تبلیغات
9 دی، حماسه ملت ایران - بازخوانی تروریسم حزبی در دوران اصلاحات

امروز:

بازخوانی تروریسم حزبی در دوران اصلاحات

بازخوانی تروریسم حزبی در دوران اصلاحات

ترور ناجوانمردانه در دوران اصلاحات تنها به حوزه سیاست مربوط نبود بلکه توپخانه اصلاحات سنگر های اعتقادی مردم را نیز مورد هجوم قرار داده بود و به عنوان پیاده نظام مدرنیسم در ایران جوخه های اعدام مذهب را روزانه در رسانه هایش بر پا می کرد.

 به گزارش بولتن نیوز به نقل از پایگاه 598، روز گذشته همایش بزرگداشت شهید محراب آیت الله صدوقی در سالن همایش های دانشگاه شهید بهشتی تهران برگزار شد. در این همایش که برخی از چهره های برجسته جریان اصلاحات حضور داشتند سید محمد خاتمی به سخنرانی پرداخت. وی ضمن بیان ویژگی های شخصیتی آیت الله صدوقی و تمجید از شخصیت وارسته این شهید بزرگوار، به بحث پیرامون تروریسم پرداخت و ضمن بیان ریشه های ترور در جوامع بشری، ترور را به دوقسم حذف فیزیکی و حذف غیر فیزیکی تقسیم کرد.

وی در تشریح قسم دوم به دیکتاتوری حکومتها اشاره کرد و گفت: "اگر در جامعه‌ نظامی حاکم باشد که حق دیگران را به رسمیت نشناسد، حرمت دیگران را زیر پا بگذارد؛ حق آزادی ،حق اندیشیدن ،حق بیان و حق برخورداری از یک زندگی انسانی را به رسمیت نشناسد خود به خود زمینه را برای اعمال خشونت فراهم کند و رابطه خودش با مردم را بر مبنای خشونت قرار دهد خود به خود زمینه عکس العمل این رفتار که پاسخگویی خشونت با خشونت است و تلاش برای حذف کسی است که در صدد حذف شماست پدید می‌آید و خود به خود زمینه های پیدایش حرکت‌های خشونت آمیز که ترور از مصادیق بارز آن است پدید ."

اما به نظر می رسد ترور غیر فیزیکی تنها منحصر در دیکتاتوری حکومتها نیست بلکه مصادیق دیگری هم دارد که جناب خاتمی از آن غفلت کرده اند! از مصادیق دیگر ترور غیر فیزیکی، ترور شخصیتی در بعد فردی و ترور فرهنگی در بعد اجتماعی است. زمانی که گروهی برای رسیدن به اغراض خود آبروی افراد و گروه های دیگر را هتک کرده و با جو سازی ها و تهمت پراکنی های رسانه ای در صدد بی حیثیت کردن آنها بر می آیند تا رقیب را از گردونه معادلات سیاسی حذف کنند این نیز از مصادیق ترور غیر فیزیکی است.

همان کاری که دوستان و هم حزبی های جناب خاتمی از ابتدای حکومت اصلاحات تا به امروز به آن مبادرت کرده اند. آقای خاتمی که ریشه ترور را در خودخواهی و از صحنه خارج کردن رقیب دانسته، ظاهرا فراموش کرده که چگونه دوستانش در دولت اصلاحات شخصیت های مخالف را ناجوانمردانه ترور شخصیتی کرده و آبرویشان را هتک کردند.

آقای خاتمی! به راستی گناه امثال حجت الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی چه بود که شخصیت ایشان در دوران اصلاحات با بمباران رسانه ای توسط دوستان شما مواجه شد؟ آیا غیر از این بود که در آن روزها این یار امروز شما ، رقیب قدرتمند اصلاحات به شمار می رفت؟

آیا ترور شخصیتی بزرگانی چون آیت الله جنتی، آیت الله یزدی، آیت الله مصباح و شهید بزرگوار آوینی در دوران اصلاحات تنها به خاطر اختلاف مرام سیاسی آنها با جریان اصلاحات نبود؟

انقلاب اسلامی در دوران اصلاحات به غیر از ترور شخصیتی بزرگانش، با یک ترور وسیع فرهنگی نیز روبرو شد. در این دوران، تقریبا هر روز رسانه های اصلاح طلب برخی از مبانی انقلاب اسلامی را به قصد قربت سر می بریدند! یک روز کاریکاتور امام(ره) را می کشیدند، روز دیگر اندیشه هایش را تاریخ مصرف گذشته می نامیدند. گاه ولایت فقیه را مورد تاخت و تاز قرار می دادند و گاهی نیز به تحریف افکار امام می پرداختتند.

اما این قتل عام ناجوانمردانه تنها به حوزه سیاست مربوط نبود بلکه توپخانه اصلاحات سنگر های اعتقادی مردم را نیز مورد هجوم قرار داده بود و به عنوان پیاده نظام مدرنیسم در ایران جوخه های اعدام مذهب را روزانه در رسانه هایش بر پا می کرد. زیر سوال بردن وحی و اصل نبوت، تشکیک در عصمت امامان، تردید در آیات قرآن و ارائه نظریه تسامح و تساهل از این دست حمله ها به مذهب بود.

خاتمی در ادامه سخنانش بن لادن و بوش را دارای منطق واحد دانسته و گفت:" در این حادثه بزرگ تروریستی(یازده سپتامبر) می‌بینید چگونه دو قطب مقابل همدیگر دارای یک منطقند؛ نو محافظه‌کاران به نمایندگی بوش به صراحت می‌گویند آن که با ما نیست بر ماست و ما حق داریم او را از صحنه برداریم و به هر گونه که تصمیم بگیریم و بخواهیم با او رفتار بکنیم عین همین منطق در قطب مقابل او یعنی بن لادن و القاعده وجود دارد"

باید از جناب خاتمی دوباره پرسید که تفاوت منطق اصلاح طلبان در دوره حکومتشان با منطق بوش و بن لادن در چیست؟ آنها نیز که مانند این دو هر که را در دایره فکری آنها نبود و از نظر سیاسی با آنها اختلاف نظر داشت بی رحمانه از صحنه خارج کرده و یا با تیر تهمت و افترا منزویش کردند.

البته در دوران غیر اصلاحات نیز این اتفاقات افتاده و این گونه بی رحمی ها گریبان گیر خیلی از سیاسیون شده است. اما جناب خاتمی که اینگونه عالمانه به تحلیل ابعاد ترور و تروریسم در جهان می پردازند و موشکافانه ترورسیم را ترسیم می کنند، بد نیست کمی به ابعاد عملی ترور و تروریسم در دوران ریاست جمهوری خود بپردازد تا از این پس در همایش هایی از این دست یادی نیز از شهدای این قسم ترور نیز بکند و برای آن همه کشتار بی رحمانه بخوانند الفاتحه مع الصلوات!

 

مقطع تحویل مسئولیتهای اجرایی فرصتی مبارک برای استمرار جهت گیریهای امام خمینی/ مسئله اقتصاد و ادامه پیشرفتهای علمی باید در اولویت کار مسئولان باشد

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب عصر امروز (یکشنبه) در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام، تحویل مسئولیتهای اجرایی را فرصتی مبارک برای استمرار جهت گیریهای منطبق بر قرائت حضرت امام خمینی (رض) در مسائل مختلف کشور خواندند و با تبیین واقعیات تاریخی و کنونی کشور تأکید کردند: مسئله اقتصاد و ادامه پیشرفتهای علمی، باید در اولویت کار همه مسئولان قرار داشته باشد.
به گزارش بولتن نیوز به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری؛ حضرت آیت الله خامنه ای در ابتدای سخنان خود با شکر و سپاس به درگاه خداوند متعال به سبب درک یک ماه رمضان دیگر و بهره مندی از برکات آن، گفتند: یکی از وظایف انسان این است که بعد از هر نصرت و تفضل الهی، تضرع و توسل به خدا را افزایش دهد.

ایشان با اشاره به نصرت های پی در پی الهی که شامل حال ملت ایران شده است، افزودند: آخرین مورد از تفضلات الهی، نصرت بزرگ خلق حماسه سیاسی در انتخابات ریاست جمهوری بود که آثار این حماسه عظیم، بتدریج در بخش های مختلف آشکار خواهد شد.

حضرت آیت الله خامنه ای تقارن حرکت بزرگ سیاسی ملت ایران و ماه مبارک رمضان را یک توفیق خواندند و افزودند: ماه رمضان که ماه رحمت و مغفرت الهی و ماه انابه و توبه است با همه برکات و ادعیه و اعمال خود زمینه ساز توجه و تضرع بیشتر انسان به خداوند متعال است که همه باید از این فرصت بزرگ و استثنایی بیشترین بهره را ببریم.

ایشان، به یاد خدا بودن چه در شرایط سختی و چه در شرایط راحتی و آسایش را ضامن حرکت تکاملی انسان برشمردند و خاطرنشان کردند: این توجه و توسل باید منجر به عمل شود که در این صورت، رکود و سکون و ناامیدی و بازگشت به عقب وجود نخواهد داشت.

رهبر انقلاب اسلامی لازمه چنین عملی را صبر و توکل دانستند و تأکید کردند: صبر به معنای پایداری، مقاومت و فراموش نکردن هدف است و توکل هم یعنی کار را انجام دادن و نتیجه را از خدا خواستن.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به نقش صبر و توکل در اعمال شخصی و همچنین امور مربوط به مدیریت کشور چند عنصر اساسی و اصلی را در بکارگیری این دو مقوله دخیل دانستند و خاطرنشان کردند: اولین عنصر، انتخاب جهت درست و حفظ جهت گیری صحیح است.

ایشان خاطرنشان کردند: اگر جهت گیری ها، غلط انتخاب شود تلاشهای مضاعف، نه تنها ما را به نتیجه ای نمی رساند بلکه از اهداف دور می کند.
حضرت آیت الله خامنه ای در تشریح جهت گیریهای صحیح در مدیریت کشور با یادآوری سخنان خود در مراسم امسال سالگرد امام خمینی (رض) افزودند: همچنانکه آن روز تأکید شد، جهت گیریهای صحیح انقلاب و کشور براساس قرائت معتبر امام، در همه زمینه ها مشخص است و نیازی به بررسی مجدد جهت گیریها نیست.

ایشان امام را حکیم و فقیهی پخته، خردمند و آگاه خواندند و افزودند: قرائت امام که در سخنان، نوشته ها و آثار ایشان از جمله در وصیتنامه آن بزرگوار، کاملاً بیّن و آشکار است، به عنوان حجت و شاخص مورد قبول نخبگان، زبدگان، مسئولان و آحاد ملت است البته گاه تفسیر غلطی از دیدگاههای امام ارائه می شود که کار بد و خاطرناکی است.


رهبر انقلاب افزودند: جهت گیریهای صحیحی که امام مشخص کرده است باید در سیاستهای کلان و خرد مدیریتی کشور، نقش برجسته و اساسی ایفا کند.

ایشان در ادامه بحث خود درباره عناصر دخیل در صبر و توکل در مدیریت کشور، بکارگیری همه ابزارها و نیروها و نیز اولویت بندی را مورد توجه قرار دادند و سپس به بررسی کلی واقعیتهای موجود در کشور پرداختند.

حضرت آیت الله خامنه ای، در مقدمه این قسمت از سخنانشان، مقاطع تحویل مسئولیتها و دولتها را مقاطعی خوب و مبارک خواندند و افزودند: ورود عناصر، دیدگاهها، ابتکارات و  سلایق جدید به «میدانِ جابجایی قدرت» عید و فرصت بزرگی است که باید از آن بخوبی استفاده کرد.

ایشان افزودند: بحمدالله جابجایی مسئولیتها در ایران اسلامی بجز سال 88 که برخی خطای بزرگی کردند و کشور را به لب پرتگاه بردند، همواره با آسایش، شادکامی و خوبی همراه بوده است.

رهبر انقلاب تأکید کردند: مجموعه، عناصر و گروهی که با فکرها و ابتکارات جدید وارد میدان می شوند باید با استفاده از کارهای انجام شده بنای رفیع کشور را بالاتر ببرند.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به کارهای فراوان و کارهای برجسته دولت فعلی افزودند: هر مجموعه باید به مجموعه قبل از خود نگاه مثبت داشته باشد و چقدر ارزشمند است اگر دولت بعدی نیز همین مقدار یا بسیار بیشتر از این، از خود فعالیت و تلاش نشان دهد.

رهبر انقلاب سپس در نگاهی کلان به اوضاع کشور 7 واقعیت را مورد توجه قرار دادند.
«موقعیت جغرافیایی ممتاز»، «تاریخ پرافتخار و تمدن کهن و ریشه دار»، «ثروتها و ذخائر طبیعی و استعداد برجسته انسانی» سه واقعیت نخستینی بودند که رهبر انقلاب به آنها اشاره کردند.

حضرت آیت الله خامنه ای در تشریح واقعیت چهارم افزودند: ایران در دو سه قرن اخیر از ناحیه «استبداد و دیکتاتوری داخلی» و «نفوذ و تهاجم فرهنگی و سیاسی خارجی»، ضربه های سختی خورده است که در هر گونه تحلیل کلان شرایط، باید مورد توجه قرار گیرد.

ایشان از بیداری ملی و عمومی در سه مقطع مشروطیت – نهضت ملی شدن نفت و انقلاب اسلامی به عنوان واقعیتی دیگر نام بردند و خاطرنشان کردند: قیام ملی در مشروطیت و نهضت ملی شکست خورد اما پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل جمهوری اسلامی پاسخ قاطعی بود به ضرباتی که ایران از ناحیه تهاجم بیگانه دریافت کرده بود.


حضرت آیت الله خامنه ای تجربه حرکت پیروزمندانه در عرصه های مختلف سیاسی – اقتصادی، علمی و فرهنگی را ششمین واقعیتی برشمردند که باید در نگاه کلان به کشور، مد نظر قرار گیرد.

ایشان افزودند: پیشرفت اعجاب برانگیز علمی – تأثیرگذاری غیرقابل انکار در مسائل مهم منطقه ای و بالتبع در مسائل جهانی – پیشرفتهای شگفت انگیز در سازندگی و چرخش کلان و 180 درجه ای فرهنگی نسبت به دوران طاغوت از جمله نشانه های حرکت پیروزمندانه 30 سال اخیر است.

رهبر انقلاب مردم سالاری دینی و مردم سالاری سالم را از بزرگترین موفقیتهای سیاست داخلی برشمردند و افزودند: دست بدست شدن سالم و واقعی قدرت اجرایی و تقنینی آن هم بدون خدعه ها و شگردهای رایج در غرب، مدل جدید و ارزشمندی است که ملت ایران و نظام اسلامی به دنیا عرضه کرده است.

ایشان در زمینه پیشرفتهای داخلی به آینده پر امید و نسل جوان پرنشاط کشور اشاره کردند و در حاشیه این مسئله افزودند: موضوع تحدید نسل، خطر بزرگی است که به گفته متخصصان و کارشناسان، ایران را دچار پیری عمومی و مشکلات فراوان می کند و باید جلوی آن را بگیریم.

رهبر انقلاب در همین زمینه خواستار توجه بیشتر نمایندگان مجلس به تقویت طرحی شدند که در زمینه تحدید نسل در مجلس در دست بررسی است.

آخرین واقعیتی که حضرت آیت الله خامنه ای در نگاه کلان خود به کشور مطرح کردند جبهه عریض و طویل دشمنان و معاندان جمهوری اسلامی بود.
ایشان خاطرنشان کردند: ارتجاع، استکبار، برخی سردمداران غربی و برخی مسئولان ضعیف دولتهای منطقه ای، در مقابل ملت ایران، جبهه گسترده ای ایجاد کرده اند که تاکنون در مقابل هیچ کشوری ایجاد نشده است.
رهبر انقلاب اسلامی سپس هفت واقعیت بیان شده را، مشخص کننده راه آینده برشمردند و تأکید کردند: واقعیات یاد شده نشان می دهد که دهه کنونی می تواند واقعاً به دهه پیشرفت و عدالت تبدیل شود که در این زمینه ابتکارات و فعالیتهای مسئولان و مدیران، فرصت و نعمتی الهی بشمار می رود.

ایشان در نوعی جمع بندی خاطرنشان کردند: برای استمرار پیشرفت و ادامه حرکت به سمت اهداف آرمانی، باید با تکیه بر صبر و توکل و ایستادگی در مقابل جبهه دشمنان، ساخت قدرت ملی و درونی را استحکام ببخشیم.
رهبر انقلاب اسلامی در تشریح عناصر ساخت قدرت درونی، بر لزوم عزم راسخ مردم و  مسئولان و متزلزل نشدن آنان در مواجهه با مشکلات و دشمنی ها تأکید و خاطرنشان کردند: مسئولان نباید به هیچ وجه در مقابل اخم و ترش رویی دشمن در عرصه های سیاسی، اقتصادی و تبلیغاتی دچار تزلزل شوند.

حضرت آیت الله خامنه ای درخصوص اولویت های کنونی کشور تأکید کردند: مسئولان کلان، و سیاستگذاران و همه مسئولان کشور باید در شرایط فعلی تمرکز و توجه خود را بر دو اولویت اصلی یعنی مسئله اقتصاد و پیشرفتهای علمی قرار دهند.
ایشان گفتند: حماسه اقتصادی یکی از بخش های شعار امسال بود که امیدواریم همانگونه که حماسه سیاسی تحقق یافت، حماسه اقتصادی نیز با همت مسئولان انجام گیرد.

رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: البته حماسه اقتصادی کار کوتاه مدت نیست اما باید شروع شود.
حضرت آیت الله خامنه ای درخصوص اولویت دیگر یعنی پیشرفت های علمی، افزودند:  سرعت پیشرفت علمی کشور در ده سال گذشته بسیار خوب بود و نباید کُند شود زیرا برای رسیدن به سطح مطلوب و خطوط مقدم دانش جهانی، نیازمند حفظ این سرعت مطلوب هستیم.
موضوع دیگری که رهبر انقلاب اسلامی در بخش پایانی سخنان خود به آن اشاره کردند، موضوع تعامل با دنیا بود.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: ما همواره معتقد به تعامل با دنیا بوده و هستیم اما نکته مهم در تعامل با دنیا، شناخت طرف مقابل و درک اهداف و شگردهای اوست زیرا اگر او را به درستی نشناسیم، پشت پا خواهیم خورد.

ایشان تأکید کردند: در تعامل با دنیا، نباید عملکرد دشمنان خود را از یاد ببریم حتی اگر بنابر مصالحی، آن را به روی او نیاوریم.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به اظهارات اخیر امریکاییها برای مذاکره با ایران، گفتند: در ابتدای امسال هم گفتم که به مذاکره با امریکا خوش بین نیستم، اگرچه در سالهای گذشته مذاکره در مسائل خاصی همچون عراق را منع نکردم.

حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: امریکاییها غیرقابل اعتماد و غیرمنطقی هستند و در برخوردهایشان صادق نیستند.
ایشان افزودند: موضع گیری مسئولان امریکایی در همین چند ماه گذشته، بار دیگر ضرورت خوش بین نبودن به آنها را تأیید کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: در تعامل با دنیا، هنر این است که بتوانید راه خود را ادامه دهید بدون آنکه طرف مقابل بتواند مانع حرکت شما بشود و اگر تعامل با دنیا منجر به برگشت از مسیر شود، یک خسارت است.

رهبر انقلاب اسلامی همچنین مسائل منطقه را نیز مهم ارزیابی و خاطرنشان کردند: این مسائل باید مورد توجه مسئولان باشد.
پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، آقای احمدی نژاد رئیس جمهور گزارش مشروحی از عملکرد 8 ساله دولت در حوزه های مختلف بیان کرد. گزارش رئیس جمهور در قالب پاسخ به 21 سؤال طراحی شده بود که در پاسخ ها عملکرد 8 ساله دولت با عملکرد دولتهای قبل مقایسه می شد البته آقای احمدی نژاد تأکید کرد: مقایسه عملکرد دولت با دولتهای قبل به معنای نفی خدمات ارزشمند آن دولتها نیست.
سؤال اول رئیس جمهور درباره شرایط کار دولتهای نهم و دهم و نقش عوامل بیرونی در این شرایط، بود.


آقای احمدی نژاد در پاسخ به این سؤال، دو عامل بیرونی بحران جهانی اقتصاد و تحریم های گسترده اقتصادی و یک عامل شرایط داخلی از جمله خشکسالی سالهای اخیر، تنش های سیاسی سال 88، و سیاه نمایی برخی جریان ها را در هر گونه ارزیابی از عملکرد دولت بسیار مهم دانست.

سؤال دوم رئیس جمهور درخصوص وضعیت توسعه انسانی کشور در 8 سال گذشته بود.
آقای احمدی نژاد در پاسخ به این سؤال به آمارهای سازمانهای بین المللی اشاره کرد و گفت: براساس طبقه بندی سازمان ملل که در سال گذشته منتشر شد، ایران از لحاظ شاخص توسعه انسانی از رتبه 94 به رتبه 76 ارتقا یافته است. افزایش امید به زندگی از 70/2 سال در سال 84 به 73/2 سال در سال 91 و افزایش درآمد سرانه ایران از 9144 دلار در سال 84 به 12623 دلار در سال 91، از دیگر آمارهایی بود که رئیس جمهور در این بخش به آنها اشاره کرد.

رئیس جمهور در تشریح پیشرفتهای کشور و خدمات دولتهای نهم و دهم در عرصه علم و فناوری گفت: افزایش 7 برابری ظرفیت پذیرش دکترای تخصصی – افزایش 12 برابری تولید دارو با فناوری پیشرفته، افزایش سهم ایران در تولید علم پزشکی جهان به 7/3 برابر و ارتقای جایگاه جهانی ایران در رشته های مختلف بویژه در نانو از رتبه 35 به رتبه 8 از جمله شاخصهای پیشرفت در این عرصه است.
آقای احمدی نژاد پیوستن ایران به معدود کشورهای دارای دانش و فناوری ساخت و پرتاب ماهواره و پیشرفتهای چشمگیر هسته ای را از دیگر نکات بارز حرکت کشور در 8 سال اخیر اعلام کرد و گفت: در آموزش عالی، به جایی رسیده ایم که ظرفیت پذیرش از ظرفیت متقاضی بیشتر شده است.

آقای احمدی نژاد سپس به تشریح آماری خدمات دولت در زمینه ایجاد اشتغال پرداخت و گفت: با طرحهایی همچون بنگاههای کوچک زود بازده، صندوق حمایت از فرصتهای شغلی، صندوق مهر امام رضا و بانک تعاون در مجموع میزان بیکاری در 8 سال اخیر بطور متوسط 11/4 درصد بوده است که نشان می دهد در مقایسه با دولتهای هفتم و هشتم، میزان بیکاری کمتر شده است.

آقای احمدی نژاد اعطای سهام عدالت به بیش از 40 میلیون نفر، اختصاص 1240 میلیارد تومان سهام ترجیحی به کارگران و اجرای گام اول هدفمندی یارانه ها را از گامهای بلند دولت برای تحقق عدالت دانست و افزود: در 8 سال اخیر بیش از 4 میلیون و 400 هزار نفر وام قرض الحسنه ازدواج دریافت کردند و بیش از 34 هزار میلیارد تومان وام برای مسکن در اختیار محرومان قرار گرفته است.

آقای احمدی نژاد در پاسخ به این سوال که "آیا در این دولت توزیع درآمدها بهتر و مردم مرفه تر شده اند یا خیر؟"، بهبود در سه شاخص ضریب جینی، نسبت مخارج دهك های اول و آخر درآمدی و همچنین میزان درآمد سرانه بر اساس برابری قدرت خرید را بعنوان شواهد بهبود رفاه مردم و توزیع درآمدهای دولت عنوان كرد.

وی در این زمینه خاطر نشان كرد: ضریب جینی در سال 84 ،‌ 0/4023 بود كه در سال 91 به 0/357 كاهش یافت كه نشان می‌دهد فاصله طبقاتی كاهش یافته است.
رئیس جمهور با ارائه آماری در خصوص نسبت مخارج بیشترین دهك درآمدی به كمترین دهك درآمدی در مناطق شهری و روستایی افزود: این نسبت برای اولین بار به كمتر از 10 كاهش یافت.

سوال هفتمی كه رئیس جمهور مطرح كرد از این قرار بود: "آیا دولت در مدیریت اقتصاد به اصلاحات و تحولات ساختاری اقتصاد توجه نكرد"؟
آقای احمدی نژاد برای پاسخ به این سوال به اجرای سیاست‌های اصل 44 قانون اساسی و واگذاری شركتهای دولتی و هفت برنامه مشخص در قالب تحول اقتصادی اشاره كرد.

وی اظهار داشت: اجرای قانون سیاستهای اصل 44 پس از تصویب مجلس آغاز شد و 119 هزار میلیارد تومان واگذاری بنگاههای اقتصادی صورت گرفت كه 70 درصد این واگذاریها از طریق بورس بود.
رئیس جمهور اجرای قانون هدفمند یارانه ها را گام دیگری در اصلاح ساختارهای اقتصادی كشور برشمرد و تصریح كرد: مدیریت مصرف انرژی، توزیع عادلانه یارانه، مقابله با قاچاق سوخت و كاهش فاصله طبقاتی از اهداف اجرای این قانون بود.

وی همچنین افزود: مصرف روزانه بنزین در سال 86، 74 میلیون لیتر بود كه در صورت تداوم مصرف با این شیب، در سال 92 به 142 میلیون لیتر می رسید اما با اجرای هدفمندی یارانه ها، مصرف روزانه بنزین در سال 91 به 61 میلیون لیتر رسید.
آقای احمدی نژاد رشد 5 درصدی مصرف برق در بخش كشاورزی و رشد 9 درصدی در بخش صنعت را نشانه رشد تولید دانست و افزود:‌ صندوق بین المللی پول، روش ایرانی هدفمندی یارانه ها را بهترین روش معرفی و به دیگر كشورها، اجرای آن را توصیه كرد.
اصلاح نظام مالیاتی و اجرای طرح جامع مالیاتی، اجرای طرح تحول گمركی، آغاز اصلاح نظام توزیع، بخشهای دیگری از گزارش رئیس جمهور در خصوص اجرای سیاستهای اصلاح اقتصادی بود.

سؤال هشتم آقای احمدی نژاد به وضعیت بازار سرمایه در 8 سال گذشته اختصاص داشت. رئیس جمهور در پاسخ به این سؤال این آمارها را بیان کرد: تعداد سهامداران بورس از 3/ 4 میلیون نفر در سال 84 به 7/2 میلیون نفر در سال 91 رسیده است. شاخص کل بورس از 9460 واحد در سال 84 به بیش از 54 هزار واحد در سال 92 رسیده است.
آقای احمدی نژاد با ارائه این آمارها نتیجه گیری کرد که ارزش بازار سرمایه در هشت سال گذشته 7 برابر شده و اعتماد مردم و فعالان اقتصادی به بازار سرمایه افزایش یافته است.

نهمین سؤال رئیس جمهور درباره وضعیت قدرت عمل بانکها و بانک مرکزی در 8 سال گذشته بود. آقای احمدی نژاد در این بخش هم چند آمار ارائه کرد و گفت: قدرت وام دهی بانکها در سال 83 پانزده هزار میلیارد تومان بود که در سال 91 به پنجاه و یک هزار میلیارد تومان رسیده. سرمایه بانکها در هشت سال گذشته از یکهزار و پانصد میلیارد تومان به سه هزار و صد میلیارد تومان رسیده است. نسبت بدهی دولت به کل  مطالبات بانکی از 21/4% در سال 84 به 12% در سال 91 رسید و در سال 92 نیز بدهی دولت به بانکها کُلاً تسویه شد.
آقای احمدی نژاد در سؤال دهم خود پرسید: آیا این دولت بدهکارترین دولت در تاریخ است؟ وی در پاسخ گفت: دولت تمام بدهی خود را به بانک مرکزی تسویه و در واقع بدهی انباشته دولتهای قبلی را نیز تسویه کرده است.

رئیس جمهور درباره بدهیهای خارجی کشور نیز با استناد به آمار رسمی گفت: دولت در آغاز کار، کشور را با بدهی 41/9 میلیارد دلاری تحویل گرفت: اما اکنون با بدهی 15/9 میلیارد دلاری تحویل می دهد یعنی برخلاف تبلیغات فراوان، در 8 سال اخیر 26 میلیارد دلار بدهی خارجی کشور کاهش یافته است.
آقای احمدی نژاد مجموع سرمایه های خارجی وارد شده به کشور را از اول انقلاب تا سال 83، حدود 13 میلیارد دلار اعلام کرد و افزود: در 8 سال اخیر، بیش از 25 میلیارد دلار سرمایه خارجی جذب شده است.

رئیس جمهور در زمینه تجارت خارجی نیز با بیان آمارهای مختلف تأکید کرد: اوضاع کشور در این زمینه نیز بهبود یافته است.
افزایش تجارت خارجی به 635 میلیارد دلار در 8 سال اخیر و افزایش صادرات غیرنفتی از 38 به 171 میلیارد دلار از جمله آمارهای بیان شده در این بخش بود. آقای احمدی نژاد افزود: نسبت صادرات غیرنفتی به واردات نیز که شاخص مهمی در مباحث اقتصادی است از 25 درصد در سال 83، به 77 درصد در سال 91 رسیده و در سه ماه اول امسال اولین بار در تاریخ کشور، میزان صادرات به واردات افزایش یافته است.
رئیس جمهور در پاسخ به شبهه ای که گفته می شود دولت همه منابع را خرج کرده و برای دولت بعدی چیزی باقی نگذاشته است گفت: ارزش دارایی های ارزی بانک مرکزی در حال حاضر بیش از یکصد میلیارد دلار است که نسبت به 8 سال قبل که دولت را تحویل گرفتیم هشتاد درصد افزایش یافته است.

آقای احمدی نژاد همچنین میزان دارایی صندوق توسعه ملی را بیش از 52 میلیارد دلار و میزان دارایی نقدی این صندوق را بیش از 30 میلیارد دلار اعلام کرد.
رئیس جمهور در تشریح وضع نقدینگی و تورم نیز به مقایسه ی میان سالهای 76 تا 83 با 8 سال اخیر پرداخت.
آقای احمدی نژاد گفت: متوسط رشد نقدینگی در دولتهای هفتم و هشتم سالانه 27/1 درصد بود که در دولتهای نهم و دهم به 26/24 درصد کاهش یافته است.

رئیس جمهور افزود: نرخ سالانه تورم نیز در دولتهای قبل از دولت بنده 20/5 درصد بود که در 8 سال اخیر بطور متوسط به سالانه 17/7 درصد رسیده است.
سؤال نوزدهم رئیس جمهور درخصوص وضعیت تولید در 8 سال گذشته بود که آقای احمدی نژاد به متوسط نرخ رشد اقتصادی از 4/7% در فاصله سالهای 76 تا 83 به 4/4% در فاصله سالهای 84 تا 91 اشاره کرد و گفت: میزان سرمایه گذاری در حوزه صنعت در هشت سال قبل از این دولت، 21 هزار میلیارد تومان بود که در هشت سال اخیر به 115 هزار میلیارد تومان رسیده است.

افزایش تولید پتروشیمی از 18/2 میلیون تن به بیش از 60 میلیون تن، افزایش تولید فولاد از حدود 10 میلیون تن به حدود 24 میلیون تن، افزایش تولید سیمان از 33 میلیون تن به 80 میلیون تن و افزایش تولید خودرو از 960 هزار دستگاه به 2 میلیون دستگاه از دیگر آمارهایی بود که رئیس جمهور در بخش تولید ارائه کرد.
سوال بیستم رئیس جمهور در خصوص "میزان ظرفیت سازی در بخش آب، برق و انرژی" بود.
وی گفت مجموعه نفت و گاز تولید شده قابل استحصال تا قبل از دولت نهم معادل 9/1 میلیارد بشكه بود كه این عدد در هشت سال گذشته به 34 میلیارد بشكه رسید.

آقای احمدی نژاد میزان ظرفیت سازی در بخش برق و ذخایر آبی در دولتهای نهم و دهم را نیز تقریبا معادل 27 سال قبل از این دولت ها خواند.

"آیا كشاورزی در این دوره مورد غفلت قرار گرفت"؟ این سوال بیست و یكم آقای احمدی نژاد بود. وی در پاسخ خاطر نشان كرد: تولید محصولات كشاورزی از 86/9 میلیون تن در سال 83 به 118 میلیون تن در سال 91 رسید و تراز صادرات كشاورزی به واردات نیز از 1/35میلیارد دلار در سال 83 به 2/17 میلیارد دلار افزایش یافت.

رئیس جمهور در بخش پایانی سخنانش با تأکید بر اینکه گزارش بیان شده فقط گوشه ای از خدمات و فعالیتهای دولت بوده است افزود: همه توفیقات ملت و کشور در سالهای اخیر آنهم در شرایطی که همه دشمنان برای کارشکنی و تشدید فشارها بسیج شده بودند در پرتو عنایات خاص الهی و لطف ویژه امام زمان (عج) – حمایتهای ارزشمند مقام معظم رهبری – بزرگواری و همدلی ملت – همکاری نهادها و دستگاههای مختلف و پاک دستی، ارزش مداری، عدالت محوری و تواناییهای تخصصی اعضای دولت بدست آمده است.

آقای احمدی نژاد با سپاس و تشکر صمیمانه از ملت ایران، رهبر فرزانه انقلاب، همکاران دولت در سراسر کشور، نهادها و دستگاههای مختلف و رسانه ها تأکید کرد: همچنان و همیشه خود را بدهکار انقلاب و امام و شهیدان بزرگواری می دانیم که همه توفیقات حاصل ایثار و بزرگواری آنهاست.

 


خود آوینی‌ پنداری که به جدول زده

هرچند خیلی این جمله را شنیدیم ولی هنرمندان این اصل را خوب درک می‌کنند: آنچه از دل برآید بر دل نشیند. هرچقدر آوینی از روی دلش کار می‌کرد و قلوب مخاطبان را تسخیر می‌کرد، نوری‌زاد بودجه‌های ردیف‌دار رسانه‌ ملی را نشانه می‌رفت و البته، بددلی بینندگان را. بخاطر همین است که هیچ‌وقت نتوانست آوینی بشود. هرچند خودآوینی پنداری‌هایش که هنوز ادامه دارد، سرجایش باقی بود.
گروه فرهنگی ـ محمد نوری‌زاد از زمانی خودش را بر سر زبان‌ها انداخت که در جمع گروه روایت فتح قرار گرفت. در جمع یاران سید شهدای اهل قلم، یعنی آقا سیدمرتضی آوینی. شاید بخاطر همین هم بود که بعضی‌ها تصور می‌کردند بعد از آوینی، باید مسیر را در رکاب نوری‌زاد طی کنند. اما تاریخ چه زود این تصور را متحول کرد.

به گزارش بولتن نیوز، نوری‌زاد از همان اولش هم نشان داد که توانایی آوینی شدن ندارد. چون هرچقدر آثار آوینی هنر جذب کردن داشت و انقلابی یا غیرانقلابی را پای تلویزیون میخ‌کوب می‌کرد، آثار نوری‌زاد بد ساخت و کلیشه‌ای و شعاری بود تا جایی که آن زمان که بچه حزب‌اللهی می‌نمود، بچه حزب‌اللهی‌ها هم با آن آثار ارتباط برقرار نمی‌کردند.

مثلاً سریال‌ وی بر مبنای شاهنامه و داستان رستم و سهراب را یادتان می‌آید؟ اگر اشتباه نکنم از شبکه‌ی دوم سیما پخش می‌شد. چقدر قسمت اولش مشتاق بودیم که یک اثر فاخر می‌بینیم. اما هنوز سریال به نیمه نرسیده بود که خورد توی ذوق‌مان. و یا فیلم شاهزاده‌ی ایرانی که سال 84 جایزه‌ی بهترین فیلم اقتباسی را گرفت! – چون اصلا فیلم اقتباسی دیگری وجود نداشت – همان داستان تکراری محتوای خشک و نپخته و روایت‌گری خسته کننده و نابلدانه.

هرچند ما خیلی این جمله را شنیدیم ولی هنرمندان این اصل را خوب درک می‌کنند: آنچه از دل برآید بر دل نشیند. هرچقدر آوینی از روی دلش کار می‌کرد و قلوب مخاطبان را تسخیر می‌کرد، نوری‌زاد بودجه‌های ردیف‌دار رسانه‌ی ملی را نشانه می‌رفت و البته، بد دلی بینندگان را. بخاطر همین است که هیچ‌وقت نتوانست آوینی بشود. هرچند خودآوینی پنداری‌هایش که هنوز ادامه دارد، سر جایش باقی بود.

اما شاید یکی از بهترین جاهایی که می‌شود تفاوت بین اصل آوینی با بدل‌های نچسب آوینی را درک کرد، در مقایسه‌ی نامه‌ی آقاسید مرتضی به رهبر انقلاب باشد با نامه‌‌هایی که نوری‌زاد می‌نویسد. مثلاً همین آخرین نامه‌ی نوری‌زاد را در برابر مرقومه‌ی آوینی بگذارید تا تفاوت‌ها خودش را نشان بدهد. آقا سیدمرتضی در بخشی از نامه‌اش می‌نویسد:

«ما با حضرتعالی به‌عنوان وصیّ امام امت(ره) و نایب امام زمان(عج) تجدید بیعت كرده‌ایم و تا بذل جان در راه اجرای فرامین شما ایستاده‌ایم؛ همان‌گونه كه پیش از این درباره‌ی امام امت(ره) بوده‌ایم و بسیارند هنوز جوانانی كه عشق به اسلام و شوق رضوان حق، آنان را در میدان انقلاب نگه داشته است؛ با همان شوری كه پیش از این داشته‌اند‌.‌ خدا شاهد است كه این سخن از سر كمال و صدق و از عمق قلوب همان جوانانی سرچشمه گرفته است كه در تمام این هشت سال بار جنگ را بر شانه‌های ستبر خویش كشیدند. ما به جهاد فی سبیل‌الله عشق می‌ورزیم و این امری است فراتر از یك انجام وظیفه‌ی‌ خشك و بی‌روح. این سخن یك فرد نیست؛‌ دست جماعتی عظیم است كه به‌سوی حضرت شما دراز شده تا عاشقانه بیعت كند.‌ بسیارند كسانی كه می‌دانند شمشیر زدن در ركاب شما برای پیروزی حق، از همان اجری در پیشگاه خدا برخوردار است كه شمشیر زدن در ركاب حضرت حجت(عج) و نه تنها آماده،‌ كه مشتاق بذل جان هستند. سرِ ما و فرمان شما.»

اما محمد نوری‌زادی که خود را پرورش یافته‌ی مکتب صاحب قلم نامه‌ی فوق می‌داند، بعد از چرخش 180 درجه‌ای خود و پایین آمدن از خر افراط و ابتلا به تفریط، در نامه‌ای از سر گستاخی به رهبر انقلاب می‌نویسد که:

«ما هرچه فریاد می‌زدیم: ای رهبر گرامی، بنا به دلایلی که خود شما و سردارانِ فربه‌ی شما بهتر می‌دانید، ما مخالفیم و معترضیم و خواهان تغییریم، جناب شریعتمداریِ کیهان سرش را بالا می‌انداخت و یک "نع” نثار ما می‌کرد و می‌گفت: شما مرده‌اید و وجود خارجی ندارید. ما در جواب می‌گفتیم: ما نمرده‌ایم ...»

چقدر تفاوت است بین خیل مشتاقان رهبر انقلاب که آقاسید مرتضی "از سر کمال و صدق" به آن اشاره می‌کند با "ما هستیم" نوری‌زاد که از سر عقده‌های سیاسی‌ست و همین انتخابات ریاست جمهوری اخیر ثابت کرد چقدر هستند و بودن‌شان در مرز نابودی‌ست. باری، آقای نوری‌زاد: تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف. آوینی‌شدن مسیری‌ست که طی آن در مرحله‌‌ی اول به گذشتن از خود محتاج است. مقدمه‌ای که گویا در شما خیلی وقت است که کور شده.

 

 

رادیو دیروز: اگر احساس خطر کردید، تیراندازی کنید! حتی اگر این احساس اشتباه باشد، و فرد مضروب کشته بشود هم، اصلاً مهم نیست. فقط به رنگ فرد دقت کنید که سیاه پوست باشد! به مکان تیراندازی هم توجه شود تا جایی غیر از آمریکا نباشد. این یکی از حقوق شهروندی سفیدپوست هاست که به پاس قرنها آدم کشی آمریکا به شهروندان اعطا می شود.
به گزارش بولتن نیوز به نقل از  رادیو دیروز، قانون شما را کاملاً مورد حمایت قرار می دهد، و هیئت منصفه ای متشکل از چندین نفر هم با شما خواهند بود تا فقط یک قاضی بدنام نشود. به هر حال، "رأی مردم" است، "رأی هیئت منصفه"! "مردم" حربه ای در دست دشمنانِ اصلی مردم. هیئت منصفه، تشکل های مردم نهاد، دموکراسی، اجماع جهانی، شورای ... .


اینها همه و همه حکم آچار و پیچ گوشتی و ابزار کار یانکی ها را دارند. هرجا کارشان با تهدید و تطمیع پیش نرفت، از سپر محکمی به نام "مردم" استفاده می شود و عجیب هم مقامات آمریکایی در مقابل آن تمکین می کنند. البته گاهاً ممکن است نظر مردم متفاوت باشد با نظر آقایان. آنجا باید بازنگری شود تا خدای نکرده نظر مردم "نادرست" بیان نشده باشد. نمونه اش هم روی کار آمدن مرسی است بعد از هزاران کشته و مجروحی که انقلاب مصر اهداء نمود. مرسی باید حبس شود حتی اگر ۶۱ درصد رأی آورده باشد. گاهی هم انقلاب مخملی می کنند. این انقلاب یعنی وقتی رأی مردم و خواست آمریکا دوتا شد، به سرعت توسط "خودِ مردم"، به رأی مردم دهن کجی نموده، با آتش زدن چند سطل زباله، آن را به سطل زباله می اندازند تا حکومت مورد علاقه آنهایی که زمانی رسماً با جنگ های جهانی اعتقادات پوچ خود را بر همگان تحمیل می کردند، حاکم شود بر مردم دنیا. یکی دیگر از این نمونه ها هم شورش های خیابانی ۸۸ در ایران بود که چون نامزدهای مورد حمایت آمریکا رأی نیاوردند، دستور شورش از آمریکا صادر می شد.

به گزارش رادیو دیروز، اتفاقی که اصلاً عجیب هم نبود در آمریکا افتاد. یک یانکی فقط به صرف به گفته خودش احساس خطر کردن، به سمت یک رنگین پوست تیراندازی کرده، وی را می کشد و حتی برای این اتفاق بازداشت هم نمی شود! بعد از رسانه ای شدن موضوع، در دادگاهی فرمایشی محاکمه شده و تبرئه می شود، به همین سادگی.
این مساله تا زمانی که محدود به دادگاه و نظر هیئت منصفه باشد اصلاً در آمریکای وحشی مایه تعجب نیست اما وقتی به مطالبه مردمی (که بعضاً سیاه هم نیستند و به خیابانها می آیند و سی شهر آمریکا را فرا می گیرد) تبدیل می شود، اندکی قابل تأمل می شود! وقتی قابل تأمل تر می شود که رئیس جمهور گردن کلفت و عربده کش آمریکا می گوید حق را به خانواده قربانی می دهم اما این قانون است! رادیو فردا توجیهات عجیب اوباما را در مورد مساله زیمرمن اینطور بیان می کند:

"اوباما در بیانیه‌ای از شهروندان خواسته بود که "در آرامش بیاندیشند". رئیس جمهور آمریکا با اشاره به ضرورت «تغییر قوانین حمل اسلحه» گفته بود:"ما ملتی قانونمند هستیم و هیئت منصفه نظر خود را بیان کرده است. باراک اوباما طرف کسانی را گرفت که می‌گویند تیراندازی در این مورد هیچ دلیل نداشت. اوباما همدلی خود را با خانواده مارتین نشان داد. او «قانون دفاع از خود» را که به قتل مارتین انجامیده است نیز زیر سوال برد. این قانون در ۳۰ ایالت آمریکا اجرا می‌شود؛ بر پایه آن تهدید جانی به شهروندان اجازه می‌دهد -برای نمونه- دست به سلاح ببرند. رئیس‌جمهوری آمریکا در عین حال گفته است که سیاه‌پوستان آمریکایی به خوبی از تبعیض نژادی‌ای که در اجرای قوانین جنایی وجود دارد، آگاهند"

اوباما رئیس جمهور سیاه پوستی که روی کار آمدن خودش نیز یک "تبعیض" از نوع "نژادی" بود توان انجام هیچ کاری برای هم نژاد های خود را ندارد. وی به عنوان چهره ای سیاه پوست، روی کار آمد تا آتش افروزی های بوش دائم الخمر را بپوشاند و وجهه آمریکا را ترمیم نماید وگرنه به وی اجازه حضور ر این سطح داده نمی شد. جالب آنجاست که همین رئیس جمهور بی کفایت وقتی در افغانستان، عراق، مصر و سایر بلاد مسلمین احساس می کند حقی تضییع(!) می شود، جان سربازان سفید پوست را سر دست گرفته به آن کشور ها لشگر کشی می کند! هزاران نفر از آنان را می کشد تا شاید مثلاً افغانها را تربیت کند که دیگر دست به کشتن هم نوع خود نزنند!


نوشته شده در : سه شنبه 1 مرداد 1392  توسط : mah .    نظرات() .

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر