تبلیغات
9 دی، حماسه ملت ایران - کارشناس رادیو فردا پرده از راز مهم ایدئولوگهای نظام برداشت!

امروز:

کارشناس رادیو فردا پرده از راز مهم ایدئولوگهای نظام برداشت!

 
دهه فجر بر فجرآفرینان گرامی باد
 
98f05778c5494fcce1d3b262f2030f4c.jpg - 39.08 Kb
 
 
 
 


دبیرکل بنیاد هابیلیان گفت: چندی پیش برخی منابع خبری درباره انتقال عناصر گروهک تروریستی منافقین به کشور آذربایجان خبرهایی را منتشر کردند اما مدتی بعد ردپای رژیم جعلی صهیونیستی و سرکردگان این گروهک تروریستی در انتشار این خبر مشخص شد.

masoud-2.jpg - 23.89 Kbمرصاد به نقل از باشگاه خبرنگاران:محمدجواد هاشمی‌نژاد خبری مبنی بر پذیرش اعضای گروهک تروریستی منافقین از سوی بحرین، گفت: موضوع پذیرش اعضای گروهک تروریستی منافقین در کشور بحرین، مسئله بعیدی به نظر می‌رسید چرا که انتشار چنین خبرهایی پیش از این هم سابقه داشته است.

وی ادامه داد: چندی پیش برخی منابع خبری درباره انتقال عناصر گروهک تروریستی منافقین به کشور آذربایجان خبرهایی را منتشر کردند اما مدتی بعد ردپای رژیم جعلی صهیونیستی و سرکردگان این گروهک تروریستی در انتشار این خبر مشخص شد و هدف شوم آنها از این اقدامات، متشنج کردن روابط میان ایران و کشورهای دیگر است.

هاشمی‌نژاد افزود: البته گاهی رگه‌هایی از شرارت در اظهارنظرهای مقامات این کشور دیده شده اما باید توجه داشت که کشور بحرین به لحاظ سیاسی بسیار متزلزل بوده و مشکلات متعددی داشته بنابراین انجام چنین ریسکی به منزله نشستن بر شاخه و بن را اره کردن است.

دبیرکل بنیاد هابیلیان با اشاره به سرسپردگی برخی مقامات بحرین به آمریکا و غرب تصریح کرد: برخی مقامات این کشور با سرسپردگی به استکبار جهانی تا مرز سقوط پیش رفته‌اند که این امر اعتراض ملت بحرین را به دنبال داشته است.

هاشمی‌نژاد ادامه داد: در مجموع عقلانی به نظر نمی‌رسد که مقامات بحرین بخواهند چنین ریسک بزرگی را انجام و به عده‌ای تروریست پناهندگی دهند.

وی افزود: به نظر می‌رسد بخش زیادی از این موضوع جنگ روانی بوده و منشا آن نیز سرکردگان گروهک تروریستی منافقین هستند چراکه منبع اصلی این خبر مشخص نیست و در انتشار آن ابهام وجود دارد.

دبیرکل بنیاد هابیلیان در پایان خاطر نشان کرد: باید این نکته را نیز در نظر داشت که سابقه شیعه کشی منافقین در پرونده آنها نمایان بوده و قطعا اگر چنین پیشنهادی در منطقه وجود داشته باشد این گروهک تروریستی برای انجام هر جنایتی در آنجا حاضر شده اما بحرین با توجه به وضعیت موجود سعی دارد تا به دور از هرگونه حواشی و رایزنی‌ با کشورهای منطقه به‌خصوص جمهوری اسلامی ایران ثبات را در این کشور برقرار کند.

 

کارشناس رادیو فردا پرده از راز مهم ایدئولوگهای نظام برداشت!

 

 رادیو فردا در مقاله ای از محمدی نامی که خود را جامعه شناس و صاحب قلم می داند (البته همیشه در انتهای مقالاتِ وی می نویسند نظرات مطرح شده الزاماً دیدگاه رادیو فردا نیست)، در ادامه ی سه چهار نفرِ رادیو فردا در مقابل سیصد، چهارصد نفر!شیرین عقلی هایش، مثلاً پرده از راز مهم ایدئولوگهای نظام برداشته و لقمه ای بزرگ تر از دهانش گرفته، که خود نیز در هضم آن دچار مشکل شده است. وی در نوشته ای سفسطه آمیز و پر از عبارات مبهم (که باید خودش را نیز به متن سنجاق کرد تا نوشته اش را بخواند)، ۳۰۰- ۴۰۰ نفر را به عنوان نظریه پردازِ نظام معرفی کرده و از گفته هایش چنین بر می آید که به خیال خودش می خواسته متخلفین اصلی را به دنیا معرفی کند.

مرصاد به نقل از رادیو دیروز،در همین راستا، حمله اولش به چهره شاخصِ انقلابی، ولایتمدارِ فقیه، علامه مصباح یزدی است، که فقط نامش کافی است تا ارکان نظام ظلم و استکبار بر خود بلرزد، چه برسد به ایدئولوژی ها و رهنمود هایش. آنچنان که در برخی جلسات سخنرانی ایشان می بینیم( عکسی که رادیو فردا هم از روی ناچاری برای همین خبر انتخاب کرده) تا روی صحنه و پای صندلی، عاشقان و مشتاقان زیر سایه درک عمیقش از انقلاب و اسلام نشسته اند. دشمنان به خوبی به تاثیر گذاری او، بخصوص روی نسل جوان پی برده اند و از اینکه بعد از رونق بخشیدن به صحنه های علمی و فقهی، به جای نشستن در مکتبخانه و پوشیدن جامه عزلت، پا به عرصه عمل و اجتماع نهاده است، عصبانی اند. می خواهند با زدن انگ " استبداد و تئوریزه کردن ترور" به این شخصیت مجاهدِ مذهبیِ عالم، آتش گُرگرفته ی درونشان را اندکی خنک کنند. دردشان وقتی بیشتر می شود که می بینند از پای درس این علامه ولایتمدار، شاگردانی بر می خیزند که تا سالها بعد نیز، امیدی به کم رنگ شدن عقایدش و اثر گذاریِ آنها نیست. این اسلام شناس بزرگ که چراغ هدایت را بصیرانه از لابلای آیات قرآن کریم و احادیث نبوی و امامان (علیهم السلام) جُسته، راه نجات را در پیروی از ولایت مطلقه فقیه می بیند و با چشم دلش دریافته که انقلاب سید علی زمینه ساز انقلاب مهدوی است و از اینروست که می گوید: "باید متوجه اشارت ایشان باشیم".
به عنوان ارکان بعدی نظریه پردازی، از شهریار زرشناس و یوسفعلی میرشکاک نامبرده و در تحلیلی ضد و نقیض و پر از مغالطه، سعی کرده القا کند، خیلی می داند و می تواند چیزی بگوید که هیچکس نفهمد.
سپس مانند چند نوشته قبلش، به مداحان و شاعران ولایی حمله کرده و نشان داده که این قشر فهیم، نقش خود را در نشر فرهنگ اسلامی، در متن جامعه، خوب ایفا کرده که اینگونه مورد بغض دشمنان اسلام قرارمی گیرد. او حتی پا را فراتر گذاشته و بدون ارائه هیچ مدرک یا نام و نشانی، از سرکوب شاعران معترض توسط نظام سخن می گوید!
در ادامه نوک پیکان حمله اش را به طرف رحیم پور ازغدی گرفته و او را مبلغ فاشیسم مذهبی !!! در ایران معرفی کرده، سعی می کند با تعاریف دهان پر کن که دیگر خودش هم نمی فهمد چه می گوید، استاد ازغدی را مجرم قلمداد کند. به این جملات توجه کنید: 

" وی یکی از ایدئولوگ‌های جریان فاشیستی مذهبی در ایران است. اگر احمد فردید و رضا داروی از نظریه‌ فاشیسم با مبانی فلسفی دفاع می‌کردند (با تمسک به هایدگر و ایده‌های ضد لیبرالی و ضد دموکراسی رایج در آلمان هیتلری)، فاشیست‌های مذهبی همان مبانی را دینی می‌کنند و به جامعه می‌فروشند. فاشیسم غیر مذهبی در ایران قدرت محور است و ولایت فقیه را به جای پیشوا قرار می دهد اما فاشیسم مذهبی، بسیجیان و لباس شخصی‌ها را به عنوان منادیان عدالت علوی و جامعه‌ی آرمانی آخرالزمانی معرفی می کند."!

نکته جالب حمله به بسیجیان است و اینکه این نویسنده متوجه نشده که آنها را مقابلِ ولایتِ فقیه قرارداده است! و جالبتر لباس شخصی هایی که زاییده تخیل متوهم دشمن است و اصلاً وجود خارجی ندارد.
در پایان آخرین تیر خود را به سمت رئیس بسیجیان می اندازد، تا عصبانیت و ناراحتی اش را از این قشر مخلص انقلابی ابراز کند، و در واقع به قاطبه ملت ایران اهانت کرده. چرا که بعد از فرموده امام (ره) برای تشکیل ارتش ۲۰ میلیونی، ملت ایران همه خود را بسیجی می دانند و منتظر یک اشارت مقتدایشان، تا آتش به هیمنه وحشت زده استکبار بزنند. جالب است این شخص که خود را جامعه شناس می داند، این حق را به خود می دهد که در همه زمینه های سیاسی، مذهبی، اعتقادی و فلسفی اظهار نظر کند ولی به سردار نقدی اشکال می کند، که چرا در همه مسائل ابراز عقیده می کند و چرا بیشتر از همه سفر کرده! و به ارشاد بسیجیان می پردازد!؟
هر چند امیدی به روشن شدن ذهن رادیو فردا و کارشناس نماهایش نیست اما، رادیو دیروز ذکرچند نکته را لازم دید:
۱. نظام اسلامی افتخارمی کند که سیصد، چهارصد ایدئولوگش (البته به ادعای رادیو فردا)، مفسران قرآن و حدیثی چون علامه مصباح ها و شاگردانشان هستند -که به حق حضرت آقا در باره اشان فرمودند: علامه مصباح، خلاءِ علامه طباطبائی و شهید مطهری را باهم پر کرده اند- و نه سه چهار نفرِ اکبر گنجی و محمدی و علیزاده (دیپلمات فراری و جیره خورِ فعلیِ معاندین). جالب است رادیو فردا پس از درج مقالات همین سه چهار نفر که تنها نویسندگانش می باشند، همیشه اعلام می کند این نظرات الزاماً نظراتِ رادیو فردا نیست! یعنی همین سه، چهار ایدئولوگ هم به طورِ همزمان، در اجاره چندین بنگاهِ دیگرند!
۲. اسلام یک دین همه جانبه و چند بعدی است و مخالف نظریه پردازی صرف. نباید انتظار داشت که علمایش به شغل آموزش و پژوهش بنشینند و در عرصه اجتماع فعالیت نداشته باشند.
۳. آنهایی کشتن مخالفان و منتقدان و متفکران را تئوریزه کردند که علی محمدی و احمدی روشن را در روز روشن و در ملاء عام ترور کردند. رضایی نژاد و شهریاری را جلو چشم زن و کودکش کشتند و صحنه جان دادن پدر را، کابوسِ یک عمرِ آرمیتای معصوم کردند و حال، با بودجه دریافتی از همین تروریست ها، مدعی مدامِ حقوق بشر می شوند، برعلیه نظام اسلامی قطعنامه می دهند و امثال شیرین عبادی ها و مجید محمدی ها از این راه نان می خورند!
رادیو فردا و همه کارشناس نماهایش بدانند با این مغالطه ها و لفاظیها و استناد به روزنامه های معلوم الحال، ایرانی نسبت به ایده های انقلابش تشکیک نمی کند. گوش به سخنانی می کند و چشم به لبهای پاکی می دوزد که "مصباحِ" راه هدایتش شود و در این راه جانش را فدا می کند. حتی اگر رادیو فردا عصبانی شود و از این عصبانیت بمیرد. چون ایمان دارد که:
" از فراست مومن پروا کنید، چرا که او با نور خدا به عالم و آدم نظرمی کند". (پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله وسلم نهج الفصاحه)

 

t1504683.jpg - 16.37 Kb بازبینی مواضع و عملکرد سیاسی- اجتماعی جریان اصلاحات موید این حقیقت تلخ است که این جریان به دلیل وابستگی‌های ایدئولوژیکی به مبانی نظری غرب هیچ پایبندی به قانون اساسی کشور نمی‌تواند داشته باشد.

مرصاد به نقل از سیرنیوز ؛ ‌اخیرا برخی بر اساس تحلیل‌های ناصواب به‌طور جسته و گریخته مطرح کرده‌اند که باید زمینه را برای جلب مشارکت جریان اصلاحات در انتخابات پیش‌روی ریاست‌جمهوری فراهم کرد. از نظر این جمع محدود، ضرورت حضور اصلاحات در انتخابات آتی به قدری راهبردی است که در این مسیر حتی دادن امتیازات استراتژیک که دال بر دست کشیدن ملت ایران از اصول و مبانی حقه انقلاب اسلامی باشد نیز قابل فهم و توجیه عقلانی می‌نماید.
 
1- این سخن از زبان هر فرد و جریان ولو موجهی هم جاری شود عینا همان نتیجه نهایی است که دشمن در بطن استمرار‌بخشی به حواشی فتنه 88 دستیابی به آن را دنبال می‌کند. اصالتا بازگشت جریان اصلاحات به عرصه سیاسی کشور پیروزی بزرگ و قابل تاملی برای دشمنان نظام محسوب می‌شود که با صرف هزینه‌های سنگینی فتنه 88 را پس از 10 سال کار مداوم سیاسی- امنیتی کلید زده و در سطوح مختلف آن را مدیریت کردند. در شرایط فعلی، جریان اصلاحات همه مولفه‌های اساسی را برای مبدل شدن به اسب تروای غرب برای تسخیر دژ انقلاب اسلامی داراست.
 
2- از جمله پرسش‌های اساسی که با دیدن اینگونه مطالبات نسنجیده مبتنی بر تحلیل‌های نادرست از خواست ملت ایران، بر ذهن هر انسان انقلابی تبادر می‌کند این است که آیا اساسا جریان اصلاحات با توجه به مجموع اتفاقات 2 دهه گذشته و بویژه وقایع عبرت‌آموز سال 88 ظرفیت وجودی، لیاقت اجتماعی و حقانیت سیاسی برای مشارکت در امر سرنوشت‌ساز انتخابات حساس 24خرداد 1392 را دارد یا نه؟ در پاسخ به‌طور مختصر می‌توان گفت شکی وجود ندارد که رفتارهای سیاسی- اجتماعی احزاب و جریانات سیاسی برگرفته از مبانی فکری آنان بوده و عینا به‌واسطه مجموع وابستگی‌ها و دلبستگی‌های سیاسی آنان بروز و ثبوت پیدا می‌کند.
 
حقیقتا مجموع جریانات انحرافی اصلاح‌طلب که از گذشته‌ای دور منافع حزبی‌شان را بر ارکان منافع دشمنان ملت ایران استوار کرده و مصالح‌گذرای سیاسی‌شان را بر طناب پوسیده مصالح نامشروع دشمن گره معنایی زدند و اتفاقا در هر 2 غائله تیر 1378 و خرداد 1388 میداندار فتنه مشهود براندازی نظام بودند حکما نمی‌توانند در انتخابات پیش‌رو مشارکت حزبی داشته باشند.
 
3- طبعا پیش‌شرط مشارکت سازنده حزبی- تشکیلاتی در امور سیاسی در هر کشوری پایبندی و التزام به قانون اساسی، قوانین مصوب و رعایت همه‌جانبه منافع ملی آن کشور است.
 
بازبینی مواضع و عملکرد سیاسی- اجتماعی جریان اصلاحات موید این حقیقت تلخ است که این جریان بر‌خلاف ادعاهای ظاهرا مصلحانه به دلیل داشتن وابستگی‌های عمقی ایدئولوژیکی به مبانی نظری غرب هیچ پایبندی نظری به قانون اساسی کشور نمی‌تواند داشته باشد. آشکار است که در ادامه مسیر نیز جریان اصلاحات ناگزیر بوده است به‌واسطه عبور از حریم قانون اساسی عملا چوب حراج بر منافع ملی بزند. از منظری دیگر کاملا طبیعی است که تنها هدف غایی این جریان وابسته به غرب از تلاش برای دسترسی به منابع قدرت سیاسی- به هر نحو ممکن- شکل‌دهی و هدایت تلاش‌های هدفمند گسترده برای ایجاد تغییرات بنیادین در متن قانون اساسی کشور و خارج کردن قطار انقلاب اسلامی از ریل اصلی‌اش بوده است.
 
برای نمونه مطابق با اصول متعددی از جمله اصل 113 قانون اساسی، اجرا و پاسداری از قانون اساسی مهم‌ترین وظیفه و رسالت رئیس‌جمهور است که وی در محضر نمایندگان ملت به قرآن مجید سوگند یاد می‌کند که به وظایف مصرح خویش عمل کند. اما برای نمونه فرد اصلاح‌طلبی مانند محمد خاتمی به محض رسیدن به پست حساس ریاست‌جمهوری و بر‌خلاف سوگند جلاله‌اش، ایجاد تغییرات بنیادین در متن قانون اساسی را در دستور‌کار قرار می‌دهد و این رفتار ضد قانون اساسی در حالی صورت می‌گیرد که او باید به‌طور ذاتی مجری و پاسدار حریم و حدود همین قانون اساسی باشد نه مسؤول ایجاد تغییرات بنیادین در آن.
 
4- داشتن صداقت سیاسی با ملت خویش یکی از ابتدایی‌ترین الزامات فعالیت سازمان‌یافته سیاسی از سوی احزاب و اشخاص در هر کشوری است. در عین حال نمی‌توان فراموش کرد که یکی از خصلت‌های ذاتی جریان اصلاحات فعال در کشور داشتن نفاق گسترده پیدا و پنهان در گفتار و عمل است که البته وجود این نفاق در نزد آنان بنا به دلایل مختلفی کاملا قابل هضم می‌نماید. در واقع هسته مرکزی و بدنه تشکیلاتی جریان اصلاحات که مبتنی بر جهان‌بینی اومانیستی حاکم بر دیدگاه‌هایشان شکل گرفته است در هدف‌گذاری‌های استراتژیک خویش تقابل و خصومت‌ورزی عینی با مطالبات استقلال‌طلبانه ملت ایران را در دستور‌کار قرار داده است اما به ناچار و با توسل به انواع دروغ صرفا در کلام، خویش را سرباز انقلاب و حافظ منافع مردم ایران معرفی می‌کند.
 
5- به هر صورت اعتقاد به سکولار و پلورالیسم دینی، فرهنگی و ستیز با اصول اسلام ناب محمدی‌(ص) و هجمه بر اعتقادات ارزش‌مدار ملت ایران بنیان اصلی تفکرات اصلاح‌طلبان را تشکیل می‌دهد. نگاهی گذرا بر مبنای فکری و سابقه عملی اصلاح‌طلبان گواه می‌دهد که مبنای فکری جریان اصلاحات در عرصه حکومت و حکومتداری آموزه‌ها و دیدگاه‌های خاص وارداتی از غرب است. دیدگاه‌های انحرافی وارداتی که جریان اصلاحات به دلیل ترس از واکنش ملت ایران همواره ناگزیر به پنهان‌سازی این اعتقادات بی‌اساس سیاسی- دینی است. به هر حال مجموع این اعتقادات باطل باطنی از جمله علل جدی دیگری است که مانع از فراهم شدن حق مشارکت حزبی در انتخابات پیش رو برای جریان اصلاحات می‌شود.
 
طبیعی است صاحبان چنین تفکرات مادی‌محور مجاز به مشارکت در انتخابات نیستند. باید پذیرفت ‌ریز و درشت انحرافات فکری جریان اصلاحات معلول سکولاراندیشی و دین‌گریزی آنان است و این نوع اندیشه تعرضات اساسی با خواست‌های حقیقی ملت ایران دارد. در حقیقت راه دادن عناصر وابسته به دشمن در متن بازی‌های سیاسی و انتخاباتی کشور امری خلاف مصلحت و قاعده عقلانیت‌گرایی است. به‌طور حتم نمی‌توان منافع کلی کشور را مطابق با سلایق و منافع فردی اشخاص سنجید.
 
6- نگاهی به بدنه اصلی جریان اپوزیسیون مستقر در خارج از کشور نشان می‌دهد که قاطبه رهبران کنونی آن افراد اصلاح‌طلب منافقی بودند که سال‌های متمادی در پوسته‌ای از نفاق و دو‌رویی بر مسند امور اجرایی و حتی مناصب تصمیم‌ساز کشور تکیه زده و تدریجا با افشای چهره مزورانه‌شان ناچار به فرار مخفیانه از کشور شدند و در چند سال گذشته در دشمنی با ملت و خیانت به کشور سنگ تمام گذاشتند.
 
7- از سوی دیگر انواع دشمنی‌های بی‌شماری که در طول 20 سال گذشته این طیف آلوده به انحرافات فکری- سیاسی در حق ملت بزرگ ایران انجام داده است از دیگر حقایق تلخ وجودی جریان اصلاحات است. مثلا همین امروز تحریم ملت ایران از سوی غربی‌ها محصول راهنمایی‌ها و گرا دادن‌های اصلاح‌طلبان است. عملکرد جریان اصلاحات در دوران حاکمیت 8 ساله آنان بر سرنوشت کشور مستندا گویای آن است که آنها در عین حال که از بیت‌المال و اموال عمومی ارتزاق می‌کردند اما در خیانتی آشکار از همه ابزارهای ممکنه فرهنگی، سیاسی، هنری، رسانه‌ای و... در اختیار دولت برای هجمه به مبانی دینی و تقویت جریان نواندیش دین‌گریز و حاکمیت‌بخشی به مبانی فلسفی این نوع تفکرات در جای جای جامعه نهایت بهره را بردند.
 
به هر صورت به نظر می‌رسد هر یک از عناصر فعال جریان اصلاحات بر حسب ماموریت محوله از سوی غربی‌ها موظف هستند تا حد توان و متناسب با میزان صبوری ملت و دستگاه‌های امنیتی- قضایی کشور به خوش‌خدمتی به غربی‌ها مبادرت کرده و تدریجا با روشن شدن جایگاه عوامل یادشده در اردوگاه اپوزیسیون و در نهایت محدود شدن عرصه دشمنی با ملت ایران در داخل کشور بار سفر و اقامت در خارج از کشور را ببندند. لذا در خوش‌بینانه‌ترین حالت نیز نمی‌توان حق مشارکت در انتخابات برای چنین جریان نالایق خائن به منافع ملی قائل شد.
 
8- در خاتمه لازم به اشاره است که بر اساس تجارب تاریخی گذشته قابل درک است ملت ایران که سالیان متمادی زخم‌خورده جریان اصلاحات بوده است و طعم تلخ خیانت اصلاح‌طلبان را با گوشت و پوست خویش لمس کرده نمی‌تواند بر سر اصول با اصلاح‌طلبان سازش کند. حقیقتا دشمنان سر‌سخت نظام و دوستان منفعل به‌طور دقیق باید بدانند که امت حزب‌الله و ملت ایران که برای پیروزی و پیشبرد انقلاب اسلامی و همچنین تثبیت نظام جمهوری اسلامی هزینه‌های سنگینی را متحمل شدند تحت هیچ شرایطی اجازه حضور به جریان اصلاحات که آلوده به انواع خیانت‌های سیاسی، ملی است در عرصه انتخابات آتی را نخواهند داد.


نوشته شده در : دوشنبه 16 بهمن 1391  توسط : mah .    نظرات() .

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر