهره برداری کنیم. حاصل این تحول اما 7 حادثه و 77 کشته در سال های اخیر است.
 
استفاده از واژه «اجبار»، ادبیاتی است که در یک هفته گذشته در رسانه های ضد انقلاب  در این مدت فضا سازی زیادی علیه نظام مطرح کرده اند، این در حالی است  پدر یکی از دانش آموزان حادثه دیده به نام "مریم باباخانیان" که بدحال ترین مجروح حادثه دیده کاروان راهیان نور است و هم اکنون در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان گلستان اهواز بستری است، درباره این اردو می گوید: من برای رسانه‌ها و رادیوهای بیگانه پیام دادم و امیدوارم آنها این پیام را منتشر کنند، آنها باید بدانند که ما از خط شهدا خارج نمی‌شویم و پشتیبان نظام و مملکت هستیم؛ بچه‌های ما برای نمره به اردوی راهیان نور نرفتند، آنها با میل و اشتیاق رفتند و در حال برگشت از خوزستان بودند که این سانحه به وجود آمد و قبل از آمدنشان هم دخترم مریم مرتب تلفنی با من در تماس بود و خیلی خوشحال و راضی بود. دخترم به من می‌گفت که در سرزمین‌های دفاع مقدس حال خوشی داشته و خیلی راضی بود و او به شهدا علاقه زیادی داشت.  
 
اما یکی دیگر از نکات این گزارش آنجایی است که نگارنده این مطلب هدف از حضور دختران در اردوهای راهیان نور را تنها "مادر شدن" و " همسر خوب بودن" و محدودیت برای دانش آموزان دختر عنوان می‌کند: "اعزام دختران دانش آموزش مقطع متوسطه به مناطق جنگی در حالی است که محدودیت هایی برای دانش آموزان و دانشجویان دخار اعمال می شود و انگار اراده ای به این امر تعلق گرفته که دختران بیش از ایفای نقش های اجتماعی به مادر شدن و همسر خوب بودن و فرزند پروری در آینده بیاندیشند."
 
اما در این میان سردار سلیمانی دبیر قرارگاه مرکزی راهیان نور در کشور قضاوت های غلط و جوسازی‌های عجولانه رسانه‌های بیگانه و انتشار آن توسط برخی افراد را رد کرده و درباره اعزام دانش آموزان به راهیان نور می گوید: این اردوها به صورت کاملا داوطلبانه بوده و بر اساس یک فرایند کاملا قانونی بر اساس تفاهم نامه و ابلاغیه مشترک وزارت آموزش و پرورش و بسیج برگزار می شود و کلیه دانش آموزان با رضایت نامه والدین حضور می یابند لذا اجباری بودن آن گفتاری دروغ و بیانی بی اساس و ناجوانمردانه است.
 
وی با اشاره به اعزام سالانه بیش از ده میلیون نفر در اردوهای راهیان نور، سازندگی، علمی، زیارتی، سیاحتی و رزمی بسیج اظهار داشت: با توجه به شرکت بالای جوانان و نوجوانان در این اردوها ضوابط بسیار سختگیرانه ای در خصوص سلامت افراد و ایمنی کاروان ها ابلاغ شده و به صورت دقیق اجرا و نظارت می‌شود که در خصوص اردوی راهیان نور دانش آموزی نیز دستورالعملی 29 صفحه ای با پیوست 21 صفحه ای مربوط به اقدامات ایمنی اجرا می شود.
 
اما اوج تحلیل این هفته نامه در پایان آن رقم می خورد، "امید جوان" در بند پایانی این گزارش با طرح مطلبی درباره پل عابر پیاده و کشته شدگان عابرین عرض اوتوبان و ارتباط آن با این حادثه  خواستار توقف این اردوی معنوی شد: "مرگ سه چهار عابر هنگام گذز از عرض یک بزرگراه برای این که شهرداری پل عابر پیاده نصب کند کفایت کرده است؛ مرگ 77نفر در 7 حادثه و سانحه در راه اعزام های اجباری محصلان و دانشجویان به این گونه اردوها آیا برای توقف این کار کافی نیست؟"
 
زیر سوال بردن این اردوها در حالی است که پیش از این مجتبی رحماندوست، نماینده مردم تهران با اشاره به هجمه‌های صورت گرفته علیه سفر راهیان نور اظهار داشت: بر طبق تجارب به دست آمده سفر راهیان نور بالاترین ظرفیت انسان سازی است، به همین دلیل هجمه به این سفر نورانی به هیچ وجه قابل قبول نیست.
 
اردوی راهیان نور دانش آموزی که به عنوان جایگزینی اختیاری برای درس آمادگی دفاعی طراحی شده است، یکی از بهترین برنامه‌های آموزشی – فرهنگی است که این سال‌ها در راستای تربیت مبتنی بر اهداف انقلاب اسلامی، در مدارس کشور به اجرا در می‌آید. که هر سال با وجود ظرفیت محدود، درخواست‌های گسترده‌ای برای حضور و شرکت در آن وجود دارد و خانواده‌ها تمایل فراوانی برای حضور فرزندانشان در مناطق عملیاتی دفاع مقدس و آشنایی نزدیک با فضای معنوی دفاع مقدس دارند. این اردو به دلیل فضای خاص خود همواره تاثیرات بسیار مثبتی بر دانش‌آموزان دارد و ضمن بازخوانی تاریخ کشور برای جوانان، زمینه را برای یک بازسازی شخصیتی نیز فراهم می‌کند. 
 
با این حال، حادثه تلخ اخیر سبب شده تا برخی از جریانات رسانه‌ای به دنبال زیرسوال بردن اساس این سفر معنوی به بهانه این حادثه دلخراش باشند. حادثه‌ی دلخراشی که پیش از این نیز نمونه‌های مشابه آن به دلیل عدم رعایت قانون از سوی رانندگان، عدم نظارت کافی بر سیستم فنی خودروها و همچنین غیراستاندارد بودن برخی از جاده‌های کشور، در اردوهای مختلف دانش‌آموزی مسبوق به سابقه بوده است.
 
اما به نظر می‌رسد نقش بسیار مهم و غیرقابل انکار اردوی راهیان نور در تربیت نسل جوان کشور و بازیابی فطرت پاک آنان سبب شده است، تا سانحه دلخراش بوجود آمده برای دختران بروجنی، به بهانه‌ای برای حمله ضد انقلاب و همسویان آنان در داخل کشور به این اردوها تبدیل شود. و این در حالی است که اکثر شرکت کنندگان در این اردو بر تغییر رویکرد فکری خود نسبت به انقلاب اسلامی و فضای مظلوم دفاع مقدس و شهدا و همچنین تقویت پایه اعتقادی و دینی خود تاکید کرده‌اند؛ ماجرایی که به نظر می‌رسد دلیل اصلی تلاش ضدانقلاب برای به تعطیلی کشیدن این برنامه فرهنگی – تربیتی است.
 
 

گروه فرهنگی: هنگامی که پرویز صیاد - کمدین معروف سال‌های پیش از انقلاب که با سری فیلم‌های «صمد» معروف شد- فیلم «صمد در راه اژدها»  را  در سال 56 با موضوع تاثیر پذیری بالای مردم ایران از فیلم‌های رزمی شرق آسیا ساخت، شاید کسی فکر نمی‌کرد که با گذشت بیش از سی سال و  با وقوع اتفاقات عظیمی همچون انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی که تاثیرات فرهنگی عمیقی بر جامعه‌ی ایرانی به جا گذاشتند، همچنان سریال‌ها و فیلم‌های شرق آسیا با وجود رقبای قدرتمندی همچون هالیوود و بالیوود، با استقبال مردم ایران مواجه شوند.

به گزارش رجانیوز، تاثیر سریال‌های شرقی گاه به حدی زیاد بوده است که برخی از تولیدکننده‌های کالاهای ایرانی (به خصوص تولید‌کننده‌های پوشاک و لوازم التحریر) برای فروش بیشتر، از تصاویر قهرمانان این سریال‌ها‌ روی کالاهایشان استفاده می‌کنند و کودکان ایرانی، کتاب‌ و دفترهای درسی خود را با برچسب‌های مربوط به این سریال‌ها تزئین می‌کنند. حتی در بعضی از موارد، آش چنان شور می‌شود که این سریال‌ها رئیس رسانه‌ی ملی را هم به وجد می‌آورند تا آنجا که وی پخش یکی از همین مجموعه‌های شرقی را دردوره‌ی ریاست خود، از افتخاراتش می‌شمارد! 

در باب استقبال از این سریال‌ها می‌توان ساعت‌ها صحبت کرد و مصادیق عجیبی از آن را که بیشتر مناسب انتشار در صفحه‌ی حوادث هستند، روی کاغذ آورد؛ از جمله خودکشی جوان یاسوجی به علت علاقه به سوسانو و یا مرگ یک کودک چهار ساله به علت تعجیل اعضای خانوادهاش برای تماشای سریال جومونگ. این روزها هم كه سریال كره‌ای «دونگ‌یی» به پرمخاطب‌ترین سریال رسانه‌ی ملی تبدیل شده است و بیشتر از تمام مجموعه‌های وطنی، توانسته است مخاطبین را جذب تلویزیون كند. اما به راستی راز موفقیت طولانی مدت سریال‌ها و فیلم‌های شرقی در همه‌ی این سالها در چه چیزی است؟ 
 
تا به حال شاید مقالات زیادی در مورد این سریال‌ها نوشته شده باشد که در هر یک به نوعی به بخشی از دلایل این استقبال عجیب و غریب ایرانیان از این محصولات شرقی اشاره شده است. عده‌ای قرابت‌های فرهنگی و حضور مولفه‌های شرقی و برخی رویکردهای اخلاقی را در این استقبال، بسیار موثر می‌دانند و در این باب، سهم بالایی برای این موضوع قائلند. اما در مقابل، عده‌ای دیگر معتقدند که این موضوع نمی‌تواند عامل اصلی این استقبال باشد؛ چرا که ما با بسیاری از کشورهای دور و اطراف- همچون کشورهای عربی و مسلمان منطقه مانند سوریه و ترکیه- به مراتب از لحاظ فرهنگی اشتراکات بیشتری داریم تا کشورهای شرق آسیایی، اما به جز برخی مقاطع خاص و کوتاه،  هیچ گاه سریال‌های سوریه‌ای یا مصری و یا ترکیه‌ای نتوانسته‌اند میزان موفقیت سریال‌های شرقی را تکرار کنند.
 
از سوی دیگر آمارها نشان می‌دهد که سریال های کره‌ای در سالهای اخیر تا شبکه‌های امریکایی و انگلیسی هم پیشروی کرده‌اند و در آنجا نیز با استقبال روبرو شده‌اند که این موضوع خود نشانگر آن است که قرابت فرهنگی نمی‌تواند تنها علت استقبال از این سریال‌ها باشد؛ و اگرنه چه قرابتی بین فرهنگ سرد و بی‌روح آمریکایی و انگلیسی با فرهنگ احساسی و شرقی کره و ژاپن وجود دارد؟ پس باید به دنبال علت دیگری باشیم تا به راز موفقیت این سریال‌ها برسیم.
از طرفی، به هیچ وجه نمی‌توان پذیرفت که این استقبال جهانی، ریشه در ارزش‌های فنی این سریال‌ها داشته باشد. چرا که هر مخاطب نیمه حرفه‌ای نیز می‌داند که سریال‌های شرقی و به خصوص سریال‌های کره‌ای که این روزها بازارشان به شدت گرم است، از لحاظ فنی و ارزش های تصویری، هیچ حرفی برای گفتن ندارند. چنانكه نه خبری از حركت دوربین حرفه‌ای می‌بینیم و نه بازی‌های قوی و یا صحنه‌های اكشن و بیگ پروداكشن جذاب.
 
داشتن یک داستان یک خطی و سرراست، استفاده از دکورهای تقریبا عظیم، منظره‌های زیبا، رنگ‌های دلنوازی که در قالب لباس‌های خوش بافت کاراکترهای سریال خودنمایی می‌کنند و استفاده از فرهنگ بومی کره در کنار بهره‌گیری از مولفه‌های جذابی همچون غذاهای کره‌ای، از دیگر دلایل موفقیت این سریال‌ها به شمار می‌آید که تا به حال در مقالات متعددی به آن پرداخت شده است. اما همه‌ی دلایل بالا را می‌توان در سریال‌های دیگر کشورها و دیگر نواحی به صورت کاملتر و حرفه‌ای‌تر یافت، پس چرا این سریال‌ها از موهبت استقبال دائمی مخاطب شرقی و حتی غربی بهره‌مند هستند؟
 
به زعم نگارنده، آنچه در این سریال‌ها بیش ازهر چیز دیگری موجبات موفقیت و جذب مخاطب انبوه را فراهم آورده است، همانا استفاده از تم پیشرفت در فیلمنامه ‌نویسی و طراحی اولیه‌ی قصه‌های این سریال‌هاست. اگر بخواهیم تعریفی از فیلمنامه‌هایی با تم پیشرفت ارائه دهیم، باید بگوییم که همانطور که از نام آن مشخص است، این فیلمنامه‌ها طرح اولیه‌ای با موضوع پیشرفت یک انسان و تلاش او در راه رسیدن به یک هدف متعالی دارند. طبق قواعد کلاسیک این فیلمنامه‌ها، قهرمان قصه کسی است که موفق می‌شود از مدارج پایین اجتماع ( همچون بردگی و فقر شدید) به  مقامات عالیه‌ی جامعه‌اش برسد و در این راه، همیشه سختیهای طاقت فرسایی هم متحمل می‌شود.
 
 بدین ترتیب مخاطب با قهرمان قصه گام به گام جلو ‌می‌رود و از آنجا که نیاز به پیشرفت در همه‌ی انسان‌ها به وفور یافت می شود، مخاطب با شخصیت‌های قصه به شدت همذات پنداری می‌کند؛ به نحوی که در سختی‌هایش اشک می‌ریزد و با موفقیت او هیجان زده می‌شود. اینگونه است که مخاطب برای رسیدن قهرمان قصه به هدف نهایی‌اش، لحظه‌شماری کرده و تعدد قسمت‌های سریال او را خسته نمی‌کند.
 
این همان چیزیست که ردپای آن در تمام سریال‌های شرقی موفق در ایران و البته سایر نقاط جهان به وضوح مشاهده می شود. از «سالهای دور از خانه» و «جنگجویان کوهستان» سالهای پیشین گرفته تا «جواهری در قصر» و «افسانه‌ی جومونگ» و «دونگ‌یی» ، همه و همه داستان پیشرفت پر دردسر یک انسان را به تصویر کشیدند. یکی قهرمانش را به جنگ نابرابر‌ی‌های جامعه و فقر می‌فرستد و دیگری، توسعه‌ی یک امپراتوری را به عنوان هدف قهرمان سریال خود تعیین می‌کند. تلاش پسر دست و پا چلفتی پادشاه برای رسیدن به حکومت سرزمین تحت سیطره‌ی پدرش به منظور گسترش عدالت و احیای امپراتوری درخشان از دست رفته، طی کردن مدارج موفقیت در دربار پر از دسیسه و نیرنگ امپراتور توسط یک دختر با استعداد و نهایتا رسیدن به مقام پزشک مخصوص دربار، موفقیت های پله‌پله‌ی یک شخص فرودست در تجارت و یا سیر صعودی یک کودک یتیم از بردگی تا رسیدن به لقب امپراتوری دریا، نمونه‌های دیگری از طرح های اولیه‌ی برخی از مشهورترین سریال های کره‌ای هستند که در سالهای اخیر، در ایران و سایر نقاط دنیا به شدت موفق بوده‌اند.
 
 همانطور که مشاهده می‌شود در همه‌ی این سریال‌ها، تم پیشرفت بسیار پررنگ است و مولفه‌های گفته شده مو به مو در آنها رعایت شده‌اند. چنان که در همه‌ی این سریال‌ها نقش این قهرمان در حال پیشرفت، به شدت پررنگ است؛ تا آنجا که عموما مخاطب این سریال‌ها را با نام همین قهرمانش می‌شناسد. «سالهای دور از خانه» را «اوشین» می‌خواند و «جنگجویان کوهستان» را «لین چان»، به جای «جواهری در قصر» می‌گوید یانگوم و «امپراتور بادها» را با عنوان «جومونگ دو» می‌شناسد. قهرمان‌هایی که باورپذیرند و در راه رسیدن به هدفشان از همه چیز می گذرند. و کیست که نداند که این قهرمانان اصلی‌ترین رکن موفقیت این سریال‌ها هستند. همان قهرمان‌هایی که پیش از این در «گنج قارون» با همین تم پیشرفت گیشه‌ها را فتح می کردند و این روزها...
 
این روزها به وفور شاهد سریالهای ایرانی‌ای هستیم که در آن زندگی آرام یک خانواده یا دوستی مستحکم دو برادر یا دو دوست به تصویر کشیده می‌شود که به زودی و طی ماجراهایی این زندگی آرام یا دوستی قدیمی در آستانه‌ی فروپاشی قرار می‌گیرد و از اینجا به بعد، مخاطب باید در آرزوی برگشتن اوضاع به منوال قبلی باشد و برای رسیدن به وضعیت ابتدایی کاراکترها لحظه شماری کند. بی آنکه خبری از پیشرفت باشد، شما باید مدام پسرفت‌ کاراکترها را مشاهده کنید و لذت ببرید! در نهایت هم امیدوار باشید که با الطاف غیبی و آسمان ریسمان‌ کردن‌های کلیشه‌ای نویسنده و کارگردان همه چیز به روزهای خوش ابتدایی بازگردد.
 
و این یعنی حرکت از صفر به منفی و بازگشت از منفی به صفر! بدیهی است که در هیچ جای دنیا به چنین حرکتی پیشرفت گفته نمی‌شود و اینجاست که مخاطب ایرانی، به دنبال حس پیشرفت گمشده‌اش، به سراغ قهرمانان شرقی اخلاق مدار می‌رود و با پیشرفت آنها امیدوار می‌گردد و حس تازه ای به او دست می‌دهد. حسی که سریال‌های داخلی از او گرفته‌اند. سریال هایی که قهرمان ندارند. سریال‌هایی که پر از ضد قهرمانند. سریال‌هایی پر از شخصیت‌های خاکستری. سریال‌هایی که برای جامعه مفید نیستند، چون جامعه را به پیشرفت امیدوار نمی‌کنند. 
 
نكته‌ی آخر آنكه خبره‌ترین کارشناس فرهنگی جامعه هم، مدتی پیش خواستار قهرمان پروری در مجموعه های نمایشی شدند. آنجا که در دیدار با هنرمندان صداوسیما، (12 تیرماه 89) رهبر معظم انقلاب صحبت از لزوم قهرمان‌پروری در سریال‌های نمایشی کردند... راستی گوش شنوایی هست؟


نوشته شده در : دوشنبه 8 آبان 1391  توسط : mah .    نظرات() .

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر