تبلیغات
9 دی، حماسه ملت ایران - .

امروز:

.

 

 


757378_orig.jpg - 84.25 Kbبیانیه نهایی استکهلم ٢ تمرکز بر راهبرد انتخابات آزاد را به‌عنوان فرایند برتر برای گذار به دموکراسی پیشنهاد می‌کند، بدون آن‌که به عملی بودن چنین فرایندی از منظر تاکتیکی اشاراتی داشته باشد. این کلید واژه اولین بار توسط هاشمی رفسنجانی طرح و مورد استقبال اپوزیسیون قرار گرفته است.


رویداد، در بیانیه پایانی هیچ‌گونه اشاره‌ای در مخالفت با افزایش تحریم‌ها و به‌خصوص مخالفت با حمله نظامی به کشور نشده است، که ممکن است قابل تأمل باشد.


در هفته ای که پلیس شهر استکهلم، بنا به گزارش رادیو بین المللی سوئد، از نیروهای پلیس شهرهای دیگر از جمله یوتبوری و مالمو برای فرو نشاندن اعتراضات و آشوب های خیابانی عمدتاً مهاجرین و پناهندگان تقاضای نیروهای کمکی کرده بود، حدود شصت و پنج فعال فراری ایرانی بعد از کنفرانس های استکهلم ١، بروکسل و پراگ در سالن ساختمان جنبی پارلمان سوئد جمع شدند تا به گفته میزبان اصلی این گردهمایی یعنی آقای کارل فردریک مالم عضو حزب محافظه کار و دست راستی لیبرال مردم سوئد (Folkpartiet liberalern) خود را برای احراز قدرت در ایران منسجم و آماده کنند. آقای فردریک مالم که حزبش در ائتلاف دولت سوئد حضور دارد شدیداً مدافع تشدید تحریم ها بر علیه ایران و بر روی میز بودن "گزینه های مختلف" می باشد. وی در سخنرانی افتتاحیه خود گفت: "وقتی درباره کنفرانس‌ها و سمینارها صحبت می‌کنیم، مردم می‌گویند که یک کنفرانس دیگر، یک سمینار دیگر و از این کنفرانس ها چیزی در نمی‌آید؛ اما وقتی روز تغییر فرا می‌رسد، نیروهای دموکراسی‌ خواه باید برای آن آماده باشند. نشست فعلی، یک کنفرانس و سمینار مانند بقیه نیست. کنفرانس مهمی است برای پل زدن میان نیروهای مختلف دموکرات و برای این است که این نیروها را برای "تغییری" که در طی چند سال آینده احتمالاً رخ خواهد داد، آماده کند" (این ترجمه دقیق سخنان فردریک مالم که به انگلیسی صحبت می کرد، می باشد و بازگردان مترجم رسمی جلسه که در برخی از سایت ها منتشر شده است، ترجمه دقیق بیانات ایشان نیست). وی در ضمن از شهریار آهی بعنوان برگزار کننده این کنفرانس تشکر کرد.


حقیقت این است که برگزار کنندگان این کنفرانس از جمله شهریار آهی مدت های مدیدی است که با شخصیت های سیاسی سوئد از جمله فردریک مالم جهت تبیین اهداف پروژه "اتحاد برای دموکراسی در ایران" گفت و گو و مذاکره داشته اند. طبیعتاً آقای مالم نمی تواند بدون آگاهی از اهداف دست اندرکاران این پروژه، هدف این مجموعه کنفرانس ها را "آماده کردن بخشی از اپوزیسیون" برای روزی که تغییر فرا می رسد، توصیف کند از منظر بسیاری از ایرانیان، این یعنی پروژه "کرزای پروری" و یا "چلبی سازی" به زبان دیپلماتیک و عرف سیاسی می باشد. بر خلاف ادعاهای قبلی برگزار کنندگان، بندهای ٣ و ٦ سند راهبردی (بخش درک ما از انتخابات آزاد و منصفانه) پیشنهاد تشکیل یک مرکز و یا شورای (بخوان رهبری) تحت عنوان "شورای پیشبرد" و زیر هسته های پشتیبانی در نقاط مختلف جهان را ارائه می دهد. این در حالی است که دست اندرکاران این پروژه در ابتدای کار یعنی بلافاصله بعد از نشست مخفی و غیر علنی خود در مرکز اولاف پالمه شدیداً به مخالفان و منتقدان خود حمله کردند و مدعی شدند هدف از نشست استکهلم فقط گفتمان بین نحله های مختلف سیاسی می باشد و ایجاد "رهبری" و یا آلترناتیو سیاسی را در دستور کار خود ندارند. هدف بیان شده اولیه "بحث و گفتمان" بعداً به "فرایند گفتمان انتخابات آزاد" تبدیل شد و اینک صحبت از "انتخابات آزاد" بمثابه ارائه طریق به آمریکا بنا به گفته آقای جواد خادم و "پروژه فشار" بر ایران و نه نفی کامل آن بنا به گفته آقای شهریار آهی می شود. علیرغم پشنهاد واضح برای تشکیل یک مرکز و یا شورا در سند راهبردی، شهریار آهی در مصاحبه دو روز پیش خود تاکید می کند که ما به دنبال تشکیل یک "مرکز" و یا "کانون" محوری نیستیم. بیانیه پایانی نشست امروز نیز تاکید بر "انتخابات آزاد" و وادار کردن نظام به عقب نشینی و واگذاری قدرت به اپوزیسیون می کند.

 

شهریار آهی روز شنبه در افتتاح کنفرانس استکهلم ٢ مدعی شد که "امروز شاهد این هستیم که سوئدی‌ها دلشان برای این می سوزد که در (ایران) و جاهای دیگر این (آزادی) و ارزش ها وجود ندارد! مردم ایران شایسته همین آزادی و برابری سوئد هستند." وی سوئد را نمونه نادری از دموکراسی در جهان خواند. البته نگارنده برای سیستم دموکراتیک سوئد احترام قائلم و تعبیر بد نشود؛ اما در هفته ای که فرزندان پناهندگان و مهاجران به همراه هزاران جوان غیر بومی که در سوئد به دنیا آمده اند، دست به شورش و قیام بر علیه "تبعیض" و "نابرابری" زده اند، شاید برای ادای مطلب متوسل به ادبیات متفاوتی می شدم؛ اگرچه بنده با شورش و خشونت غیرقانونی معترضین کاملاً مخالفم. بخش های دیگر سخنان شهریار آهی که در گذشته ای نه چندان دور برای مدت طولانی مشاور رسمی رضا پهلوی بود و با پشتکار، ظرافت و هوشمندی خاص خود موفق به ایجاد ارتباطات با بخش وسیعی از اپوزیسیون، شخصیت ها و نهادهای مختلف گردید، در خور تجزیه و تحلیل می باشند.


گزارش های متعدد در مورد تبعیض و نابرابری در سوئد را می توانید در سایت بخش فارسی رادیو بین‌المللی این کشور بخوانید. علاوه بر شورش های ضد تبعیض و نابرابری، تظاهرات، اعتراضات و اعتصاب غذای پناهندگان در سوئد امری عادی و روزمره شده است. شهریار آهی که خود در سوئد زندگی می کند نمی تواند از شورش و اعتراض و اعتصابات و تظاهرات (از جمله اخراج پناهجویان ایرانی) بی خبر باشد. نگارنده برای اکثریت شرکت کنندگان فرهیخته و محترم که از کشورهای دیگر خوشبختانه با تقبل هزینه توسط حامیان مالی نامعلوم و نامشخص در این سلسله کنفرانس های زنجیره ای حضور بهم رسانده اند، احترام قائلم؛ اما بین دنیای این میهمانان خوشبخت در پارلمان سوئد و شوربختی و دنیای تلخ و تجربه روزمره قربانیان تبعیض، اعتصاب کنندگان و پناهجویان ( از جمله تعداد بیشماری از هموطنان) تفاوت از زمین تا آسمان است. وانگهی علی رغم خالی بودن نیمی از صندلی های خالی سالن، فقط سه نفر "خودی" از جمع صدهزار نفری ایرانیان مقیم سوئد به کنفرانس دعوت شده بودند. در سوئد فعالان سیاسی مدنی و حقوق بشری بیشماری هستند، که متاسفانه جزو حلقه "اتحاد برای دموکراسی در ایران" محسوب نمی شوند. این عینیت انکارناپذیر با ادعای آقای شهریار آهی که در مصاحبه دو روز پیش خود با سایت ایران گلوبال می گوید " ما به دنبال اتحاد پلورالیستی و تکثرگرا بر علیه دشمن مشترک هستیم" همخوانی ندارد. وی تاکید می کند که اعتقاد به چند کانونی اپوزیسیون دارد و در همین راستا تلاش می کند و پروژه های مختلف چند کانونی و یا به عبارتی "پراکندگی" را به فال نیک می گیرد. در کنفرانس های قبلی قرار بر این بود که هر شرکت کننده یک دوست و یا همکار خود را برای نشست بعدی معرفی کند تا این مجموعه همانند شرکت های هرمی رشد پیدا کند. در کنفرانس پراگ بیش از صد نفر شرکت کردند، اگرچه تا به امروز توافق و اشتراک نظر حتی بر روی یک بیانیه پایانی کوتاه و کلی وجود نداشته است.

 

 
aaaa11421.jpg - 9.43 Kbچرا آقای روحانی به مردم نگفت که او در مذاکرات به غربی ها قول داده بود که برنامه غنی سازی ایران را تعطیل نگهدارد و در واقع در ازای این موضوع اروپایی ها پذیرفتند از ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت خودداری کنند؟

تسنیم، مهدی محمدی در یادداشتی با عنوان "چرا روحانی از واقعیت فرار می‌کند؟ "نوشت: حضور آقای حسن روحانی در برنامه گفت وگوی ویژه خبری دوشنبه شب (۶ خرداد) و اظهارات وی درباره برنامه هسته ای ایران، نگرانی در این باره را که آقای روحانی نگهبان مناسبی برای حقوق ملت ایران باشد، به شدت افزایش داده است. آقای روحانی در حالی صدا و سیما را متهم به دروغ گویی وتهمت زنی ومنتقدان خود را متهم به بی سوادی کرد که خود در جلوی دوربین صدا و سیما حداقل چند دروغ بزرگ به مردم گفت و در مواردی هم نشان داد که بر خلاف آنچه ادعا می کند از دانش کافی برای حتی روایت تاریخ پرونده هسته ای –که خود زمانی مسئول آن بوده- هم برخوردار نیست چه رسد به مدیریت آن.
چند سوال ساده زیر مسئله را روشن می کند:


۱- آقای روحانی همواره از عدم ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت به عنوان یکی افتخارات دوران مدیریت خود نام می برد اما به دو سوال پاسخ نمی دهد:
اول- این عدم ارجاع به چه قیمتی بود و آیا این هنر است که ما همه چیز را تعطیل کنیم تا پرونده به شورای امنیت نرود؟ و آیا اساسا وقتی بناست چنین روشی در پیش گرفته شود، دیگر «مدیریت» معنا پیدا می کند؟ آیا نمی توان همه چیز را تعطیل کرد و خود را خلاص نمود؟

دوم- آقای روحانی باید به این سوال جواب دهند که مبانی ارجاع پرونده هسته ای ایران آیا در زمانی جز دوره مدیریت ایشان بنا نهاده شد؟ اگر آقای روحانی در توافقنامه های تهران، بروکسل وپاریس تعهد نمی دادند که تعلیق یک اقدام اساسی برای اعتماد سازی است، آیا غرب دیگر می توانست موقعی که ایران تصمیم گرفت غنی سازی را آغاز کند، ایران را به عدم پای بندی به تعهداتش متهم کرده و پرونده را به شورای امنیت بفرستد؟ این تعهدات را چه کسی برای ایران ایجاد کرده بود؟


۲- سوال دیگر این است که آقای روحانی همواره گفته اند –و در برنامه انتخاباتی خود هم تاکید کردند- که برنامه هسته ای ایران در دوره ایشان تکمیل شده است. سوال اصلی در این باره این است که آیا آقای روحانی کاری جز این کرده است که دربرنامه هسته ای ایران –مثلا در نطنز- در حد آزمایشگاهی یک آزمایش انجام داده و بعد برنامه را تعلیق کرده است؟ در واقع در دوره آقای روحانی به تدریج برنامه ایران تعطیل شد نه اینکه توسعه پیدا کند و غربی ها هم در پیشنهاد اوت ۲۰۰۵ صراحتا گفتند که هدف آنها از تضمین های عینی که ایران باید واگذار کند تعطیلی همیشگی غنی سازی در ایران است.


۳- آقای روحانی ادعا می کند که شورای حکام در نوامبر ۲۰۰۴ صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران را پذیرفته است. سوال این است که اگر واقعا چنین است، چرا پرونده ایران پس از آن به شورای امنیت ارجاع شد؟ آیا غربی ها با یک حمله ساده و قطعنامه نوامبر ایشان را فریب نداده و تعلیق برنامه غنی سازی را از ایشان نگرفته بودند؟


۴- آقای روحانی ادعا کرده است که در دوره ایشان با روسا صحبت می شد و در دوران جدید با مدیران کل صحبت شده است. آیا آقای روحانی نمی داند که نمایندگان ۱+۵ در مذاکرات با ایران معاونان وزرای خارجه و مسولان پرونده ایران در وزات خانه های متبوع خود هستند نه مدیران کل؟ ضمنا ایران در مکانیسم ۱+۵ امریکا را هم وارد کرده در حالی که در دوره آقای روحانی مذاکرات صرفا با وزرای خارجه اروپایی انجام می شد و امریکا به راحتی تصمیم های آنها را وتو می کرد. هدف آقای روحانی از این دروغ پردازی ها چیست؟


۵- آقای روحانی در اظهارات خود گفته است که وزرای خارجه اروپایی به او قول داده بودند در صورت ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت اقدام امریکا را وتو کنند. اما چرا روحانی این موضوع را به مردم نگفت که در همان مذاکرات او به غربی ها قول داده بود که برنامه غنی سازی ایران را تعطیل نگهدارد و در واقع در ازای این موضوع اروپایی ها پذیرفتند از ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت خودداری کنند؟
 
 
سی ‌دی قرمز
 
 "اسفندیار رحیم مشایی" با وجود عدم احراز صلاحیت از سوی شورای نگهبان اعلام کرده است که برمی‌گردم ؛ 48 ساعت قبل از رای گیری تایید صلاحیت و با 33 میلیون رای رئیس جمهور می ‌شوم.به گزارش سیرنیوز به نقل از رسانه ها، وی در دیدار با اعضای ستاد خود خاطرنشان کرد که با توجه به وضعیتی که برای ما پیش آمده ، پیش بینی ما همین بود و همین انتظار را داشتیم.
مشایی گفت ، جز مسیر قانون هیچ مسیر دیگری نداریم. این مشکل فقط به دست رهبری قابل حل است و ما این مطالبه را داریم. رای ما بسیار بسیار بالاست و ورود کنیم با قاطعیت پیروز هستیم ! و این قاطعیت همه مشکلات داخلی و خارجی را حل خواهد کرد.
بر پایه این گزارش ها ، عوامل جریان انحرافی هم در جلسات خود اعلام کرده اند که ما یک سی دی قرمز داریم که در آن ناگفته‌ها و افشاگری‌های فراوانی وجود دارد؛ اگر این سی دی پخش شود سرنوشت انتخابات عوض می‌ شود.
مشایی که به علت برخی اظهارات و اقدامات خود مانند طرح موضوع مکتب ایرانی به جای مکتب اسلام در طول سال های گذشته از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت شده ، در روزهای اخیر اظهاراتی را در ارتباط با حمایت از ولایت فقیه مطرح کرده است.
محمود احمدی نژاد رییس ‌جمهور نیز با همه وجود برای حمایت از مشایی وارد میدان شده است و حتی وی را در جریان ثبت نام همراهی نمود.
 
 
 


44538.jpg - 19.02 Kbاگر در نظرسنجی کارشناسی اول، 70 درصد گفتمان بخش فارسی بنگاه سخن‌پراکنی دولت بریتانیا در خدمت جریان‌های فتنه و انحرافی بود، این بار تقریبا ۱۰۰ درصد گفتمان آنها در خدمت جریان فتنه است.

فارس، تاکنون 6 گزارش در خصوص نحوه عملکرد بی‌بی‌سی فارسی در حوزه انتخابات 92، مطالعه فرموده‌اند. در این 6 گزارش نسبتا مبسوط، در دو حوزه عملکرد مستقیم بی‌بی‌سی فارسی در انتخابات و شیوه تاثیرگذاری روانی این رسانه، مطالبی در اختیار مخاطبان گرامی فارس قرار گرفته است.

در همان اولین گزارش و با تحلیل نظرات کارشناسان بی‌بی‌سی، به استحضار مخاطبان محترم رسید که بالغ بر 70 درصد از ادبیات این رسانه در خدمت جریان فتنه و جریان موسوم به انحرافی است. اساس این نتیجه‌گیری نظرات بیش از 20 کارشناس مورد وثوق بی‌بی‌سی فارسی بود که به این سوال پاسخ داده بودند که موضوع اصلی در انتخابات آتی ریاست‌جمهوری چه خواهد بود؟

بخش فارسی بنگاه سخن‌پراکنی بریتانیا، این بار نیز به سراغ همان خیل کارشناسان رفته است و سوال دیگری را مطرح کرده است که پاسخ‌های داده شده به این سوال، موضوع گزارش هفتمی است که در اختیار شما قرار می‌گیرد. سوال مزبور چنین است: «تاثیر انتخابات و اعتراضات 88 بر انتخابات 92 چیست؟»

* آنالیز شیوه طرح سوال

طرح سوال مزبور، چند گزینه را به ذهن مخاطب آگاه متبادر می‌سازد:

الف – سوال کاملا در مسیر همان چیزی است که در گزارش اول فارس به آن اشاره شد: «گفتمان فتنه»؛

ب – در طرح سوال فرض بر آن است که فتنه 88 همچنان بر انتخابات آینده ایران تاثیر دارد چرا که سوال از جنس «چگونگی» است؛

ج – سوال مزبور دارای سه وجه مختلف است که دو وجه آن متغیر مستقل و یک وجه آن متغیر وابسته است. انتخابات 88 و ناآرامی‌های پس از آن دو متغیر مستقل هستند و انتخابات ریاست‌جمهوری 92، متغیر وابسته است.

* جامعه کارشناسان بی‌بی‌سی فارسی

بی‌بی‌سی فارسی تقریبا از همان جامعه کارشناسانی استفاده کرده است که در سوال اول خود نیز به سراغ آنان رفته بود. مهم‌ترین خصیصه این جامعه کارشناسان همان‌طور که در گزارش اول نیز بدان اشاره گردید، تصادفی نبودن و موضع‌مند بودن آن است. در واقع بی‌بی‌سی فارسی گروهی از کارشناسان را انتخاب کرده است که کاملا با پاسخی که می‌خواهد بدان برسد، تطابق دارند. به‌عبارت دیگر، این رسانه که این روزها کم از «مهندسی انتخابات» سخن نمی‌گوید، هم سوال و هم پاسخگو را کاملا مهندسی‌شده انتخاب کرده است.

این روش بی‌بی‌سی فارسی، در تناقض با رویکردهای کلان این رسانه قرار دارد که نظر خود را عموما در هاله‌ای از ابهام به مخاطب منتقل می‌کند تا بی‌طرف به‌نظر برسد. به‌عکس، هم شیوه طرح سوال و هم جامعه پاسخ‌گویان، آشکارا موضع بی‌بی‌سی را نشان می‌دهند.

این امر می‌تواند نشانه‌ای از آن باشد که بنگاه سخن‌پراکنی دولت بریتانیا، در برابر انتخابات ریاست‌جمهوری ایران شمشیر را از رو بسته است.

* محتوای پاسخ‌ها

پیش‌فهم‌های پاسخ‌دهندگان به سوالات، از موثرترین عوامل تاثیرگذار بر پاسخی است که به یک سوال می‌دهند. به‌عبارت دیگر، «فضای روانی» از جمله موارد روشن‌کننده پاسخ است. پاسخ‌دهندگان به سوالات بی‌بی‌سی یا همان کارشناسان، در واقع افرادی در اردوگاه «تقابل با نظام جمهوری اسلامی» هستند و بنابراین، روشن است که پاسخ‌های آنان در راستای تخریب انتخابات 92 است.

در بررسی مفاهیم مطرح شده از سوی کارشناسان بی‌بی‌سی فارسی، 17 کلیدمفهوم را می‌توان شناسایی کرد. این کلیدمفهوم‌ها در واقع خلاصه گفتمان بی‌بی‌سی را در خصوص انتخابات ایران در برمی‌گیرند:

1- مشروعیت از دست‌رفته در انتخابات 88

2- شکاف اجتماعی غیر قابل ترمیم

3- عدم اعتماد مردم به صندوق‌های رای

4- شفاف نبودن انتخابات

5- عدم وجود اعتماد بین مردم و نظام

6- فضای بسته سیاسی

7- مهندسی انتخابات

8- رقابتی نبودن انتخابات

9- تحریم انتخابات و اعتراض به نتایج آن

10- اصلاح‌طلبان بدلی

11- حذفی بودن و دوئلی بودن انتخابات

12- حمله به جایگاه و نقش رهبری نظام

13- تعمیق شکاف بین مردم و نظام

14- چالش امنیتی در انتخابات

15- انتخابات ناسالم

16- انتخابات نمایشی

17- رادیکالیزه شدن مخالفان جمهوری اسلامی پس از انتخابات 88

در این بین به صورت استثنایی و تنها به دو نکته و نه مفهوم کلیدی در گفتارهای کارشناسان بی‌بی‌سی فارسی می‌توان برخورد که تا حدودی موضعی تعدیل‌کننده دارند: «ورشکستگی اپوزیسیون خارج‌نشین جمهوری اسلامی و همراهی آنان با تحریم‌های ضدایرانی غرب» و «ابراز امیدواری یک کارشناس به پل زدن بر شکافی که در سال 88 ایجاد شده است.»

* ارتقای 30 درصدی بی‌بی‌سی!

اگر در نظرسنجی کارشناسی اول، 70 درصد گفتمان بخش فارسی بنگاه سخن‌پراکنی دولت بریتانیا در خدمت جریان‌های فتنه و انحرافی بود، این بار تقریبا 100 درصد گفتمان آنها در خدمت جریان فتنه است! از سوال گرفته تا پاسخ، همه چیز در اختیار فتنه‌جویان 88 است که ظرف 8 ماه بلواهایشان ثابت کردند که هدف آنها نه اعتراض به نتیجه یک انتخابات بلکه براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران است.

در بین 17 موردی که از نظرات کارشناسان محبوب بی‌بی‌سی استخراج گردیده، حتی یک مورد نیز نمی‌توان یافت که به شاخص‌های گفتمان فتنه نزدیک نباشد و برخی از کلیدمفهوم‌ها نیز عینا در مفصل‌بندی گفتمان فتنه می‌گنجد.

از آنجا که موضع جریان فتنه هم در خصوص اصل نظام جمهوری اسلامی و هم در خصوص انتخابات 92 اظهر من الشمس است، تردیدی نیست که تصمیم‌گیرندگان بی‌بی‌سی نیز از همان موضع در قبال انتخابات ریاست‌جمهوری کشورمان بهره می‌برند.

این بدان معناست که بی‌بی‌سی با نزدیک شدن زمان انتخابات، پرده‌های تزویر را می‌درد و ماهیت اصلی موضع خود را نشان می‌دهد.

* فرجام

معتقدین به گفتمان انقلاب اسلامی ایران هرگز انتظار موضعی منصفانه از سوی رسانه‌های فارسی‌زبان خارجی در خصوص انتخابات ریاست جمهوری ایران را ندارند و نخواهند داشت بنابراین این شیوه پوشش رسانه‌ای برای ایرانیان چندان عجیب نیست.

حافظه تاریخی ملت ایران برهه‌های را به‌خاطر دارد که همین بی‌بی‌سی به بازگشت شاه به ایران و تداوم 25 ساله دیکتاتوری پهلوی یاری کرد و همچنین حمایت‌های این رسانه از ناآرامی‌های پس از انتخابات 88 نیز معاصرتر از آن است که از خاطرها گریخته باشد.

بی‌بی‌سی رسانه قدرتمندی است اما ملت ایران در طول تاریخ پرشکوه خود ثابت کرده است که از دشمنان قدرتمند هراسی ندارد. فارس باز هم تلاش می‌کند گفتمان عمومی بی‌بی‌سی فارسی در انتخابات را مورد مداقه و واکاوی بیشتر قرار دهد.


 
 
کمیته محتوایی ستاد مردمی حمایت از دکتر سعید جلیلی،01 دلیل وجود دارد که اثبات می کند دکتر سعید جلیلی اصلحیت دارد و باید به وی رأی دهیم.

1. ایجاد برانگیختگی و گرایش در قلوب و دلهای مردم

234535.jpg - 8.43 Kbآراء در نظام اسلامی بر عواطف و عقول مردم مبتنی است. تفاوت مردم سالاری دینی با دموکراسی متعارف و لیبرال همین است

2. جلیلی قابلیت کاریزما شدن و تبدیا شدن به یک چهره بسیار محبوب را داراست و ناکنون نیز شور ایجاد شده این نکته را ثابت می کند

3. قابلیت ایجاد اجماع در طیف و سلایق مختلف اصولگرایان

4. ولایتمداری

نوع ولایتمداری یا ارتباط مدیران اجرایی با ولی فقیه می توان متصور شد:

o ولی امر، حرفی می زند، فرد انجام نمی دهد

o ولی امر، حرفی می زند، فرد تمهید می کند تا اگر شد انجام شود ولی اگر نشد نشد و امور رها می شود

o ولی امر، حرفی می زند، فرد تمهید می کند تا انجام شود ولو بلغ ما بلغ و به هر ترتیب موضوع را به سرانجام می رساند

o مدیران راه را برای حرف ولی امر باز می کند و رفتار آن ها به بسط ید ولی فقیه می انجامد

که ایشان قائل به نوع سوم و چهارم هستند

اطاعت عملی از ولی فقیه (ضرب الله مثلا رجلا فیه شركاء متشاكسون ورجلا سلما لرجل هل یستویان مثلا الحمد لله بل أكثرهم لا یعلمون "(الزمر 29)

هماهنگی با مقام عظمای ولایت در تئوری و عمل ( نمونه آن مدیریت پرونده هسته ای متناسب با ریل گذاری رهبری انقلاب)

5. موفقیت در پرونده هسته ای

این پرونده، بزرگترین پروژه نظام در شش سال اخیر بوده است

o طبق نظر رهبری عمل شده است

o از حیث احقاق حقوق مردم و ... بخوبی جلو رفته

o عامل پیشرفت در فناوری های نو و برتر شده است

6. ظاهر دینی و انقلابی (اعتزاز و افتخار به انقلابی گری)

از حیث جامعه شناختی دینی، تیپ ایشان نماد رزمندگان و سلحشوران دهه شصت است. وی مجاهد قائم است نه اهل قعود

7. اهل قعود در مبارزه نبوده است

 جنگ تحمیلی (جانبازی)

 دولت اصلاحات ( خروج از وزارت امور خارجه در آن مقطع)

 فتنه 88 (مدیریت میدانی فتنه در جایگاه دبیر شورای عالی امنیت ملی)

 جریان انحراف (مواضع شفاف و محکم عملی)

8. استقلال (عدم وابستگی به هیچ حزب و گروه و جناح سیاسی )

9. عدم وجود هیچ سابقه منفی ( رای منفی ندارد)

10. رفتار محکم انقلابی

 در عمل نشان داده شده

 سلوک فردی

 سلوک مدیریتی

11. ساده زیستی: ساده زیستی را ادبیات سازمانی کرده است.

 چرا ساده زیستی در ادبیات نهج البلاغه و ادبیات دینی مهم است؟

12. استکبارستیزی

13. جلیلی هر چهار نوع هوش را در سطح بالا داراست

 هوش سیاسی

 هوش مدیریتی

 هوش گفتمانی

 هوش تشکیلاتی

14. بهره مندی از گفتمان انقلابی؛ عدالت طلبانه بدون انفعال و وادادگی

 چگونگی حل مشلات توسط گفتمان انقلاب در حوزه اقتصاد، سیاست بین الملل و ... باید تبیین شود

15. تسلط به حوزه بین الملل

 اهمیت بیداری اسلامی در این مقطع و رزونانس ( یا تاثیر تشدیدی متقابل) انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی

 حرکت در مسیر تحقق تمدن اسلامی با اشراف به منطقه و شمال آفریقا

 رزونانس بیداری اسلامی و تمدن اسلامی در آینده

 اشراف به مسایل غرب، اروپا و آمریکا با توجه به مسوولیت ایشان در وزارت خارجه (معاونت اروپا و آمریکا)

16. موفقیت در انتخابات منجر به برگ برنده نظام در پرونده هسته ای خواهد شد و تایید عملی مردمی روند اخیر نظام است

17. شکل گیری مجدد تقابل عدالت و اشرافیت

 اشتباهات احمدی نژاد بیان شود و دوباره گفتمان عدالت احیا شود

 صحیفه خوانی حضرت امام و ادبیات ساده زیستی و کاخ ستیزی و مبارزه با ثروت اندوزی حرام

18. مبارزه با عملیات فریب دوقطبی هاشمی - مشایی

 به حاشیه رفتن جریان انحراف در دوقطبی جلیلی جریان هاشمی

 تشریح جریان فتنه و جریان انحراف و نحوه پیوند خوردن این دو و مشابهت های گفتمانی و روشی آنها

19. تحصیلات عالیه دانشگاهی مرتبط ( دکترای علوم سیاسی)

20. برانگیختگی در نخبگان و گروه های مرجع جبهه فکری انقلاب

21. بهره مندی از یک برنامه جامع

 

شورای عالی امنیت ملی با توجه به وظیفه اصلی خود در جهت تامین امنیت کشور و این موضوع که امنیت یک مقوله چندوجهی است و دارای ابعاد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است، برنامه مدونی حاصل مطالعات گسترده گروه های کارشناسی در اختیار دارد.

22. مبانی قوی فکری و عقبه تئوریک متقن

23. تعامل با توده ها و مردم

 علیرغم شغل دیپلماتیک، بیان وی به لسان قوم است

24. جلیلی مورد بغض دشمن است و این شاخص صریح حصرت امام خمینی است

 با شنیده شدن خبر احتمال حضور وی، تخریب های رسانه های معاند بین المللی آغاز گشت و شیب آن هر روز افزایش می یابد

25. شجاعت در مقابل هژمونی و ابهت توخالی غرب

26. قاطعیت و اقتدار

27. تیم داشتن و قائل بودن به کار جمعی

28. قدرت مقابله با فساد هم به واسطه اهتمام به این کار هم به دلیل پاک بودن خود وی

29. مورد اعتماد علما و مراجع تقلید که بروز آن در سفر وی به قم و دیدار آنان و بخصوص در بیانات مشهود بود

30. قائل بودن به آزاد کردن ظرفیت های مردمی کشور و مدیریت کشور با کمک مردم

 
 
 


نوشته شده در : سه شنبه 7 خرداد 1392  توسط : mah .    نظرات() .

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر